( 9 )

خون حوزه جارى در جبهه

... و دراثر تعليمات عملى پيشوايان شيعه شهادت و جانبازى در راه پايدارى دين خدا و نجات جامعه هاى انسانى رسميت دينى يافت . و حفظ ناموس عدالت و دين بر حفظ جان عاريت مقدم شناخته شد.

-جهشها./173.

سطرهاى خونين و خونهاى مسطور در تاريخ فكر وفرهنگ تشيع سابقه دار است سابقه دار... مكتبى كه مردان راستين و زنان شير زن آن همواره در سنگين ترين پرايط حقو عدالت را فرياد كرده اند خود مى دانستند كه براى اين فرياد بايد بهايى گران بپردازند واين بها را پرداخته اند... و زندان شكنجه قتل اعدام شهادت ... همه و همه را پذيرفته اند. چه بسيار

( 10 )

عالمان و طالب علمانى كه به آستانه شهادتهاى خونبار پار نهاده اند و چه بسيار كتابهايى كه در كنار پيكر خون آلود اين شهيدان ورق خورده و به كتابها و كتابخانه ها رنگ حيات و شهامت داده است .

از آن روز كه اين بار گران را بزرگمردان ستم ستيزى چون ابوذر غفارى بر دوش گرفتند و با ستمهاى مالى و تبعيضها درافتادند تا آنجا كه حجر بن عدى خون خويش را به پيشگاه حق بزرگ تقديم كرد تا عاشورائيان كه خورشيد را با خون خود نوشتند همه وهمه فرياد حق بود و عدالت و خروش حماسه بود و تعهد. واز آن پس خون به كتابها جارى گشت و كتابها در خون غسل[ معراج] كرد. و كسانى بسيار از رديف سعيد بن جبير ابن السكيت و سپس شيخ ابو على فتال نيشابورى و سيد جمال الدين بن ابى الفوراس و شمس الدين مكى ( شهيداول ) وزين الدين عاملى ( شهيد ثانى ) و صدرالدين دشتكى و شيخ نورالدين علائى ( محقق ثانى ) و قاضى نورالله شوشترى و سپس متعهدانى سر باخته و خون آشنا به رده حق پرستان فريادگر پيوستند...

دراين سده نيز چه بسيارانسانهايى بزرگ و بزرگانى انسان و متعهدانى رسالتگر و رسالتگرانى متعهد پا به آستانه فداكاريهاى خونبار نهادند و جان به شعله سپيده هاى خونين سپردند : شيخ محمد خيابانى سيد حسن مدرس و... واز آغازاين قيام خونبار نيز روحانيت شيعى در تقديم فدا و شهيد هيچ مضايقه اى نكرد.اگر در ميان روحانيت تصفيه نيافته نامتعهدانى تن پرور و دنيا دوست به هم مى رسند بنگريد به چهره خورشيدسان و خونگرفته ايثارگرانى كه در راه مصالح و عقايد اين ملت جان خويش را دادند و[ راست قامت] و[ جاودانه در تاريخ] ماندند: نواب صفوى شيخ حسين غفارى

( 11 )

سيد محمدرضا سعيدى ... مرتضى مطهرى سيد محمد حسينى بهشتى شيخ محمد مفتح شيخ محمد جواد باهنر و شهيدان اسلامى ديگرى چون عالم بزرگ و متفكر بسيار گرانقدر شهيد بعثيان كافر سيد محمد باقر صدر...و بنگريد به چهره شهيدان محراب ... و ديگر عالمان و روحانيان و طلاب جوانى كه تا كنون نزديك به هزار تن از آنان دراين سوى و آن سوى به خاك وخون غلتيده اند و فداى آرمانهاى بر حق اسلام عزيز و عدالت اجتماعى گشته اند بدان اميد كه ديگران و باقيماندگان ازاين آرمانهاحمايت كنند نه از ضداين آرمانها...

طلاب جوان در آفريدن اين حماسه هاى خونبار و در دفاع از مرزهاى ارزشها سهمى بسزا دارند. كتاب[ شهداى روحانيت] 1 نشان دهنده گوشه اى ازاين فداكاريها خواهد بود واين ارزشهاى الاهى و حماسى را در تاريخ اسلام و تاريخ ايران و تاريخ روحانيت ثبت خواهد كرد.

امروز كه در و ديوار شهرهاى ايران را (البته در بيشتر منطقه هاى مستضعف نشين ) تصوير شهيدان پر كرده است و همه جا را به خون و خون گرفته است ...

امروز كه هر جا به ياد شهيدى لاله اى خونگرفته و شمعى سرخ مى سوزد...

امروز كه متعهدان درد آشنا ( نه دنيا طلبان و تمتع خواهانى كه مال ومقام و رشوه و لذت را همه چيز دانسته اند و بر روى خون شهيدان در پى كسب اين خواهانيهاى پست افتاده اند نه بيخبرانى كه درد دردمندان را( ناديده مى گيرند و چون خود دردى و كمبودى ندارند به دردها و كمبودهاى

( 12 )

ديگر و محرومان نمى انديشند نه متحكران جانى نه طاغوتان مالى ...) همواره از تشييع جنازه شهيدى جنازه شهيدى ديگر مى روند...

امروز كه فريادها خونين است و خونها فرياد...

امروز كه تصوير خونين نگاره جوانان شهيد و شهيدان جوان ميدانهاو معبرها را همچون لاله هاى سرخ خونبار آذين بسته است ...

امروز طلاب جوان و متعهد نيز سر بلندند كه دهها و دهها شهيد تقديم آستان اسلام و ملت كرده اند4 آنان نيز به همراه ديگر جوانان عزيز و مومن و برومنداقشار محروم و متوسط در جبهه ها حاضر مى شوند و در ميدانهاى ايثار حماسه مى آفرينند و جان مى دهند تااسلام بپايد و تا عدالت سرانجام چهره بنمايد و ستمها برطرف گردد و تااين ملت و ناموس او درامنيت آرامش به سر برد...

اى بلند! كتابهائى كه در لابلاى سطرهاى آنها خون طلاب جوان جارى است ...

اى افتخار آفرين حجره هايى كه ديروز صداى درس و بحث طلبه اى جوان از آن بلند بود وامروز تصوير خونين او زينت بخش آن است ...

( 13 )

شده گلشن همه جا خاك شرفزاى وطن
كه ز خون شهدا لاله نعمان خيزد
از دل كاشى هر مسجد و هر خشت حرم
آشنا نقشى از خون شهيدان خيزد
اخترار تابد بر جسم شهيدان تابد
تندرار خيزد از غرش شيران خيزد
قم حريم حرم آل محمد[ ص] كه از آن
عالم و مصلح و ربانى دوران خيزد
فجر قم فجر شهادت بود و فجر خروش
كه ازاين فجر شفقهاى نمايان خيزد

و دراينجا براى ياد و يادآورى و به عنوان نمونه و تذكار تصوير چند تن از عزيزان شهيد و شهيدان عزيز حوزه ( حوزه قم و برخى ديگر از حوزه ها) را از نظر مى گذرانيم با ذكر نام جاويد آنان آنان كه بر خشيان در آستانه اين بهار لاله وار پرپر گشتند و شمع سان در شعله هاى خون سوختند:

1 سيد على روحانى .

2 على فلاح كاشانى .

3 سيد حسين ميرزاده .

4احمد مهرى سبزوارى .

5 كريم ابراهيم پوراحمدى .

6 عبدالفتاح ناظمى .

7احمد مشايخى .

8 سيد محمد مهدى هاشمى يزدى .

9ابوالقاسم سيفى مازندرانى .

( 14 )

10 محمدابراهيم رجائى .

11 شعبانعلى وزين .

12 سيد محمود باقرى .

13 كريم عبداللهى .

14 حسن واعظى .

15 قربانعلى بهرامى .

16 سيد محمد موسوى اجاقى .

17 عباس صاخى اراكى .

18 زكريااسلامى .

19احمد قاسمى گنابادى .

20 على عامرى .

21 محمد جعفر رحيمى زارچى .

22 محمد على حججى .

23 محمود مهرى سبزوارى .

24 محمد رصا فيض آبادى .


پاورقى ها

1.كتاب[ شهداى روحانيت در جبهه] شامل 10 جلداست در شرح حال و بيان ايثار و چگونگى فداكارى و شهادت روحانيون شهيد. 3 جلدازاين كتاب كه بيانگر حماسه هاى كاروان شهداى كتاب و مدرسه است بزودى منتشر مى شود.