( 55
)
به صحت بيع كند. و دليل ديگرى بيع مجهول رااز آن خارج كند
در
اينجا سه فرض پيش مى آيد:
يكى -اين كه مورد
قطعا تحت عام باقى است
مانند موردى كه به
هيچوجه در معامله
جهل و غررى وجود ندارد. دراين صورت
شكى نيست كه
عام در آن حجت است .
دوم- اين كه مورد
به يقين از تحت عام خارج است
مثلا: موردى كه معامله بطورى
مجهول است كه در آن خطر مالى وجود دارد. دراين صورت هم به يقين
مورد
داخل عنوان مخصص است
و عام در آن حجت نمى باشد.
سوم- اين كه بعلت اجمال مخصص
معلوم نيست كه مورد
تحت حكم عام
باقى است و يا در تحت مخصص است
مثلا: مورد معالمه از لحاظ وزن مجهول
است
ولى به يقين براى هيچكدام از طرفين معامله خطر مالى وجود
ندارد
مانند: توزين متاعى به متاع ديگر هم قيمت آن
و معامله آنها
به يكديگر. دراين صورت
بحث است كه آيا مى توان در مورد مشكوك به
دليل عام تمسك نمود و آن را مشمول حكم عام دانست ؟
دانشمندان دراين مورد صورى تصوير كرده اند:
1-اجمال مفهومى عنوان خاص
مثلا: ندانيم مفهوم غرر كه موضوع خاص
است
مطلق جهل است يا خصوص جهلى كه موجب خطر مالى است .
2اجمال مصداقى عنوان مخصص
مثلا: مى دانيم مفهوم غرر
خصوص جهل-
توام با خطر مالى است
ولى نمى دانيم كه اين فرد مشكوك براين گونه
است يا خير؟
و در هر صورت چهار قسم قابل تصوراست :
1-امرافراد عام
بين اقل واكثر دائر باشد و مخصص
منفصل باشد.
2-امرافراد عام
بين متباينين دائر باشد و مخصص
منفصل باشد.
3-امرافراد عام
بين اقل واكثر دائر باشد و مخصص
متصل باشد.
4امرافراد عام
بين متباينين دائر باشد و مخصص
متصل باشد-.
چنانكه اجمال
مفهومى باشد
تنها در صورت اول مى توان مورد شك
به
عام
|