( 118
)
حكومت با جمهور مردم است]. 4
اينگونه نظريات و حركات (كه تعداد آن هم بسياراست )
همگى بدنبال
حضوراجتماعى و شناخت زمان و واقعيتهاانجام گرفته و مى گيرد.
ب :اثرپذيرى فقه :
رسالت فقه : جوابگوئى به مشكلات اجتماعى در راهگشائى درامور فردى واجتماعى مى باشد.
فقه بايستى با توجه به مسائل حيات انسانى
زندگى فردى واجتماعى
انسان رااداره نمايد
و درابعاد گوناگون زندگى پاسخگو به نيازهاى
مختلف مجتمعات انسانى باشد.
اساسا حوزه گسترش فقه به اندازه گسترش اسلام و جامعيت آن
مى باشد. آنگونه كه اسلام به جنبه هاى مختلف انسان و زندگى و پيشرفت او
نظر داشته
شخصى فقيه
نيز بايستى با آگاهى از نظامات مختلف و
دانستن طريقه اجراء و بكارگيرى آن قوانين و طريقه حل مشكلات جوامع
دستورات مترقى اين دين حنيف را كه ضامن هدايت و رشدانسانهاست
بطور صحيح استنباط نموده و بكارگيرى .
متاسفانه نبودن حكومت در طول صدها سال
رفته رفته ذهنيت فردگرايانه را در برخى از
انديشه ها بوجود آورد.اين اثر بتدريج در تمام ابواب و كتب فقهى
تاثير گذاشته و حكومت فقه اندك اندك از صحنه زندگى خارج شده و
نتيجه نهائى از تحصيل آن
بصورت يك ورزش فكرى و كسب معرفت دينى و
آگاهى از رشته اى مربوط به تاريخ انديشه حقوقى نياكان در آمده بود.
در حالى كه اجتهاد در مسائل سياسى متوقف شده
و مسائل حياتى و
اساسى ديگراجتماع
ازاهميت چندانى برخوردار نبود و چه بسيار
مسائلى كه همچون عقده و مشكلى بى پاسخ مانده بود
يا بحثى بطور تمام
پيرامونش انجام نمى گرفت
و در برابر
بيشتر به وقايع سابقه - نه
حوادث واقعه ) - پرداخته مى شد
و برعكس مسائلى سپرى شده
و گاه جنبى
نام مسائل مستحدثه و جديد
بخود مى گرفت .
در چنين شرايطى است كه فقه در
مواردى به گونه ى ورزش فكرى شكل مى گيرد. و در بخشهايى همچون طهاره و
صلاه و ... بخاطرانجام شدن بحثهاى بسيار
از گستردگى خاصى برخوردار
مى شود.
نگاهى به كتب فقهى و توجه به تقريرات درسهاى موجود
نشاندهنده
اين مسئله مى باشد كه : كتابهائى همچون حدود
دياه
قضا
شهادات و
جهاد... بصورت محدود بحث شده و بسيارى از مباحث حكومت و حكومت دارى و
نظامات اسلام (نظام ادارى
نظام مالى و مالياتى ...) بحث نشده است . و
حتى دراين دهه هاى اخير مسائل امر بمعروف و نهى از منكراز
رساله هاى عمليه
|