( 5
)
شده اند كه هيچ جريانى نتواند تلقى خود رااز آرمانهاى
انقلاب به كرسى نشاند و به اجراى آن بپردازد. هر طرح زيربنائى با
هجوم انتقادات افراد و جريانهاى مخالف مواجه مى شود
و عملا قدرت
اجرائى در غالب تصميمات زيربنائى وجود ندارد
و در نتيجه
درگيرى با
مسائل مقطعى تنها چاره راه مى شود!
هر چه زمان بگذرد و سنين انقلاب افزايش يابد
بهره وران از شرايط
موجود جا پاهاى محكمترى را باز مى كنند
كليدهاى نفوذى انقلاب را
مى يابند
و در آن صورتست كه ديگر حتى[ نسل انقلابى] هم شكل نمى گيرد.
بلكه همان[ نسل گذشته] به حكمرانى مرئى و نامرئى ادامه خواهند داد!
گمان نكنيم كه معناى طرحهاى عاقلانه
پيچ و خم دادن به برنامه ريزى
و تصويب فوانين واجراى آن است . دهليزهاى پيچاپيچ قانونگذارى و
اجراء
فقظ[ سرمايه دارى] را متنعم مى سازد و بس ! و مستضعفان و
ستمديديگان را دست تهى و خانه خراب !
اين چه كسى است كه از شرايط نامشخص توزيع رنج مى برد!
چه افرادى از وجود نداشتن سيستم مالكيت دراين موقعيت سود مى برند!
اين فشار دهندگان گلوگاههاى اقتصاديند كه ازاين فرصتها بهره
مى برند و با بندبارى انتظار مى كشند تا در آنزمان سفره بگسترانند و
در پشت و پناه قانون
حصار آهنينى براى سرمايه ها و سودهاى كلان خود
بسازند!
در زمينه ساير مشكلات نيز وضعيتى مشابه جريان دارد. فساداجتماعى
تنزل فرهنگى
سيستم ناقصى ادارى و ...امواجى هستند كه زير پاى ما را
خالى مى كنند
واز دست دادن مداوم فرصتها
آينده اى وخيم را ترسيم
مى نمايند.
ازاينرو
بايستى در رفع نارسائيها
تلاشى در خور راانجام داد
كه
مباد زمانى را در برابر خويش بيابيم كه فرصتها در دسترفته ! دوستان
در ياس مانده ! و دشمن در خانه تكيه زده باشد.
درد دل محرومان
در پى گيرى نارسائيها
آن از زبان همگان بشنويم
نه فقط آنانكه
ابزار طرح نواقص و مشكلات خود را دارند. زر و دارندگان حيثيت و
اعتباراجتماعى و يا برخورداران
|