( 19
)
بدين سان
روزگارى بود كه عوامل بسيارى ما را وادار به انديشيدن
در پيرامون تبديل كردن اين كتاب ها به كتاب هاى درسى ديگرى مى ساخت
كتاب هايى درسى كه به راستى داراى شيوه هاى بايسته براى اين كار داشته
باشد وازاسلوب هاى تعبير و شرايط آن برخوردار باشد.
دلايل انديشيدن درباره اين بدل سازى و جايگزينى بسيار مى باشد
ولى
مى توان آنها را در دلايل بنيادى زيرين فشرده ساخت :
دليل نخست :
اين كتاب هاى چهارگانه
نماينده مراحل گوناگونى ازانديشه اصولى
هستند چه[ معالم] گوياى مرحله اى كهن از تاريخ دانش اصول است و
[قوانين] نماينده مرحله اى است كه اين علم پيش سرگذاشته و آن را
بردست شيخ انصارى و ديگر بزرگان در نورديده و رسائل و كفايه خود
فرآوردهاى اصولى اند كه تاريخ آن به نزديك صد سال كاوشگرى و پژوهش
پيوسته دانشوران تجددخواه بر مى گردد و چكيده آزمون حدود صد سال
كاوشگرى علمى هستند كه سزاست انديشه هاى نوين فراوانى به به بار
آورند و راه پوش و پژوهش را تكامل بخشند واصطلاحات تازه اى پديدار
سازند كه دنباله رو مبانى 3 و شيوه هاى پيش ساخته نباشند.
ازاينرو
ضرورى است كه كتاب هاى درسى جديد بهره شايانى ازاين
انديشه ها و تكامل ها واصطلاحات برگيرند
تا دانشجو بدون آمادگى
پيشين
در درس خارج به گونه اى ناگهانى به آنها برخورد نكند.
بدين سان
اكنون فاصله معنوى بزرگى ميان محتويات كتاب هاى درسى
چهارگانه
و بحث هاى درس خارج يافت مى شود چه
در حالى كه درس خارج
نماينده محصول صد سال گذشته
از پژوهش وانديشه است و به اندازه
توان استاد
ازاوج پرواز آن محصول
پرده بر مى دارد.
مى بينيم كه كتاب هاى[ سطح] (حتى نزديك ترين شان به روزگار ما) تصويرى
همگانى از دانش اصول مربوط به پيش از صد سال گذشته عرضه مى دارند
و
از نوآورى هاى اين روزگار بلند
خاموشند و درباره اصطلاحات و
انديشه هاى آن
چندان چيزى عرضه نمى دارند.
اكنون نمونه اى از نوآورى هاى اخير را بدين گونه ياد مى كنيم :
انديشه هاى باب تزاحم
و آنچه ميرزاى نائينى پايه گزارده
كه عبارت
است از شيوه[ جعل
|