( 278
)
به ديگر سخن
عدالت اجتماعى جز با برداشتن استبداد و انحصار در تمامى ريختها و ساختارهاى آن ممكن نيست.
3. در زمينه فرهنگى
گسترش و پخش فراگير آموزش
پژوهش
دانايى
اطلاعات و ارتباطات عنصر بنيادين عدالت اجتماعى به شمار مى آيند.
نگهداشت سه محور و سازو كار ياد شده
به روشنى نشان مى دهد كه چگونه در جامعه
شايستگى همگانى پديدار مى شود و عدالت اجتماعى
فرايند تلاش همگانى را نيرومند مى سازد و پديد مى آورد.
عدالت در حكومت
از عناصر اساسى انديشه سياسى نراقى به شمار مى آيد.
نراقى
عدالت را از پايه هاى مشروعيّت حكومت دانسته و زمامداران را از محورهاى بنيادين عدالت گسترى مى شمرد.
(پس سلاطين عدالت شعار و خواقين معدلت آثار
از جانب حضرت مالك الملك
براى رفع ستم و پاسبانى عرض و مال اهل عالم معيّن گشته… و از اين جهت
به شرف خطاب ظل اللهى سر فراز گرديده اند
تا امر معاش و معاد زمره عباد درانتظام و سلسله حياتشان را قوام بوده باشد.)16
عدالت در نظر ايشان
پشتيبانى مردم از نظام و انبازى و همراهى و همگامى آنان را در پى دارد كه پيامد آن دوام حكومت است:
(عدالت و رعيت پرورى باعث تحصيل دعاى دوام دولت و خلود سلطنت مى گردد و همه رعايا و كافّه برايا را شب و روز به دعاى او اشغال مى دارند و به اين جهت از عمر دولت برخوردار مى گردد.)17
ايشان
همان گونه كه براى زمامداران دغدغه عدالت را مهم ترين وظيفه مى داند
براى مردم نيز نقش كليدى در به حقيقت پيوستن عدالت
باور دارد. بر اين باور است كه مردم مى بايد در برابر ستم بايستند و حكومت ستم را به زير بىآورند:
(در امثال اين زمان
اگر از براى مؤمن ديندارى ميسر شود كه بعضى از اينها را دفع كند
از براى او جايز نيست كه در خانه
|