( 23
)
[لولاالاجل الذى كتب الله عليهم لم تستقرارواحهم فى اجادهم طرفه
عين] 4 ... .
آنان كسانى هستند كه اگر خداوند زمان خاصى را براى مرگ آنان معين
نكرده بود
هرگز لحظه اى روحشان در كالبد قرار و آرام نمى گرفت .
از ديدگاه اين گروه
پرداختن به تشريفات چيزى جز بازيهاى كودكانه
نيست . و تعبيرشان از زرق و برق پست و رياست و رفت وآدهاى پر طمطراق
اينست :
[...هذا ماءآجن و لقمه يغض بها آكلها] 5 .
رياست و تشريفات دنيوى
بسان گنداب است و لقمه اى است كه در گلو
گير كند.
جلوه هاى اين ديدگاه را مى توان در كلام وارستگانى چون حضرت آيه الله
العظمى منتظرى يافت كه مثل اعلاى اين گروه اند
ايشان دراين ارتباط
فرموده اند:
[ امتياز آدمى به انسانيت اش هست
هيچوقت زرق و برق ها چشمتان را
نگيرد
من بسيار شده است كه به خاطر همين كه لازم است با چند ماشين
به اين طرف و آن طرف بروم (بخاطر مسائل امنيتى )از بسيارى از ديد و
بازديدها صرفنظر كرده ام] . 6
امام در سخنان خود با طرح زندگى اين اسوه ها
روحانيت را به پيروى
از آنان مى خواند و سفارش مى كند كه اين مشعل ها را فراراه خود قرار
دهيد:
[ زندگى شيخ انصارى را
بسيارى شنيده ايد چه وضعى داشته است در زهد
اگر نبود آن وضع
نمى توانست آن شاگردهاى بزرگ را تربيت كند و نمى توانست آن كتابهاى
ارزنده را تحويل بدهد]. 7
ب : كم عمق ها
آنان كه هنوز بدرستى راه و هدف را نشناخته اند و
اعتقاد به[ ساده زيستى] در عمق جانشان ننشسته است
واگر چندى اين
طريقت را پيشه خود مى سازند
يا به لحاظ همرنگى با[ همگنان] است يااز
ترس ملامت ملامت گران
آنهائى كه در زير شلاق گفتارهاى امام چندى را
به اكراه تن به تحمل دورى از تجمل
مى دهند
اما همين كه طوفان
اعتراض خوابيد
دوباره تمايلات نفسانى شان سربلند مى كند و به روند
زندگى رفاه زده خودادامه مى دهند
بيشترين خطابهاى امام متوجه اين
گروه است
امام مى كوشد تا آنها رااز ظلمت بازيهاى كودكانه به[ آزادى
از تعلق ها]ى مادى هدايت كند. و حقيقت را بدانها بنماياند.امام در
كلمات خود خطاب به اين گروه مى فرمايد:
[ شما گمان نكنيد كه
اگر با چنداتومبيل بيرون بيائيد وجهه تان پيش مردم بزرگ
|