( 159
)
بخوانند
بى آنكه گوشه چشمى به خونهاى چكيده بر پاى آنكتيبه ها بيافكنند
[نويسنده كتاب]
با كار خويش
تاريخ را در خدمت مردم تدين كوچه و
بازار قرار داد
تااز سرگذشت اين مردم پاك دل واز جان گذشته
پر
بار گردد و سرنوشت نسلهاى بعد را در سايه سار سرگذشت اين نسل
رقم
زند.
[ وى]
بااين كار فهماند كه :
تاريخ آن نيست كه امير مى گويد
بلكه آن واقعيتى است كه مردمان هر
زمان با تمام وجود
انديشه
عتقاد واعمالشان مى سازند.
نگارنده كتاب دراين مورد مى گويد: كتابى كه در پيش داريد گامى است
در جهت رساندن واقعيتها
حقيقتها واصالتها به نسلهاى آينده و تمام
انسانهائى كه مى خواهنداز ماهيت و حقيقت انقلاب اسلامى به درستى آگاهى
يابند
و تلاشى است همراه و همگام با ملت مجاهد و قهرمان پرورايران
در جهت تداوم انقلاب اسلامى 83
[نويسنده]
در پايان جلداول كتاب[ تحليل و بررسى نهضت امام
خمينى] (رهبرى نهضت از تبعيدگاه ) پى گيرد. 4 و همه آنان را كه با قلم
وى آشنا بودند
درانتظار آن وعده نشانيد. سالها گذشت
و جلد
نخستين آن
چاپهايى را پشت سر گذارند و خبرى نشد تا آن كه در بهار
امسال انتظار سرآمد و وعده[ نويسنده] جامعه عمل پوشيد
و جلد دوم
به چاپ رسيد.اين جلد
اگر چه دير آمد لكن پر بار و پر محتوى قدم
پيش گذاشت . دراين مدت
[ روحانى] با تلاش گسترده
به نچه در دست
مردم بود
و نيز آنچه كه طاغوت به نام اسناد محرمانه در آن سوى
چهره خويش مخفى داشته بود
دست يافت و همه را ضميمه تجربيات و
مشاهدات خود دراين كتاب ريخت و آن را جامعيتى ديگر بخشيد .
26 آنچه كه كتاب[ نهضت امام خمينى] را پرارزش و مفيد ساخته
علاوه
براسناد بدست آمده از مركزاسناد و ... حضور آگاهانه نويسنده
دراين نهضت است .
وى ازاولين مراحل نهضت
ديدگان خويش راباز كرده
و به عنوان ناظرى نكته سنج از تمام دقائق و
ظرائف يادداشت برداشته است و هر آنچه به انقلاب مربوط بود حفظ نموده
است . بهتراست[ روحانى]
اين مورخ خوب معاصر
رااز پيشگفتار جلد
دوم نهضت امام خمينى كه به قلم خود وى نگارش يافته است
بشناسيم .او
مى گويد: [نگارنده
سالها واز آغاز نهضت اسلامى
جريانهاى درونى و
برونى آن را پى گيرى كرده و در متن آن قرار داشته است . لحظه اى از
مسائل انقلاب غفلت نكرده و به جز يك سال سفر تركيه
در ديگر تبعيدها
و هجرتها باامام بوده و هماره به گردآورى اسناد واطلاعات همت
گمارده است
و تمام وقت و نيرو وانديشه خود را ويژه گردآورى اسناد
و مدارك و ثبت رويدادهاى نهضتى كرده كه از آغاز گام به گام با آن
حركت كرده است و خود شاهد رويدادهايى بوده كه به ثبت آن پرداخته و
در حقيقت خود در تاريخ بوده است
تاريخى كه هنوزاز آن خون مى چكد].
[نويسنده]
از آنجا كه در نهضت حضور داشته
كوشش كرده است واقعيات
تاريخ انقلاب را به تحرى در آورد
ازاينرو
چه حوادث تلخ و دلخراشى
را برشته تحرير در آورده است
و چه بسيار واقعيتهايى كه ديگران را
جرات باز گويى آنها
حتى در جمع محدود
نيست به قلم آورده و بى توجه
به هاى و هوى خفاشان آفتاب گريز كه نابخردانه از هر سوى خويش را بر
رهروان دلير دل شب مى زنند تا آنان رااز حركت به سوى نور باز
دارند
قلم بر مى دارد و تمام تاريكها را به كنار مى زند و آفتاب را
فراديد آيندگان مى نهد
تا راه را گم نكنند و در روشنائى و گرماى
آفتاب را فراديد آيندگان مى نهد
تا راه را گم نكنند و در روشنائى و
گرماى آفتاب
حق رااز باطل باز شناسند.
آميزش اين جسارت و شجاعت با آگاهى
در وجود[ نويسنده كتاب] همراه
با تعهد و مسئوليتى
|