( 146
)
و مديريت اين دوره
در امور خرد و كلان
رهيافتى اصلاحى داشته است
براى ما كه هم اينك در مسير تجربه حكومت اسلامى همواره براى اصلاح و ناهنجارزدايى حاكميت
مديريت و اقتدار نيازمند مدل و الگويى سازگار با دين هستيم
مى تواند منبع خوبى براى استنباط و فهم و كشف اصول
ارزشها و راهكارهاى اصلاح و اصلاح خواهى در فضاى اسلامى باشد.
شاخصه اصلاح گرى در حكومت علوى
شكل گيرى حكومت امام على(ع) در پى نابسامانيهايى بود كه در حاكميت خلفاى پيشين
بويژه در دوره خلافت سوّمى آشكار شد. اصرار و پافشارى به پاخاستگان براى سپردن نظام سياسى به على(ع) آن حضرت را بر آن داشت تا حكومت و رهبرى سياسى جامعه را بپذيرد. از سخنان على(ع) هنگام بيعتِ مردمان
اراده جدى آن حضرت براى اصلاحى همه جانبه دانسته مى شود. كاركردهاى حكومتى نيز
همين ويژگى را نشان مى دهد.
نظام سياسى كه على(ع) وارث آن شد
اگر چه پى و بنيان آن در دوران حياتِ سياسى پيامبر(ص) در مدينه
ريخته شده بود
ولى در دوره خلفاى پيشين
گسلهايى در پى ها و بنيادهاى آن
پديد آمده بود و پاره اى از نابرابريها با آرمانها و مبانى وحيانى اسلام بر آن بار شده بود. درباره گسلها
گسستها و آشفتگيها
على(ع) سخنانى دارد از جمله:
(شگفتا! كسى كه در زندگى مى خواست خلافت را واگذارد
چون اَجَلش رسيد
كوشيد تا آن را به عقد ديگرى درآرد.ـ خلافت را چون شترى ماده ديدند ـ و هر يك به پستانى از او چسبيدند و سخت دوشيدند و ـ تا توانستند نوشيدند ـ سپس آن را به راهى در آورد ناهموار
پرآسيب و جان آزار كه رونده
در آن
هر دم به سر در آيد و پى در پى
پوزش خواهد و از ورطه به در نيايد.
|