( 128
)
و كار داشته باشند و با
شجاعت و دقت فراوان با همه اين معضلات دست و پنجه نرم كنند.اين
انتظار صد در صد منطقى است و بايد هم برآورده شود.
آنها كه دردمندند و مسائل زمان را مى فهمند مى دانند كه وقوع تحولات
فكرى جديد در حوزه هاى علميه به دليل ورود برگشت ناپذير علماى دين در
صحنه اداره جامعه امروزامرى صد در صداجتناب ناپذير و ضرورى
گرديده و بدينجهت تحليلهاى بعضى از مقالات گذشته مجله( حوزه) را بايد
خيلى خيلى جدى تلقى كرد. بايد دانست كه عمده ترين مسائل فكرى امروز
جمهورى اسلامى ايران همين مسائل است و راه آينده اين نظام جديد
وقتى بدرستى روشن مى شود كه به تعبير مقاله( آفاق فكرى) حوزه ها( حضور
در زمان) پيدا كنند آنهم حضورى به تمام وجود و همه سرمايه ها و همه
امكانات .
يك بخش ازاين مساله بسيار مهم( حضور در زمان) پرداختن حوزه هاى
علميه به( مذاكرات بين الاديان) مى باشد و من مى خواهم مطلبى دراين
زمينه بنويسم .
( مذاكرات بين الاديان) غيراز( منازعات و
مجادلات بين الاديان) است . در منازعه و مجادله هدف بر زمين زدن طرف و
محكوم نمودن اواست
ولى در مذاكره هدف
اينست كه انسان طرف را درست
بفهمد و خود را نيز درست به او بفهماند تا هر دو طرف بتوانند آنچه
را كه احسن واتقن است انتخاب كنند. منازعه و مجادله به خصومت و
درگيرى مى كشاند ولى( مذاكره) بر روشن شدن حقيقت و در نتيجه به
شكوفائى بيشتر فكر واحساس مى انجامد وانسانها را تواناى اين مى سازد
كه در يك داد و ستد معقول و شيرين فرهنگى با يكديگر زندگى كنند .
اينجانب را عقيده اينست كه امروز براى جمهورى اسلامى ايران
مذاكره
بااديان بزرگ جهان مانند مسيحيت
يهوديت (نه صهيونيسم )
بوديسم و
هندوئيسم يك اقدام بسيار ضرورى است واقدام كننده به اين امر نيز
دستگاهى غيراز حوزه هاى علميه نمى تواند باشد. حوزه هاى علميه ما بايد
بااديان بزرگ دنيا به مذاكره به پردازند.ازاين مذاكره چندين
فائده بزرگ حاصل مى شود.
واين فوائد آنقدر مهم است كه مى توان گفت جلب آنهااثر بزرگى در
سرنوشت
|