( 56
)
مرگت فرا رسيد
آنها را به پسرانت ميراث ده زيرا براى
مردم زمان فتنه و آشوب مى رسد
و در آن هنگام جز با كتاب انس نگيرند
32 . در روايتى ديگرازاحمد بن عمرالحلال نقل شده است :
عن احمدابن عمرالحلال قال : قلت لابى الحسن الرضا[ ع]: الرجل من
اصحابنا يعطينى الكتاب و لا يقول:[ اروه عنى
يجوز لى ان ارويه عنه ؟
قال فقال :اذا علمت ان الكتاب له فاروه عنه] .
به امام هشتم گفتم : مردى ازاصحاب خود ما شيعيان كتابى بمن مى دهد
و نمى گويداين كتاب رااز من روايت كن
من مى توانم ازاو روايت
كنم ؟! فرمود:اگر مطمئن باشى و بدانى از خوداوست ازاو روايت كن 33 .
اينها و جزاينها
از تعاليم اهل بيت به پوينده گان راهشان
نشانگر آن است كه ائمه[ ع] بر صحت نقل پاى مى فشردند و ياران خويش
را بر حفظ آثار و نگهبانى از جعل و تحريف تحريص مى كردند.
به پيروى ازاين تاكيدها
بزرگان علم حديث و نقادان ژرف نگر
براى رفع نابسامانيهاى اخبار در صدد چاره شدند
از يكسو غلاه و
زنادقه را شناسانيدند. واز سوى ديگر به ساده لوحان و مبلغان مذهبى
هشدار دادند
و نسبت به وضاعين و تحريف گران زنگ خطر را به صدا در
آوردند.
يونس ابن عبدالرحمن
عالم بيدار و محدث هوشمند در مقابل جريان وضع و تحريف
نستوه واستوارايستاده بود
تا آنجا كه موردانتقاد قرار گرفت كه
چرا روايات اصحاب راانكار مى كند و منقولات آنان را تكذيب مى نمايد. 34
برخى نيز آثار و جوامع روائى را بدقت اندازه گيرى كرده
سطرها را
مى شمردند و حد و حدود آن را مشخص مى ساختند
تاامكان فزونى و كاستى
از بين برود. 35 برخى ديگر نيزاحاديث كتاب را بدقت مى شمرده اند و
تعداد آن را ثبت مى كردند تا جلوى تحريف را بگيرند.
شيخ طوسى چون استبصار را بپايان
رسانيد
پس از شمارش دقيق روايت ها و تعدادابواب و ثبت آن نوشت :
[حصرتها لئلايقع فيها زياده و نقصان] . 36
و گروهى از عالمان نيز دامن همت به كمر زدند
و به تاليف آثار
معتمد وارجمندى با گردآورى روايات و گزينش آنهااز ميان صدها و
هزارها روايتها پرداختند
واز جمله
شيخ بزرگوار
ثقه الاسلام ابوجعفر
محمدابن يعقوب كلينى
با دقت و هوشيارى كامل و به كار گرفتن
تجربيات فنى و علمى آنچه را صحيح و معتبر مى دانست با كوششى عظيم در
ظرف بيست سال تلاش خستگى ناپذيراز لابلاى هزاران نسخه و صدها هزار
حديث مسند و نامسند شانزده هزار حديث آن را گزينش
|