( 96
)
پذيرش اصل[ حكومت دراسلام]
اين پرسش را درانديشه مسلمانان
پديد
آورد كه مبداحكومت در كدام نهاد جاى دارد؟ آيا حاكميت دراسلام
انتصابى است و مردم در آن نقشى ندارند؟ يا آراء مردم مشروعيت بخش به
حكومت اسلامى است ؟
آميختگى اين مسئله با مباحث كلامى و درگيريهاى فرقه اى
موجب شده
است كه ابرهاى تيره خصومتهاى مذهبى
هاله اى ازابهام بر آن افكنده
باشد واز دست يافتن به طرحى روشن و قابل اجراء در زمينه حكومت
مانع شود.
در ميان اهل سنت
مشروعيت[ حكومت اسلامى] در پرتو برخوردارى از
راههاى ذيل يا پاره اى از آن
خلاصه شده است :
1- نص
تعيين پيشوااز سوى خداوند توسط پيامبر[ص] .
ابوالحسن اشعرى گويد:
[كان جائزا ثبوتها بالنص . غيران النص لم يرد فيها على واحد
بعينه فصارت الامه فيهاالى اختيار].
پيشوائى امت رواست كه به نص تعيين شوولى چون نص درباره شخصى
نيامده است
ازاينروامت در مسئله پيشوائى به اختيار خود رها
شده اند. 1
2- تعيين امام و خليفه پيشين :
ماوردى
ابن حزم و...دعوى اتفاق بر صحت اين شيوه مى نمايند 2 و
ابن حزم
اين روش را بهترين شيوه در مسئله تعيين پيشوا مى داند زيرا
از هرج و مرج جلوگيرى مى كند. 3
3-اجماع :
معمولااجماع رايكى از شيوه هاى تعيين پيشوا شمرده اند
اما در تفسير
آن از وحدت نظر
برخوردار نيستند.از[مرجئه] و[ ابوبكراصم معتزلى]
نقل شده است كه اتفاق تمام مسلمانان را در مسند خلافت لازم شمرده اند4.
و گروهى اجماع فضلاى امت اسلامى را در تمامى شهرها معتبر دانسته اند
و جمعى بيعت شهروندان شهر پيشوا را ضرورى نموده اند. 5
برخى[ اجماع] را به توافق[ اهل حل و عقد] معنا كرده انداما در تعيين
مفاد آن به اختلاف افتاده اند. مشكله عمده ديگر در راه اينان
اينست
كه چه كس يا كسانى مسئوليت اين را بر عهده دارند كه فلانى جزءاهل
حل و عقداست و ديگرى دراين زمره جاى ندارد.
نكته قابل توجه آنكه اجماع مذكور
درانديشه پاره اى ازاينان
به گونه اى رنگ مى بازد كه معتقد شده اند با پيشتازى تعدادى اندك
اجماع محقق مى گردد
امامت منعقدمى شود.
[ماوردى] مى نويسد:
[كمترين عددى كه پيشوائى به آن اتمام مى يابد
5 نفرند... واين نظر
اكثرا فقهاءو متكلمين اهل بصره است و كوفيان گفته اند: پيشوائى به
پذيرش دو نفركه شخص سومى را به امامت برگزينند
منعقد
|