( 1 )

مجله حوزه شماره 4

امام خمينى :

امروز هم ما مبتلاى به همين معنا هستيم كه بااسم اسلام مى خواهند نگذارند كه حكومت اسلام محقق بشود.

پيغمبراكرم (ص ) فرمود كه منقول ازايشان است كه دو طايفه كمر مرا شكستند آن عالم هائى كه متهتك هستند و آن جاهل هائى كه متنسك هستند.

بايدايران بداند كه دست هائى الان در كاراست كه حتى بين خانه ها اختلاف بيندازد.

الان دست هايى از داخل و خارج هست كه بين آقايانى كه درانتخابات دخالت داشتنداختلاف بيندازند.

سخنان امام خمينى در سالروز بعثت 1404

( 2 )

( 3 )

بسم الله الرحمن الرحيم

سخنى با خوانندگان

باانتشار چندين شماره از مجله [حوزه] تا حدودى توانستيم با نظريات پيشنهادات انتقادها و راهنمائيهاى سودمند خوانندگان آشنا شويم .

با بررسى نامه هاى رسيده و جمع بندى اظهار نظرها وانتقادهائى كه ازاينجا و آنجا بدستمان رسيده به اين نتيجه رسيديم كه اهداف و آرمانها و شيوه هاى عملكرد[ حوزه] آنچنانكه بايد و شايد بر همه خوانندگان روشن نيست ازاينرو دراين مجال اندكى گسترده تراز آنچه پيشتر نگاشته ايم سخن مى گوئيم بدان اميد كه در بازنمايى و توجيه اهداف[ حوزه] مفيدافتد.

در شماره اول مجله به اهداف مجله اشارتى رفت و برخى از آرمانها و خواستها و

( 4 )

روشهاى آن تبيين و توضيح داده شد. در آنجا گفتيم :

مجله در پى آن است كه [جايگاه مناسبى باشد براى تبادل انديشه ها برخوردها فكرها طرح مسائل و تجربه ها و]... و گفتيم[ مجله صنفى چون مجلس انس و محاوره است كه فرد صنفى در دورترين نقطه با صنف و همنوع و همگام خود به گفتگو مى پردازد واز آگاهى و تجربه او بهره مى برد و دانش و شناخت خود را دراختياراو مى گذارد].

بدين سان [ مجله بهترين زمينه نزديكى وحدت و يكانگى و يكسان انديشى است بيشتر جدائى ها و بيگانگى ها دراثر دورى و نشناختن افكار ديگران است . آنگاه كه آشنائى با حوزه انديشه و تفكر حوزه و افراد صنف حاصل شد نزديكى و دوستى جاى دورى بيگانگى را مى گيرد به همين دليل مجله زمينه اعتماد متقابل را فراهم مى سازد و بر همه عوامل بيگانگى جدائى خط بطلان مى كشد].

اينك واينجا در جهت تبيين بيشتراهداف مجله و توضيح آرمانها و شيوه هايش مطالبى مى آوريم و در آغاز سخنى ازامام صادق[ ع] و بيانى از خاتم المحدثين مرحوم ميرزا حسين نورى نقل مى كنيم :

امام صادق[ ع] فرمود:[المومن اخ المومن عينه و دليله لا يخونه و لايخذله 1 مومن برادر مومن است مراقب و راهنماى اوست هرگز به او خيانت نمى كند واو را خوار نمى كند].

مرحوم حاج ميرزا حسين نورى مى فرمايد:[مراداز[ عين] كاوشگر پيشتازى است كه معايب را شناسائى مى كندو دوست را بر چگونگيهاى جريانهاى سودمند مى آگاهاند]. 2

[حوزه] باالهام ازاين كلام مبارك امام[ ع] مى خواهد چشمى باشد تيز بين براى نگرشى متعهدانه به كاستيها و فزونيها جزرها و مدها پستيها و بلنديها بالانگريها و كوته بينها ميدان داريها در نبرد با جباران و زراندوزان براى تبيين حقايق و تشريح واقعيتها و گسترش فرهنگ و زدايش موانع راه الله .

واز سوى ديگر با نهايت تاسف - به برخى از گوشه گيريها ميدان دادنها صحنه خالى كردنها و ... ى اصحاب [حوزها] و چراهاى اينهمه .

[حوزه] بى هيچ ادعائى چنين مى پندارد كه فرزند دلسوز و متواضع همين [حوزه ها]ست و مالا دوست پر دغدغه و بى آرام آنها. و طبيعى است كه اين دوست و يار حوزه ها اعمال ياران را زير نظر گيرد گذشته اش را براى پندآموزى و در جهت تجهيز براى

( 5 )

آينده به ژرفى بنگرد واز هيچ نكته كوچك و بزرگ نگذرد.

مداهنه و بزرگ نمائى و تمجيدهاى بى محتواى را يكسو نهد نابسامانيها و ناهنجاريها رااز سر صدق و در راه رسيدن به بلنديها و والائيها بگويد.

چرا كه دوست آن نيست كه رفتار و بينشهاى دوست را به آرايد و در وى غرورى دروغين بيفكند و لغزشها و كاستيها را بپوشاند. بيگمان اينگونه كسان دانسته يا ندانسته در جهت سقوط و به ضعف كشاندن نيروهاى دوست خواهند بود زيرا كه تنها با شناخت ضعفهاست كه مى توان آنها را زدود و با آگاهى به كاستيها و نارسائيها و ناهنجاريها مى توان به پيرايش آنها دست يازيد واين است كه على[ ع] مى فرمايد: [من مدحك ذبحك] [صديقك من نهاك وعدوك من اغراك 4 - دوست تو و دشمن تو ثناگوى توست] .

[ سره اخوانك من داهنك نفسك و ساترك عيبك] 5

بدين سان مى نگريد كه دوست راستين آن است كه آئينه ئى باشدارائه دهنده همه واقعيتها و بازگو كننده تمامى مسائل در راه رشد و كمال دوست . به بيان پندآموز وارجمند پيامبر گرامى اسلام بنگريم كه فرمود: [ المومن مرآه اخيه المومن يرى فيه حسنه و قبحه 6 - مومن آئينه برادرايمانى خود مى باشد كه تمام اعمال زشت و زيباى او را نشان مى دهد.

مرحوم سيد رضى[ 7 ره] در توضيح اين روايت فرموده است:[ مراداين است كه مومن برادر مومن را به زمينه هاى رشد مى آگاهاند و بر لغزشهاى ناپيدايش مطلع مى سازد و بدين سان مومن براى مومن چونان آئينه اى خواهد بود كه برادر مومن نيكيهايش را در آن مى نگرد وافزون مى سازد و زشتيها و ناهنجاريهايش را مى يابد واز آنها دورى مى گزيند].

با توجه به اين نكات گران ارج است كه فرموده اند:[صديقك من صدقك لامن صدقك 8 - آنكس كه با تواز در صداقت سخن بگويد دوست توست نه آنكه بى جهت تو را تصديق كند].

ازاينرو هدف شناختن هر چه بيشتر و دقيقتر واقعيتهاست و بازشناسى واقعيتهاى صادق از واقعيتهاى كاذب .

و دراين راه [ حوزه] مى خواهد در حد توان گوشى باشد شنوا براى شنيدن انتقادها

( 6 )

طرحها برنامه ها دردها رنجها راه حلها تحليلها بررسى ها و هر آنچه مى تواند دراين اهداف راه حلى باشد و نويدى واميدى براى رسيدن به آن فراخناى زيباى و دلربائى كه : همه نور باشد و سرور اقدام باشد حركت باشد شور و غرور باشد غرورى عزت آفرين و ذلت كش آكنده از تحقيق باريك بينى و تيزهوشى ژرف نگرى و ...

بتاريخ بنگريد در كدام مكتب از مكاتب گونه گون و در كدام جريان از جريانهاى مختلف اينهمه چهره هاى منور و حماسه آفرينان ستيزخو و مشعل بدوشان سپيدى آفرين و پژوهندگان ژرف بين و شب زنده داران خروش آفرين و متفكران عظيم واسوه هاى اخلاق و معرفت وانسانهاى داراى حميت دينى و شرف اسلامى و شعور موضعى و شورانقلابى بوده و هست .

آيا نبايداين نسل هوشمند بااينهمه عشق و هيجان كه از تمامى لذات چشم پوشيده خود را دراين رده و صنف قرار داده است ازاين قله هاى افراشته فرهنگ اسلام آگاه شود؟! واز راز و رمز موفقيتهاى آنان آگاهى يابد؟! و خود با همتى چون آنان و با اقدام و حركتى از همان دست به مشعل دارى و آگاهى گسترى و موضع بانى و نثر معارف والا وارجمند قرآن واهل بيت برخيزد.

آيا كسانى كه مى خواهند به تطهير زمان تصحيح واقعيتها و رشد دادن به انديشه و گسترش معنويتها بر خيزند و در هر كوى و برزنى مشعلهاى آگاهى را بپاى دارند و مردم را به سرچشمه هاى نور رهنمون باشند نبايد محتواى زمان خواستگاه جريانها طبيعت حركتها اهداف و ارزشها و راه رسيدن به آرمانها و رهتوشه اين مسير را بشناسند؟! و

( 7 )

بدان مجهز شوند؟

به بيان روشنگر على ابن ابيطالب[ ع] بينديشيم كه فرمود:[من عرف الايام لم يففل عن الاستعداد 10 - آنكه زمان را شناخت هرگزاز مهياسازى و تجهيز غفلت نمى وزد].

آيا شناخت زمان جز شناخت رويدادها و پديده ها و محتوى زمان است ؟! واگر شناخت اين همه زمينه آمادگى و توان گيرى براى برخورد با حادثه هاست آيا نبايد فريادگران حق گستر - كه همى در نشر معارف قرآن مى كوشند - با حادثه ها و محتواى زمان آشنا شوند و گذشته را براى تجهيز آينده نيك بنگرند تا در موضع گيرى[ حوادث واقعه] از سر غفلت ديگر بار دست در[ سوراخ مار] نبرند! و بالاخره براى حركت و تلاش در اين راه و بسوى اين هدف ارجمند يعنى بهره ورى ازالگوها و آگاهى از چگونگيهاى رهروان راستين اين راه لازم و ضرورى است تا سالكان اين طريق[ ره چنان روند كه رهروان رفتند] واين است كه[ حوزه] مى خواهد كانالى باشد براى انتقال تجربه هاى پيروز پيشينيان و آئينه اى از تعهدشناسى زمان فهمى مناعت طبع و بلند همتى عالمان راستين اين فرياد گران تشيع خونين و مشعلداران راه نور - براى ايجاد نسلى كارآمد و توانمند.

و در جهت تامين گوشه اى ازاين هدف ميدانى باشد وسيع و گشاده دل براى خلاقيتها وابتكارها و شكوفائى ذوق ها وتوان ها و تبلور يافتن استعدادهاى اين عزيزان در حوزه هاى علوم دينى .

اينها همه آرمانهائى است بلند واهدافى بس گسترده و چشم اندازى وسيع و كارى است كارستان اما مى دانيد و مى دانيم كه[ آرزو بر جوان عيب نيست] . و على[ ع] فرمود:[خيرالهمم اعلاها 11 - بهترين خواسته ها بالاترين آنهاست] . واز دير باز گفته اند:

[ همت بلند دار كه مردان روزگار
از همت بلند بجائى رسيده اند]

واز سوى ديگر معترفيم كه اينهمه بيگمان بدون همياران دلسوز و همگامان درد آشنا از عالمان فاضل فرا چنگ نخواهد آمد.

ازاين روى [ حوزه] در تدارك اين هدف و براى پيشبرداين آرمان دست هر محقق و متتبع آگاه وانتقادگر نكته سنج و باريك بين را مى فشرد.

و با آغوشى باز عزيزان همفكر و همراه رااز همه سوى از حوزه و دانشگاه و هر جاى

( 8 )

ديگر مى پذيرد و مطمئن است كه محققان واساتيد گرانقدر حوزه هاى علميه با توجه به همه اشتغالات علمى و گرفتاريهاى تدريسى و تحقيقى واجرائى[ حوزه] را دراين آرمان بلند يارى مى كنند.

واينك شمااى برادران و خواهران واستادان و محققان و ... به اين گرامى نامه با توجه به اين هدف مقدس به ژرفى بنگريد انتقاد كنيد نقصها و كاستيها رااز سر صدق در جهت پويائى و كمال اين[ صحيفه] ارائه دهيد.

همه با هم بسوى اين هدف والا وارجمند با توفيق خداوند وامداد ازارواح مطهراهل بيت[ ع] . به اميد آنروز.

[حوزه]


پاورقى ها :

1. سفينه البحار ج 1.35 ماده[ امن] .

2. دارالسلام ج 3.432.

3. غررالحكم ط دانشگاه ج 5.158.

4. غررالحكم ط دانشگاه ج 4.211.

5. غررالحكم ط دانشگاه ج 4.173.

6.المجازات النبويه .68.

7. مدرك پيشين .

8. شرح[ مائه كلمه] بخش دوم شرح عبدالوهاب .51.

9. ياد كرداين بزرگان بعنوان نمونه است و هيچگونه ترتيبى در

آنها مراعات نشده است .

10.اصول كافى ج 8.23.

11. غررالحكم ط دانشگاه ج 3.425.