( 4
)
از آنجا كه اين هشدار پيرامون علماء ونقش آنان بودوارتباط ويژه اى
بااين مجله دارد
لازم ديديم كه بحثى درباره[ عالم متهتك و جاهل
متنسك] داشته باشيم
تا با شناخت چهره آنان
پيرامون اين هشدار
نيك
بنديشيم و متوجه خطرات بزرگى كه ازاين ناحيه
بر سر راه اسلام و
انقلاب اسلامى قرار دارد باشيم .
در آغاز سخنى چند در مورد عالم ربانى و آنكه كيست داريم :
بدون ترديد
از نظر قرآن
تنها آشنائى با مفاهيم واصطلاحات علمى
براى[ عالم ربانى] شدن كافى نيست زيرا آنچه رااو عالم مى داند
از
قبيل مفاهيم واصطلاحات نبوده وازاين راه به دست نمى آيد
بلكه براى
علم سرچشمه اى الهى و آسمانى است :
[يوتى الحكمه من يشا و 4عن يوت الحكمه فقداوتى خيرا كثيرا] 1
به آنكه به خواهد
[حكمت] مى دهد
و به هركس حكمت دهد
بهترين خوبى ها
را داده است
از طرف ديگر
براى بهره ورى انسان ازاين سرچشمه
پيامبران واسطه
او وخدا هستند:
[ هوالذى بعث فى الاميين رسولا م نهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم و
يعلمهم الكتاب والحكمه]... 2
او خدائى است كه در ميان مردم پيامبرى را برانگيخت و آياتش را بر
آنان تلاوت كرد و كتاب حكمت را به آنان آموخت .
و شرط بهره بردارى ازاين سرچشمه
تچكيه نفس و پالايش درون
است .همانگونه كه دراكثر آيات
تزكيه نفس مقدم بر تعليم كتاب و
حكمت آمده است . بنابراين
علم
ديگر تنها فرمولها و قوانين
نيست
بلكه نورى است كه به انسان چگونه زيستن را مى آموزد:
[ياايهاالذين آمنوااتقواالله و آمنوا برسوله ... ويجعل لكم
نورا تمشون به] 3
آنانى كه ايمان آورده ايد
از خدا پروا كنيد و به پيامبراوايمان
آوريد... در آنصورت خداوند به شما نورى عطا مى كند كه زيستن را
بتوانيد.
و نيز دريافت اين علم
فقطاز راه پالايش درون امكان پذيراست و
براى آنانى كه راه خودسازى را در پيش نگرفته اند
هيج نورى نخواهد
بود
اگر چه ذهنى متراكم ازمفاهيم واصطلاحات علمى داشته باشند:
[و من لم يجعل الله له نورا فماله من نور] 42
آنكه خداى براى او روشنائى قرار نداده است
ديگر براى او نورى
نيست .
|