( 67
)
طلبانه ذاتى نوع بشر
اموراقتصادى جريان
بهترى خواهد يافت .ازاين نظر
محدود نمودن افراد به مشاغل و
كارهاى مشخص باعث ايجاد عدم تعادم در گروهها و طبقات اجتماعى خواهد
گشت .
تاريخ تفكر
آنارشيستى به يونان قديم باز مى گردد. زنون فيلسوف يونانى در سه قرن
قبل از ميلاد نوشته است كه با وجود غريزه خود پرستى درانسان
طبيعت
غريزه ديگرى كه همانا ميل به زندگى اجتماعى مى باشد در وجود بشر
نهاده است
بدين نحوانسان به قانون و دولت و ثروت واحتياج ندارد و
شخصيت او در جامعه بدون دولت پرورش بهترى مى يابد. آناباثيست ها و
مساوات طلبان در قرون وسطى نيز چنين عقايدى رااظهار مى نمودند و سعى
در ترويج آن داشتند. ويليام گادوين (1756 - 1836) دراوايل قرن
نوزدهم آنارشيسم با معناى امروزى آن را بنانهاد. وى در كتاب[ تحقيق
در عدالت سياسى] مى نويسد كه قوانين امروزى نتيجه عقل پدران ما
نبوده
بلكه حاصل شهوات
ترس كينه ورزى و جاه طلبى آنها هست و علاج
تجويزى اين قوانين از مفاسدى كه براى دفعشان بوجود آمده بدتر
مى باشد
گادوين راسيوناليست در پى يافتن جامعه عقلائى بود
وى با وجود
حكومت به هر شكل و نوعى مخالف بود و حقوق و قوانين و مقررات را با
عقل مخالف مى شمرد[ زيرا آنهااز بطن حكومت بوجود آمده اند] وى مى گفت
مردم مى توانند خود در صلح و صفا زندگى كنند و باايجاد جامعه هاى
كوچك
مستقل و آزاد بوده وامور خود را بچرخانند.
آنارشيسم عهد جديد با پرودون آغاز ميشود واز همين زمان
بصورت جنبش اجتماعى در مى آيد.
پرژوزف (18651809) فيلسوف فرانسوى در كتاب[ مالكيت چيست] به بررسى
افكار و عقايد خود پرداخته و مى نويسد[ : هرگونه مايملكى از دزدى بدست
مى آيد]. بااين وجود وى با مالكيت فى نفسه مخالف نبوده بلكه مالكيت
خصوصى را مردود ميشمرد و ميگفت براى از بى نبردن مالكيت خصوصى بايد
بانك ملى در هر جامعه تاسيس گردد كه اساس آن اعتماد باشد تا در آن
بانك هر مولد ثروت
محصول خود را به بهاى تمام شده عرضه نموده و با
محصول ديگران معاوضه كند. پرودون آنارشيست انديويدواليست بود. پس
از پرودون
معروفترين صاحبنظران آنارشيسم
كرو پاتكين و باكونين
بودند.
كرو پاتكين شاهزاده روسى معتقد بود كه اگر سيستم مزاياى طبقاتى و
توزيع ناعادلانه ثروت از ميان برداشته شود به عدالت نيازى نخواهد
بود
وى با وجود دولت نيز مخالف بود و پيشرفت بشر را به طرف آرزوى
فردى ميدانست . كرو پاتكين موجد آناركو كمونيسم
|