( 57
)
است
واين روزگار باابن ابى عقيل وابن جنيد آغاز مى شود و در
زمان شيخ طوسى
به پايان مى رسد.
دوم : روزگار دانش .اين همان روزگارى است كه طى آن
بذرها روييدند
و به بار آمدند و ميوه دادند
و حدودانديشه اصولى معين شد
و در
زمينه هاى بررسى فقهى در پهنه اى گسترده
بازتاب يافت . پيشگام اين
روزگار
شيخ طوسى است واز شاگردان او مى توان ابن ادريس
محقق حلى
علامه حلى
شهيداول و نوابغى جزايشان را نام برد.2
سوم : روزگار كمال علمى .اين همان روزگارى بود كه
حوزه درسى نوين در پايان هاى سده دوازدهم
بر دست استاد وحيد
بهبهانى پديد آمد.اين حوزه براى علم اصول
روزگار سوم آن را پديد
آورد
واين از راه انجام كوشش هاى انبوه و فراوان در دو عرصه اصولى
و فقهى بود.
اين كوشش ها
درانديشه ها و پژوهش هاى پايه گذاراين مدرسه
استاد
وحيد بهبهانى و شاگردان حوزه درسى او تجلى يافت
كه تلاش هاى آن مرد
بزرگ را دنبال كردند و در حدود نيم قرن
كوشش ورزيدند
تااينكه
روزگار سوم
ويژگى هاى همگانى خود را تكميل كرد واين مدرسه را به
اوج رسانيد.
دراين مدت
سه نسل از نوابغ اين مدرسه پى در پى فرا رسيدند:
فصل نخست
از پژوهشگران بزرگ از شاگردان استاد وحيد
مانند سيد
مهدى بحرالعلوم
در گذشته به سال 1212 هجرى
شيخ جعفر كاشف الغطا
1227 ه
ميرزاابوالقاسم قمى
1227 ه
سيدعلى طباطبايى
1221
و شيخ
اسدالله شوشترى
1234ه
بودند.
نسل دوم
از نوابغى كه شاگردى
برخى از آن بزرگواران كردند
مانند: شيخ محمدتقى بن عبدالرحيم
1248ه
شريف العلما
محمد شريف بن حسن على
1245ه
سيدمحسن اعرجى
1227 ه
مولى احمدنراقى
1245ه
شيخ محمدحسن نجفى
1266ه
و جز
ايشان .
نسل سوم
در راس آن شاگرد شريف العلماء محقق بزرگ شيخ مرتضى
انصارى
بود كه اندكى پس از پديد آمدن حوزه درسى نوين
يعنى در سال
1214
به دنيا آمد و با آن در مرحله بررسى و دراوج رشد و فعاليت
آن همگام بود و مقدر چنين بود كه وى اين
|