( 128
)
آنچه يادآور شديم
در جايى است كه هدفها
گوناگون
واژگان همانندند: صلح
جنگ
برابرى
آزادى
حقوق بشر
تروريسم و… در دنياى واژگونه كنونى و در فرهنگ سياسى روز و در فرهنگ قدرت مندان و برخورداران از سلاحهاى پيچيده
نه در ژرفاى فطرتهاى پاك و وجدانهاى بى آميغ انسانهاى جهان
معنايى دارند و در فرهنگ ناب اسلامى و مسلمانان
معناى ديگر كه به طور كامل با آنچه آنان اراده كرده و مى گويند
فرق اساسى و بنيادين دارد.
امّا اگر هدفها يكى بود و واژگان به كار برده شده گوناگون كه بسيار چنين پيش مى آيد و به دشمنيها نيز مى انجامد
بايد تلاش بسيار انجام گيرد كه انسانها در اين وادى
زبان يكديگر را بفهمند
تا از نزاع و درگيرى در امان مانند. جلال الدين مولوى
اين صحنه را خيلى زيبا ترسيم مى كند و از درگيرى لفظى
كه ما انسانها بسيار گرفتار آن هستيم و وقتهاى بسيار صرف آن مى كنيم
پرده بر مى دارد و مى سرايد:
چهار كس را داد مردى يك درم
هر يكى از شهرى افتاده به هم
فارسى و ترك و رومى و عرب
جمله با هم در نزاع و در غضب
فارسى گفتا: از اين
چون وا رهيم
هم بيا كه اين را به انگورى دهيم
آن عرب گفتا: معاذ اللّه
لا
من عنب خواهم
نه انگور
اى دغا
آن يكى ترك بُد
گفت: اى گوزوم
من نمى خواهم عنب
خواهم ئوزوم
آن كه رومى بود
گفت: اين قيل را
ترك كن
خواهم من استافيل را
در تنازع آن نفر جنگى شدند
كه ز سرّ نامها غافل بدند
استاد محمد تقى جعفرى در شرح اين ابيات مولانا جلال الدين محمد مولوى مى نويسد:
(اگر عالم بشريت
از هواپرستيها و فريب دادن يكديگر و خريد و فروش انسانها
روزى فراغت پيدا كند و با تحمل و شكيبايى شايسته
مشغول تصفيه حساب عوامل حق كشى و جنگهاى
|