( 45
)
(ماكنت متّخذ المضلّين عضداً.)59
من
آن نيستم كه گمراه گران را همكارخود بگيرم.
امام على(ع) در چرايى بركناركردن معاويه
بر اين آيه شريفه
تمسك جست و حاضر نشد
حتى براى مدت كوتاه
معاويه را بر كار و بر مسند استاندارى شام بگذارد.60
امام حسين نيز در جواب عبيداللّه حر جعفى
كه حاضر به كمك امام نشد; ولى اسب و شمشير خود را به ايشان تقديم كرد
فرمود:
(اذا بخلت علينا بنفسك فلا حاجة لنا فى مالك وما كنت متّخذ المضلّين عضداً.)
تو كه در راه ما
از نثار جان دريغ مى ورزى
ما نيز به مال تو نيازى نداريم
زيرا من از گمراهان براى خود
نيرو نمى گيرم.
ييا در جنگ صفين
ياران به امام پيشنهاد كردند
حال كه فرات را در اختيار داريم
نگذاريم سپاهيان معاويه از آن استفاده كنند
تا از پاى درآيند. امام از اين كار جلو گرفت و پيام فرستاد:
(خذوا من الماء حاجتكم وارجعوا الى معسكركم و خلّوا بينهم و بين الماء فانّ اللّه قد نصركم عليهم بظلمهم وبغيهم.)62
به اندازه نياز آب برگيريد و به لشكرگاه خود بازگرديد و بين شاميان و آب را خالى بگذاريد
كه ما نيازى به اين گونه كارها نداريم.
رمز پيروزى شما
بر آنان آن بود كه آنان مردمى ستم پيشه و سركش بودند. على(ع) در همه آوردگاههاى زندگى چنين بود. اين كه نام على(ع) براى هميشه بر تارك جنگ اُحد و خندق خواهد درخشيد بدان خاطر است كه على(ع) افزون بر آن كه قهرمانانه جنگيد
قهرمانانه نيز
اخلاص ورزيد و تيغ از پى حق زد:
گفت من تيغ از پى حق مى زنم
بنده حقم
نه مأمور تنم
شير حقم
نيستم شير هوا
فعل من بر دين من باشد گواه
رخت خود را من زره برداشتم
غير حق را من عدم انگاشتم 63
|