( 65
)
تا آمدن بمحل نماز و خواندن نماز شب
چند جا
مى نشست و برمى خاست
مى گريست
و چون به محل نماز مى رسيد ديگر حالش
قابل توصيف نبود. 1
وى فقه واصول را
نزد علامه شيخ آقا رضا همدانى و ديگران آموخت . بعداز تبحر در علوم
ظاهريه و باطنيه در سال 1302 ه.ق
براى هدايت وانذار مردم به ايران
مراجعت كرد و در تبريز مسكن گزيد. سالها در منزلش به اندرز و
موعظه مردم پرداخت .دراوان آخر زندگى
به شهر علم و عمل[ قم] مشرف
شد و در آنجا بتدريس و تصنيف مشغول گشت
و كتابهاى گرانبهائى
همچون:[اسرارالصلوه]
[ السيرالى الله] معروف به[ رساله لقائيه]
يا لقاءالله و[ المراقبات يااعمال السنه]
و رساله هايى دراصول
فقه از خود به يادگار گذارد. وى در سال 1344 ه.ق درارض اقدس قم
برحمت ايزدى پيوست .
مخاطب نامه : شيخ محمد بن شيخ حسن نجفى
اصفهانى معروف به[ كمپانى]
از بزرگان و متبحرين علماى اماميه قرن
چهاردهم هجرى است . وى در فقه واصول به مقامى بلند رسيد
و در
تحقيقات اصولى
نظراتى دقيق و متين بر مبانى معقول ابراز داشت . و در
علوم عقليه چنان مسلط و متبحر گشت
كه مبانى و دقايق حكمت را برشته
نظم درآورد. و كتاب[ تحفه الحكيم] را پديد آورد و بقول مولف
[ريحانه الادب]
[ هوالبحر من اى النواحى اتيته] .
در عرفان واخلاق
بااينكه فقيهى مبرز و حكيمى متبحر و صاحب ملكات
فاضله اخلاقى بود
با تواضعى مخصوص بخود
از همدرسش كه از شاگردان
ملاحسينقلى همدانى بوده است
دستورالعمل اخلاقى خواست .اين نامه
حاصل
همان درخواست است .ازاين مرد بزرگ حدود بيست و يك اثرارزنده باقى
مانده است
كه مشهور آنها حاشيه بر كفايه آخوند خراسانى است
موسوم
به[ نهايه الدرايه فى شرح الكفايه]
و حاشيه[ مكاسب] در دو جلد
و
ديوان اشعار و كتاب[ الاجاره] . وى در پنجم ذى الحجه 1361 ه.ق
در نجف
اشرف بعالم ملكوت شتافت.
بسم الله الرحمن الرحيم
فدايت شوم : در باب اعراض از جد
و جهد رسميات
و عدم وصول بواقعيات
كه مرقوم شده وازاين مفلس
استعلام مقدمه موصله فرموده ايد
بى رسميت بنده
حقيقت
|