( 56 )

دستورالعملها

نامه آخوند شيخ محمد بهارىهمدانى

دراين بخش بر آن شديم كه دستورنامه هائى را كه فقيهان و عارفان بزرگ به دوستان يا شاگردان خود نوشته اند بياوريم . تا راه و روش بهتر و عينى تر تهذيب نفس را در پيش ديدها نهد و ظرايف و لطايف سير نفسانى و عروج معنوى انسان را تبيين كند و روشنگر راه سالكان باشد. به همين منظور در شماره قبل به درج رهنمودهاى پرارج عالم ربانى و عارف صمدانى آخوند ملا حسينقلى همدانى اقدام كرديم واينك دراين شماره ارشادات و راهنمائيهاى عارفى ديگراز سلسله[ سالكان واصل] و [عارفان واله] را كه هدر قالب نامه اى به يكى از شاگردان خود در ترغيب به سلوك و تهذيب نفس نوشته است مى آوريم باشد كه ازانفاس قدسيه و كلام نغز و پر مغز آنان اثر پذيريم و دستورالعملهاى آن عالمان را نصب العين خويش قرار دهيم .

( 57 )

بسمه تبارك و تقدس

آنچه بر جناب آقا شيخ احمد لازم است اين كه تامل درستى نمايد ببيند بنده است يا آزاد؟اگر ديد آزاداست خودش مى داند هر كارى بخواهد بكند. واگر دانست بنده است و مولى دارد سر خود نيست هر كارى بكند ولو دستى حركت دهد از وى جهت آن سئوال خواهد شد و جواب درستى بايد بگويد.

پس بنابراين بايد سعيش در تحصيل رضاى مولايش باشد.اگر چه ديگران راضى نباشندابدا 1 .

غرض اصلى از خلقت حاصل نخواهد شد بجزاينكه معرفت و محبت ميان عبد و مولى باشد 2 .

و تحصيل تقوى محتاج بچند چيز است كه چاره ندارداز آنها:

يكى پرهيزاز معاصى است . بايد معاصى را تفصيلا ياد بگيرد هر يك را در مقام خود

( 58 )

ترك نمايد.از جمله معاصى است ترك واجبات پس بايد واجبات خود را هم به مقدار وسع وابتلاء به آنها ياد گرفته و عمل نمايد. واين واضح است با معصيت كارى اسباب محبت و معرفت موجود نخواهد شد.اگراسباب عداوت نباشد.

اگر شيخ احمد بگويد من نمى توانم ترك معصيت بالمره بكنم لابد واقع مى شوم از گناه مثل كسى است كه گناه نكرده 3 مايوس ازاين در خانه نبايد شد اگر چه هفتاد پيغمبر را سر برده باشد باز توبه اش ممكن است قبول شود. مولاى او قادراست كه خصماى دشمنان او را راضى كند از معدن وجود خودش جلت قدرته 4 .

دوم :اينكه مهماامكن پرهيزاز مكروهات هم داشته باشد به مستحباب بپردازد. حتى المقدور چيز مكروه بنظرش حقير نيايد. نگويد: كل مكرو ه جايز

بسا مى شود يك ترك مكروه پيش مولااز همه چيز مقرب تر واقع خواهد بود يا اتيان مستحب كوچكى 6 . واين بتامل در عرفيات ظاهر خواهد شد.

سوم : ترك مباحات است در غير مقدار لزوم و ضرروت .اگر چه شارع مقدس خيلى چيزها را مباح كرده براى اغنياء.اما چون درباطن ميل ندارد بنده او مشغول بغيراو باشدازامورات دنيويه لذا خوب است بنده نظرا بميل مولى اين مزخرفات را تماما يا بعضها ترك نمايد اگر چه حرام نباشدارتكاب آنها.اقتداء بالنبيين صل الله عليهم اجمعين و تاسيا بالائمه الطيين اطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين 7 .

چهارم : ترك كندماسوى الله را كه در دل خود غيراو راه ندهد. چه خوب گفته است خواجه :

نيست در لوح دلم جزالف قامت يار
چه كنم حرف دگر ياد نداداستادم

:اگر جناب شيخ احمد بگويد: بااين ابتلا به معاش وزنو بچه و رفيق و دوست چطور مى شود آدم ترك ماسوى الله بكند و در قلبش غير ياداو چيزى نباشد.اين فرض بحسب متعارف بعيداست و شدنى نيست .

مى گوئيم : آن مقدارى كه تو بايد ترك كنى آن هر كسى است كه ترااز ياداو جل شانه نگهدارد با آن شخص بايد بمقدار واجب و ضرورت بيشتر محشور نباشى . واما هر كس كه خدا را بياد تو بيندازد ترك مجالست او صحيح نيست حضرت عيسى على نبينا و له و عليه السلام فرمودند: معاشرت كنيد با كسانى كه رويت آنها خدا را بياد شما مى اندازد.

الحاصل : طالب خدااگر صادق باشد بايدانس خود را يواش يواش از همه چيز ببرد و همواره در ياداو باشد. مگراشخاصى را كه دراين جهت مطلوب بكارش بيايد. و آنهم بمقدار لازمه آن كار. پس با آنها بودن منافاتى با ياد خدا بودن ندارد. و محبت اين اشخاص از فروع محبت الهى است 9

( 59 )

.اگر شيخ احمد بگويد:اينها حق است ليكن من بااين حال نمى توانم بجا بياورم زيرا كه شياطين انس و جن بدور مااحاطه كرده و متصل وسوسه مى كند. هميشه مانعند. و ما هم كناره بالمره نمى توانيم بكشيم يعنى يك مرتبه نمى شوداز همه ى وسوسه ها آزاد شد 10 امر معاش اختلال پيدا مى كنند.از عهده خودمان هم بر نمى آييم تا كا ر به كار كسى نداشته مشغول خودمان باشيم ما كجااين حرفها كجا. 4

جواب مى گوييم اگر امورات آنى باشد همينطور است كه مى گويى از اين هم بزرگتر مثل كوه بدوا بنظر آدم مىآيد كوچك نيست ليكن اشكال در اين است كه تكليف شاق نكرده اند. پس همين قدر كه تدريجى شد ديگر كار درست مى شود مردم بتدريج باز و شاهين و ساير مرغهاى صيدى رارام كرده بدست گرفته اند11.

پس ملخص كلام اينكه در هر مرتبه كه هستى آن نيم رمق كه دارى آنقدر را كه بسهولت مى توانى بعمل آورى اگر در آن مسامحه نكردى آن را بجا آوردى همچنين بر قوت تو مى افزايد. بلكه زياده . زيرا كه فرمود تو يك وجب بيا من يك زارع . و اگر مسامحه كردى آن مقدار قوتت هم در معرض زوالست .

مثلا شب را تا صبح خوابيدى بناى بيدارى داشتى نشد. حالا كه هم اول صبحست تا ملتفت مى شوى پا شو. بين الطوعين را بيدار بودن خودش فيض عليحده و توفيقى است از جانب حضرت الله جل جلاله .اين را به مسامحه بر خودت تقويت مكن . بشيطان گوش مده كه مى گويد حالا بوقت نماز صبح زياد است قدرى بخواب غرض معلوم است . 12

( 60 )

و همچنين در مجلسى نشسته خيلى لغو و بيهوده گفتى دلت سياه شده . اما مى توانى نيمساعت زودتر پاشوى بتدبير و حيل . پس اين نيم ساعت را از دست مده پا شو سرو و مگو چه فايده دارد من از صبح بخرابى مشغول بوده ام . باز مى توانى باين جزئى خيلى كارها را پيش ببرى انشاءالله تعالى . 13

ادامه دارد


پاورقى

1.امام پنجم[ ع] در وصيتى بشاگرد عارف خود جا بر جعفى بلندترين دستورالعملهاى عرفانى را مى دهد. گويا سخن فوق مضمون اين فرازاز وصيت حشرت است :

[. يا جابر... واعلم بانك لا تكون لناوليا حتى لواجتمع عليك اهل مصرك و قالوانك رل سوء لم يحزنك ذالك ولو قالوا:انك رجل صالح لم يسرك ذالك . ولكن اعرض نفسك على كتاب الله فان كنت سالكا سبيله زاهدا فى تزهيده راغبا ترغيبه خائفا من تخويفه فاثبت وابشر فانه لايضرك ماقيل فيك . وان كنت للقرآن فماذاالذى يغرك من نفسك !! تحف العقول .سخنان امام باقر.

اى جابر بمقام قرب ما نائل نشوى تا آنگاه كه اگر همه مردم تو را بد داننداندهگين نشوى واگر همه ى آنها تو را شايسته دانند شادان نگردى . بلكه خودت را بر قرآن عرضه كن اگر خود را رهرو راه آن دورى كننده از منهياتش عاشق دستوراتش و ترسان از تهديداتش يافتى براهت ادامه ده و مژده ات باد براين حالت . زيرا آنچه برايت گويند زيانى بتو نرساند. ولى اگر رفتارت را جداى از قرآن يافتى پس به چه چيز خود ميبالى

[ .2و ما خلقت الجن والانس الااليعبدون] قرآن هدف از خلقت را شناخت محبت خيز مى داند كه نتيجه اش عبوديت است . چونكه عابد بدون شناخت كالحمارالطاحونه است و نيزاين سخن مضمون روايتى است ازامام[ ع] كه مى فرمايد: قال داود[ ع] يا رب لماذا خلقت الخلق قال كنت كنزا مخفيا فا حببت ان اعرف الخلق لاعرف . كه هدف از خلقت را معرفت خدا مى داند. ينبوع الاسرار/09/

3.التائب من الذنب كمن لاذنب له . محجه البيضاء فيض كاشانى ج 7.25.

4.اين برخاسته از فلسفه تو به دراسلام است كه درب تو را بر شخص هر چند كناهكار باشد نمى بندد تا بيشتر در لجن معاصى و باتلاق گناه فرو نرود. بدين جهت است كه ياس از رحمت و مغفرت خداوند همرديف شرك به خدااست . و در حديث است كه : كلما عادلا لمومن بالاستغفار والتوبه عادالله تعالى عليه بالمغفره و[ ان الله غفور رحيم يقبل التوبه و يعفوا عن السيئات] فاياك ان تقنط المومنين من رحمه الله .اصول كافى ج 2.424.

5. همانطور كه مستحبات زمينه ساز فرائض و واجبات است مكروهات نيز عامل سقوط در منجلاب گناهان و معاصى و زمينه ساز محرمات است . كه : من اجتتب من الشبهات فقد نجى من المحرمات . و قال الصادق[ ع] اورع الناس من وقف عندالشبهه سفينه البحار2.489.

اين خطبه مولى الموحدين انسان را بياد فرياد درد آور فرزندش امام خمينى مى اندازد كه خطاب بروحانيون فرمود: نگرانى من و معنويت تا مردم از شما برگشته و خداوند بر شما خشم گيرد. و دوباره گرفتار سلطه طاغوت و آمريكا بشويد. چرا كه دنيا مرض است و عالم طبيب هنگامى كه طبيب دردمند گردد چسان درد گشا خواهد بود !! .

6. نوافل نه تنها زمينه ساز واجبات است . بلكه باعث قرب بخداوند و لقاءاو مى گردد چنانچه دراحاديث متعدد و بصورتهاى مختلف به اين مسئله اشاره شده است رجود شود به جامع احاديث الشيعه ج 7.99اصول كافى ج .12 ( عربى ) 352 و نيز ذيل پاورقى 1 پاسخهاى عقيدتى .

7.احب العبادالى الله المتاسى بنيه والمقص لاثره نهج البلاغه فيض خطبه 159.509 در همين خطبه امام على[ ع] به ترسيم روش معيشتى پيامبران مى پردازد و مى فرمايد موسى[ ع] بدرجه اى از سختى رسيد كه فرمود[ رب انى لماانزلت من خير فقير]. بخدا قسم جز نانى كه بخورد چيزى نخواست . بعد درباره رسول الله مى فرمايد: پيامبراطهر] ص] رااسوه خود قرار دهيد. زيرااو اسوه است براى اسوه جويان ...او چنان بود كه بر زمين غذا مى خورد و همانند بندگان مى نشست . خود كفشهايش را وصله مى زد و بدست خودش لباسهايش را مى دوخت . و برالاغ برهنه سوارمى شد و ديگرى ازاسحاب را نيو پشت سر خود سوار مى كرد.ر درب خانه اش پرده اى آويزان بوده داراى نقش و نگار به يكى از زنانش فرمود هان فلانه اين رااز جلو چشمم دور كن زيرا هنگامى كه او را مى بينم دنيا و زينت هايش بيادم مى آيد... أ

8.از پيامبراكرم[ ص] نقل شده كه فرموده اند[ :لايومن احدكم حتى يكون الله و رسوله احب اليه من سواهما. درذمره مومنان قرار نمى گيرد داز شما تااينكه خدا و رسولش رااز همه چيز بيشتر دوست دارد] و حضرت سيدالشهداا[ ع] در دعاى عرفه مى فرمايد:انت الذى اذلت الاغيار عن قلوب احبائك حتى لم يحبوا سواك و لم يجواالى غيرك .

9. مى نگريم كه اين عارف بزرگ ازانزوى و عدم دخالت درامور معاش نهى كرده و مى فرمايد آنچه مبغوض است محبت عرضى و دوست داشتن دنيا در مقابل خدااست نه محبت طولى ه الخلق عيال الله فاحب الخلق الى الله من نفعع عيال الله وادخل على اهل بيت سرورا محجه البيضاء ج 3.407.

10. بريدن از علقه ها و علاقه ها و عادتها در عين آسانى مشكل است . همت مى خواهد و تلاش و جهد و بدين جهت جهاداكبر نام گرفته است .

11. حركت نزولى و صعودى انسان تدريجى است همانگونه كه با يك معصيت نكته سياهى در قلب پيدا شده واگر پاك نشود قطرات انسان و پشتوانه غيبى دارد كه[ من جاهد فيناالهديهم سلنا] [ من يتق الله يجعل له مخرجا].

( 12. مرحوم مامقانى صاحب كتاب رجال معروف در كتاب اخلاقى وارزشمندش[ سراج الشيعه فى آداب الشريعه] كه بزبان فارسى است مى فرمايد:

مكروه است خوابيدن تمام شب كه انسان را تا روز قيامت فقير گذارد و مبغوض خدا گرداند. و جواب بسيار دين و دنيا هر دو را مى برد و خداوند متعال بسيار خوابيدن و بسيار بيكار ماندن را مبغوض دارد. پس سزاواراست كه اول شب خوابيده و بعداز نصف شب بيدار شده . و مقدارى از آخر شب را به عبادت مشغول شد. و مكروه هست خوابيدن ما بين نماز نافله شب و بين فجر... و بدتراز آن خوابيدن ما بين فجر و بين طلوع آفتاب است كه آن مورث فقراست و خداوند متعال در آن وقت روزيها مادى و معنوى ) و محتاج به طلب مى شود. و صداى زمين بشكايت بسوى خداوند بلند مى شوداز خواب بين فجر و طلوع آفتاب . و خواب صبح شوم است رزق را ميراند به عقب و رخسار رااز رد و قبيح كند. آن را تغيير دهد. سراج الشيعه فى آداب الشريعه .57.58.

13. واذارايت الذين يخوضون فى آياتنا فا عرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره واما ينسينك الشيطان قلا تعقد بعداالذكرى مع القوم الظالمين . در ذيل اين آيه در تفسرر برهان نورالثقلين احاديث مهمه اى است مراجعه شود.