( 95
)
آرزوى عزّت اسلام را در سر مى پروراندند
جا باز مى كند.در همه گستره سرزمين توحيد
در مصر
هند
پاكستان
ايران و در روح مردانى چون محمد عبده
رشيد رضا
اقبال
نائينى
مطهرى
شريعتى و…
بياييد از زبان بعضى از شيفتگان سيد جمال و فرزندان او درباره او بشنويم:
نخست به سراغ شيخ محمد عبده
بزرگ ترين شاگرد سيدجمال در مصر مى رويم
همو كه بنيانگذار مكتب اصلاح طلبى دينى در مصر و شام گرديد و فرهيختگان زيادى را تربيت كرد. در زندگى نامه او آمده است:
(دومين حادثه بزرگ زندگى محمد عبده
ارتباط با سيد جمال الدين بود كه در سال 1286 هجرى به مصر رسيد و محمد عبده
يك سال بعد هم صحبت او شد و شخصيت قوى سيد جمال و تمايل شديد او به اصلاح اوضاع جهان اسلام و نجات آن از عقب ماندگى اثر فراوانى در جان و روح شيخ محمد عبده بر جاى نهاد.)2
و ديگرى آشكارتر از اين سخن مى گويد:
(محمد عبده
از سيد جمال بصيرتى را كه الازهر او را از آن محروم نگه داشته بود
بازيافت و از تصوف وهمى و خيالى
به صوفى گرى فلسفى و عملى روى آورد و ميل صادقانه اى در خود احساس كرد تا براى مردم كار كند و امر اصلاح دينى و مردمى و اجتماعى را به پيش برد و قلم خود را نيكو گرداند
تا از راه نوشته هايش بر افكار عمومى تأثير گذارد.)3
و سخن بالاتر از خود عبده:
(پدرم به من حياتى بخشيد كه على و محروس (دو برادرش كه كشاورز بودند) در آن با من سهيم بودند
ولى سيد جمال به من حياتى بخشيد
|