( 58
)
ترك نمايد.از جمله معاصى است ترك واجبات پس بايد
واجبات خود را هم به مقدار وسع وابتلاء به آنها ياد گرفته و عمل
نمايد. واين واضح است با معصيت كارى اسباب محبت و معرفت موجود
نخواهد شد.اگراسباب عداوت نباشد.
اگر شيخ احمد بگويد من نمى توانم ترك معصيت بالمره بكنم
لابد واقع
مى شوم از گناه مثل كسى است كه گناه نكرده 3 مايوس ازاين در خانه
نبايد شد
اگر چه هفتاد پيغمبر را سر برده باشد باز توبه اش ممكن است
قبول شود. مولاى او قادراست
كه خصماى دشمنان او را راضى كند
از
معدن وجود خودش جلت قدرته 4 .
دوم :اينكه مهماامكن پرهيزاز مكروهات هم داشته باشد
به مستحباب
بپردازد. حتى المقدور چيز مكروه بنظرش حقير نيايد. نگويد: كل مكرو
ه جايز
بسا
مى شود يك ترك مكروه پيش مولااز همه چيز مقرب تر واقع خواهد بود يا
اتيان مستحب كوچكى 6 . واين بتامل در عرفيات ظاهر خواهد شد.
سوم : ترك مباحات است در غير مقدار لزوم و ضرروت .اگر چه شارع مقدس
خيلى چيزها را مباح كرده براى اغنياء.اما چون درباطن ميل ندارد
بنده او مشغول بغيراو باشدازامورات دنيويه
لذا خوب است بنده
نظرا بميل مولى اين مزخرفات را تماما يا بعضها ترك نمايد
اگر چه
حرام نباشدارتكاب آنها.اقتداء بالنبيين صل الله عليهم اجمعين و
تاسيا بالائمه الطيين اطاهرين صلوات الله عليهم اجمعين 7 .
چهارم : ترك كندماسوى الله را كه در دل خود غيراو راه ندهد. چه
خوب گفته است خواجه :
نيست در لوح دلم جزالف قامت يار
چه كنم حرف دگر ياد نداداستادم
:اگر جناب شيخ احمد بگويد: بااين ابتلا به معاش وزنو
بچه و رفيق و دوست چطور مى شود آدم ترك ماسوى الله بكند
و در قلبش
غير ياداو چيزى نباشد.اين فرض بحسب متعارف بعيداست و شدنى نيست .
مى گوئيم : آن مقدارى كه تو بايد ترك كنى
آن هر كسى است
كه ترااز ياداو جل شانه نگهدارد
با آن شخص بايد بمقدار واجب و
ضرورت بيشتر محشور نباشى . واما هر كس كه خدا را بياد تو بيندازد ترك
مجالست او صحيح نيست حضرت عيسى على نبينا و له و عليه السلام
فرمودند: معاشرت كنيد با كسانى كه رويت آنها خدا را بياد شما
مى اندازد.
الحاصل : طالب خدااگر صادق باشد
بايدانس خود را يواش يواش از
همه چيز ببرد و همواره در ياداو باشد. مگراشخاصى را كه دراين جهت
مطلوب بكارش بيايد. و آنهم بمقدار لازمه آن كار. پس با آنها بودن
منافاتى با ياد خدا بودن ندارد. و محبت اين اشخاص از فروع محبت الهى
است 9
|