( 153
)
ب : مختصرى از زندگى مولف
مرحوم آيت الله سيد نورالدين حسينى اراكى
(13411278 ه.ق ) مقدمات علمى را در[ اراك] فرا گرفت و براى ادامه
تحصيل راهى نجف شد. در نجف به حوزه هاى درس مرحوم آيه الله حاج ميرزا
حسين تهرانى و مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد كاظم خراسانى (م
1329
ه.ق ) راه يافت . وى با بهرورى از محضراين اساتيد بزرگوار بمقام والاى
علم و عمل رسيد و در دانشهاى عقلى و نقلى اسلامى
جايگاهى بس رفيع
يافت .
مرحوم اراكى زمان شناسى متعهد و عالمى شجاع و مبارز بود
وى همگام
و همراه با ميرزا محمدتقى شيرازى (ره ) (م
1338 ه.ق ) و شيخ شريعت
اصفهانى (ره ) (م
1339ه.ق .)
در جنگ جهانى دوم فتواى جهاد عليه
استعمار جهانى داده و خود با جمعى از مردم مسلمان اراك (كه در آن
وقت ساكن اين شهر بود) رهسپار تركيه گرديده و بيش از سه سال در جبهه
جنگ به جهاد مشغول بود.
در هيمن سفر (به مدت دو سال ) با شرائط بسيار دشوار و در زير
بمبارانهاى هوائى استكبار جهانى (1)
بدون دسترسى به هر گونه منبع
تحقيقى
با تكيه بر حافظه و دقت عقلى در آيات قرآن . به تفسير قرآن
پرداخت .
او چنانكه خود در موارد مختلف تفسير مى فرمايد
بجز[ معالم الاصول]
(كه فرزندش سيد عطا تحصيل مى كرده ) چيزى دراختيار نداشت .
آيه الله العظمى اراكى (مدظله ) در مقدمه اى كه براين تفسير
نوشته اند
درباره مولف مى فرمايد:
[... و كان قدس سره : فقيها
متتبعا
اصوليا
دقيقا
متكلما
عارفا و مرجعا و حيدا للفتوى
ذارياسه شرعيه دينيه]...
[...فقيهى كاوشگر
اصولى ژرف نگر
متكلم
عارف و يگان مرجع فتوى (در
بلاد خودش ) و صاحب رياست شرعى و دينى بود].
قلبى پاك داشت وانديشه اى بيدار
و چونان او را شايسته بود كه با
حقيقت سازى و جارى در زمان
حضرت ولى عصر[ ارواحنافداه] ارتباط داشته
باشدو همانگونه كه حضرت آيه الله اراكى مى نويسند:[ براساس مكاشفه اى
كه بين ايشان و حضرت حجت ( عج ) بوجود آمد
حضرت (با تبسم واظهار
لطف ) به ايشان فرمودند:[ تو( اويس) زمان هستى]! خود مولف نيز در
اشعارى كه دراول تفسير آمده
به اين مطلب اشاره نموده است .
ج - روش تفسيرى او:
بيشتراز آنكه به بيان شيوه تفسيرى
ايشان بپردازيم
بايسته است
به برخى از روشهاى تفسيرى اشاره اى كوتاه كنيم :
1- برخى مفسرين (چون روايات
نظير قرآن شمرده شده واز راسخين و
مخاطبين اين كلام الهى صادر گشته اند
) براى تفسير قرآن
فقط به جمع
آورى روايات مربوطه بسنده نموده اند
مانند:البرهان
نورالثقلين
عياشى
تفسير على ابن ابراهيم قمى والدرالمنثور.
2- برخى ديگر براساس اين كه قرآن روشنگر هر چيزى است[ تبيان كل
شى ء]
ازاينرو بيانگر خود نيز خواهد بودقرآن را با قرآن تفسير
نموده اندكه بناى علامه فقيد طباطبائى
صاحب[ الميزان] براين پايه
بوده است .
3- گروه سوم با تدبر و با داشتن اطلاعات پيشين لازم
به شناخت عقلى
از آيات الهى پرداخته اند
كه همين تفسير[ القرآن والعقل] نمونه آن
است .
د: ويژگيهاى متن :
دراين تفسير
آيات ازابتداء سوره بقره تا پايان سوره احزاب
(باستثناى چند سوره كه از قلم مولف افتاده]2] )
مورد بحث تفسير
قرار گرفته است
اينك براى روشن شدن شكل كار وانگيزه ما
|