( 30
)
علاوه بر آگاهى به اسلام
قرآن
سنت
سيره پيغمبر و عترت[ سلام الله عليهم اجمعين] نياز دارد
به اينكه : آدم
خود مردم و زمان خودش را هم درك كند.
ما تا زمان خودمان را نشناسيم
ما تا محيط خودمان را نشناسيم
تا
مردم خودمان را نشناسيم
نمى توانيم مردم را در راه اسلام دعوت كنيم و
آموزش بدهيم و بسازيم
پس بايد محيط و زمانش را هم درك كنيم .
روحانى بايد مردمى باشد
روحانى
كسى است كه بااين اندوخته ها و بااين سرمايه در بين مردم
و در رابطه با متن مردم زندگى و كار مى كند.
اگرامام جماعت است
صبح و ظهر و شب
يا ظهر يا شب
توى مسجدش با مردم است
با مردم عبادت مى كند
براى
مردم صحبت مى كند
مردم ازاو سئوالات مى كنند
دائما در تماس مستقيم
با مردم است .
اگر منبرى است
واعظ و سخنران است
باز هم توى همين مردم و توده ها
سخنرانى مى كند
سخنرانيش به يك قشر معين مربوط نيست
به همه مربوط
است .او سخنرانى نيست كه بيايد حرفش را بزند و برود
حرفش را مى زند
يا همان وقت با مردم است . يا شبش
مردم مى آيند توى خانه اش دم
خانه اش
با وى معاشرت دارند.
روحانى و مردم مثل ماهى مى ماند و آب
روحانى با مردم و در مردم
زنده است
بدون مردم و دوراز مردم نمى تواند رسالتش راايفا كند.
علاوه براين روحانى در جامعه ما يك نقش ديگر هم خود به خود بر
عهده دارد و آن : خدمت بى منت به مردم است
مردم ما! بخواهيم يا
نخواهيم
از روحانى محلشان انتظار دارند كه اگر گره اى در كارشان
پيدا مى شود
قدم بگذارد جلو
گره گشائى كند
مشكلى پيدا مى شود حل
كند.
يادم مى آيد در نجف آباداصفهان
يك عالم مردمى فعال محبوب
به
نام
مرحوم آقاى حاج ابراهيم رحمه الله عليه زندگى مى كرد.
خوب يادم مى آيد كه آن وقتها
ما طلبه جوانى بوديم و دوست داشتيم
اين الگوها را خوب بشناسيم
از آنها چيز ياد بگيريم
پرسيديم : خوب
وضع آقاى حاج ابراهيم در ميان مردم نجف آباد چطوراست ؟
گفتند: مردم آقاى حاج ابراهيم رااز صميم قلب دوست دارند.
- چطور؟
- چون ايشان هم امام جماعت است
هم واعظاست
و هم خادم است .
به مردم خدمت مى كند
بعد گفتند:از باب
|