اين حمل به هيچ نحو مفيد
نخواهد بود.
چنانچه حمل[ اولى ذاتى] باشد
اتحاد بين موضوع و محمول در ماهيت
و وجوداست مغايرت بين آنها به نحوى ازاعتبار مانند:[ الانسان حيوان
ناطق] كه موضوع محمول حقيقه و وجودا متحدند ولى به اعتباراجمال و
تفصيل متغاير.
امااگر حمل
[ شايع صناعى] باشد
اتحاد بين موضوع و محمول در وجوداست و تغاير در مفهوم و حقيقت
مانند: [ الانسان كاتب] كه موضوع و محمول در وجود يكى هستند و در
مفهوم متغاير.
صاحب فصول
بااين كه بر خلاف مشهور
تصور كرده است تركيب بين جنس و فصل تركيب انضمامى است نه تركيب
اتحادى
بااين حال چون ديده است حمل هر يك از آنها بر ديگرى و حمل
آنها بر نوع
صحيح است
در حالى كه تغايراقتضا دارد حمل
صحيح
نباشد لذا معتقد شده است در صحت حمل
اعتباراتحاد
و فرض متغايرين
يك چيز كافى است 52 .
صاحب كفايه
در پاسخ گفته است : تركيب بين جنس و فصل اتحادى است
نه انضمامى
واگر قبول كنيم انضمامى است
مجرداعتبار و وحدت كافى
نيست بلكه اين اعتبار
مخل به صحت حمل است
چرا كه مستلزم مغايرت
به جزئيت و كليت است و پيداست كه ملاك حمل
لحاظ نحوى ازاتحاد بين
موضوع و محمول است . بعلاوه پيداست كه در تحديدات و ساير قضايا در طرف
موضوعات چنين ملاحظه اى نشده است . تنهاچون طرف محمولات نفس معنى در
آن ملاحظه شده است .
اين بود مجموعه مواردى كه مبادى لغوى علم اصول
تحت تاثير
اصطلاحات منطقى قرار گرفته است
در شماره آينده
ديگر مواردى كه علم
منطق در مسائل اصلى علم اصول
تاثير داشته است را طرح خواهيم كرد
انشاءالله .
1 - سبزوارى
شرح منظومه ص 5.
2- ابن حاجب
آغاز مختصر.
3 - خوئى
اجودالتقريرات ص 3
چاپ تهران مصطفوى .
4-و5 عبدالعلى محمدبن نظام الدين انصارى
فواتح الرحموت بشرح مسلم
الشبوت
ذيل متصفى
چاپ بولاق 1294 ق ص 9.
6-حمدبن نظام انصارى
فواتح الرحموت
ذيل مستصفى
چاپ بولاق
1294 ص 17.
7 - خوئى
اجودالتقريرات
چاپ تهران
مصطفوى 1367 ص 98.
8- ابن خلدون
مقدمه چاپ بيروت (چاپ چهارم ) ص 455.
9 - دراين باره مراجعه شود به : برهان جوينى
مستصفى غزالى
معتمد
ابوالحسن بصرى و كتب ديگر.
10 - مولى محمد كاظم خراسانى
كفايه
حكم وضعى .
11 - منبع گذشته
واجب تخييرى و غيره .
12 - همان منبع
تعدد شرط واتحاد جزاء.
13 - همان
تعلق امر به طبيعت و بحث اجتماع امر و نهى .
14 - همان
استصحاب زمان وامور تدريجى .
15 - همان
ماده امر: جهت رابعه و مبحث قطع :امر دوم .
16 - همان
شرط متاخر.
17 - همان
مشتق .
18 - همان
مشتق .
19 - همان
مشتق .
20- - همان
معناى طلب
و بحث قطع :.
21 - همان
اواخر بحث ترتب و غيره .
23 - همان
حجيت قطع
امراول .
24 - همان
مقدم حرام و غيره .
25 - همان
مبحث اجتماع امر و نهى
مقدمه چهارم .
26 - همان
در چند مورداز جمله :اجتماع امر و نهى و مقدمه واجب . [p>
27 - همان
تعلق امر به طبيعت .
28 - رجوع شود به آغاز كتب الذريعه الى اصول الشريعه سيد مرتضى و
عده الاصول شيخ طوسى كه اصول فقه را بمعناى مطلق ادله فقه گرفته اند.
29 - رجوع شود به :المستصفى فى علم الاصول غزالى ص 6 چاپ بولاق 1322.
30- اين ادريس حلى
سرائر ص 2.
31 - كتب اصولى اهل سنت .
32 - مولى محمد كاظم خراسانى
كفايه ج 1 ص 2.
33 - همان منبع ص 4.
34 - همان منبع ص 2.
35 - همان منبع . ضمنا: عوارض جمع عارض است و مقصوداز عارض
عارض
در مقابل ذاتى باب كليات خمس است چنانكه مقصوداز ذاتى
ذاتى در
مقابل باب برهان است يعنى : چيزى كه ذات معروض براى عروض آن كافى
باشد و نياز به امر خارج نداشته باشد كه از آن به : خارج محمول تعبير
مى شود در مقابل محمول بالضميمه .
36 - آخوند ملا محمد كاظم
كفايه
چاپ با حاشيه مشكينى
ج 1 ص 13
15.
37- منبع گذشته ص 14 و مبحث مطلق و مقيد: علم جنس و معرف به لام جنس
و غيره .
38 - كتب منطق از جمله : تهذيب و شمسيه
اقسام كلى .
39 - حاجى ملا هادى سبزوارى
شرح منظومه
وجود ذهنى .
40 - كفايه : ص 63 - 64.
41 - شيخ محمدحسين
فصول
فصل قديطلق اللفظ ويراد...
42 - ملا محمد كاظم خراسانى
كفايه
چاپ تهران با حاشيه مشكينى
ج
1 ص 20 - 21.
43 - شيخ محمدحسين
فصول : هل الالفاظ موضوعه بازاء... مولى محمد
كاظم خراسانى
كفايه ج 1 ص 23.
44 - آخوند خراسانى
كفايه الاصول
چاپ تهران با حاشيه مشكينى
ج
1 ص 23.
45 - شيخ محمدحسين اصفهانى
فصول
تنبيهات مشتق : تنبيه اول . آخوند
خراسانى
كفايه ج 1
ص 78.
46 - شيخ محمدحسين
فصول
تنبيه اول مشتق .
47 - منبع گذشته .
48 - آخوند خراسانى
كفايه الاصول
چاپ تهران با حاشيه مشكينى ج
1
ص 78.
49 - منبع گذشته ص 79 - 80.
50 - همان منبع ص 83.
51 - آخوند مولى محمدكاظم خراسانى
كفايه الاصول
چاپ تهران با
حاشيه مشكينى
ج 1
ص 83.
52 - شيخ محمد حسين
فصول
چاپ سنگى
تنبيهات مشتق . آخوند خراسانى
كفايه ج 1
ص 84.
53 - آخوند خراسانى كفايه الاصول
ج 1
ص 84.