( 365
)
از حيات انسان
سبب شده كه انسان غربى خلقت را بيهوده بشمرد و هدفى جز تكاثر و بهره ورى بيش تر از دنيا براى خود نبيند.
استاد
از قول متفكرى چون گاندى در شرح پيامد تمدّن جديد غرب نوشته است:
(غربى از يك چيز عاجز است و آن تأمل در باطن خويش است. تنها اين موضوع براى اثبات پوچى درخشندگى كاذب تمدّن جديد كافى است.)44
رهايى بى قيد و شرط انسان از حاكميت خدا و خودفراموشى
اين پيامد را داشت كه غرب در جنايت و خباثت احساس آزادى كند و در رسيدن به هدف هاى توسعه طلبانه اش جز خود را به هيچ انگارد.
انديشه ورانى كه از نزديك شاهد جلوه هاى تمدّن غرب بوده اند
اين چهره پنهان مدنيّت را محكوم كرده اند و پرونده وحشت انگيزى از جنايتها
آدم كشيها و خسارتهايى كه تمدّن اروپا و امريكا به بشريت وارد كرده است
به دست داده اند.
مهاتماگاندى كه كشورش
هند
نزديك به سه قرن در اشغال بريتانيا بود
با نماياندن عملكرد غرب
مردم را به تماشاى عريان اين چهره تمدّن فرا خوانده است. گاندى
تاريكيها و تباهى آفرينيهاى مدنيّت غرب را در افريقاى جنوبى و هند ديده بود.
او در رساله (هند سوارج) از تمدّن جديد به (عيب بزرگ) ياد مى كند كه تنها هدف زندگى را در امور مادى خلاصه كرده و امور معنوى
عشق
ايثار و فداكارى در الفباى آن جاى ندارد. و اگر از اين مفاهيم نامى برده مى شود
براى فريب ديگران است.
او به روشنى مى گويد: چنين تمدّنى دوزخ فرودستان است و اين تمدّن از خود غربيان بدتر است; چه كه غربيان ذاتا شرير و بدكردار نيستند
بلكه بيمار تمدّن خويش هستند. او
درباره جنگ جهانى دوم نوشته است:
(جنگ اخيرماهيت شيطانى تمدّنى را كه بر اروپاى امروز
|