( 76
)
روز بروز ضعيف
تر كرده و قوى را قويتر مى كند. استعمار نوامروزه به راحتى انجام
مى شود و بسيارى از ملل درال توسعه اجبارا براى دستيابى به مواد
صنعتى و تكنولوژى آن را مى پذيرند.
ورود كشورهاى سوسياليستى قدرتمند به صحنه استعمار نو
بازار
راداغتر كرده است . كشورهاى در حال توسعه كوشيده انداز طريق سازمان
ملل و ياايجاد سازمانهاى منطقه اى و وحدت عمل در برابراين روش
مقاومت كنند. كشورهاى اوپك ازاين جمله اند.استعمار
امروز حتى از
طريق فرهنگ و تمدن و تكنولوژى نيز نفوذ مى كند كه در حقيقت لباس خود
را عوض كرده است(1)].
سيستم سرمايه دارى در كشورهاى
اروپائى به قدر كافى رشد و تكامل اقتصادى و سياسى خود را پيموده و
ازاين راه به بشريت خدمات قابل ملاحظه اى كرده است .
- تكامل صنعت و
پيشرفت علوم و فلسفه و حقوق و غيره جزء خدمات برجسته دوره
سرمايه دارى نسبت به دوره فئوداليسم محسوب مى شود.ايجاد راههاى شوسه
خط آهن
دانشگاه
تاتر
نشر كتب و جرايد
تشكيل احزاب واحزاب و
اتحاديه ها و بالاخره توسعه كارخانجات و غيره
مرهون شرايط مادى و
اقتصادى دوره سرمايه دارى است ولى هرگز نبايد فراموش كنيم كه
امپرياليزم محصول نهائى سرمايه دارى خواهد بود و براى اينكه اين
موضوع روشن شود
بايد به نوع روابط اقتصادى در دوره اقتصادى در
دوره سرمايه دارى توجه كنيم
ابتدا سرمايه دار با ايجاد آتليه ها و كارخانجات كوچك بازار صنايع
دستى را كساد مى كند و پيشه وران را به ورشكستگى سوق مى دهد. پيشه ورى
كه باابزار ساده توليد خود زندگى روزمره واحتياجات خانوادگى خويش
را بر طرف مى نمود
طبعا در مقابل رقابت اجناس مرغوبتر وارزانتر
صاحبان صنايع تاب مقاومت نياورده ورشكست مى شود.
اين پيشه ور براى آنكه از گرسنگى نميرد سرانجام مجبوراست
كه به عنوان يك كارگر ساده
نيروى كار خود را به اختيار
سرمايه داران بگذارد
ضمن ورشگستى تدريجى صنايع دستى
كارخانجات
كوچك
پرقدرت مى شوند وازاين راه ثروت مردم در دست اشخاص معينى
متمركز مى گردد.
عامل ديگرى كه در تقويت سرمايه داران و تمركز ثروت آنها دخالت
مستقيم واصلى دارد
استثمار كارگران است واين عامل از هر نقطه
نظر
مقام اول اهميت رااحراز مى كند.اگر چه ما مفهوم استثمار را در
جاى ديگرى تشريح مى كنيم ولى براى آنكه روح امپياليسم بهتر روشن شود
دراينجا بطوراختصار بمعنى آن توجه مى نمائيم
كارگرى كه فاقد
وسائل توليداست نيروى كار خود را
|