( 135
)
پيامبر[ص] )
و بالاخره
طبقات و رجال (زندگى
نامه هاى اصحاب پيامبر
محدثين
قراء قرآن
شهدا
شعراء
و...)
شكفته شد و موجب نگارش كتابها و رساله هاى بسيارى دراين زمينه
گرديد.
براى نخستين بار
قرآن مجيدادوار زندگى اجتماعى بشر را
با ملاك
ضلالت و هدايت
كفر وايمان
به دو دوره[ جاهليت] و[ اسلام] تقسيم
بندى نمود. 2
پس ازاندك مدتى نيز[ گاه شمارى] براساس روز و سال هجرت پيامبر
اسلام[ ص] از شهر مكه به مدينه استوار شده
و وضع ثابت و مشخصى به
خود گرفت
واز هرج و مرج و عوام زدگى بيرون آمد 3 .
بدينوسيله
دو مبنا و معيار مشخص
براى ثبت و نگارش حوادث تاريخى
و تعيين مقطع زمانى وقوع آنها شناخته شد
كار تاريخنگارى به ويژه در
اثر تاسيس گاه شمارى هجرى
در ميان مسلمين تسهيل شد.
تاريخنگارى
ابتدااز تفسير آياتى كه مربوط به داستان ملتها وامام
گذشته و قصص پيامبران سلف بود آغاز گرديد
آنگاه با تدوين
زندگينامه وسيره پيامبراسلام[ ص] و ياران او و پيدايش كتبى به نام
[سيره]
[ مغازى] و[ طبقات] تشخص و تمايز كامل پيدا كرد.
فتوحات و پيروزيهاى نظامى و سياسى كه بعد
از رحلت پيامبر در سراسر جهان نصيب مسلمين گشت
موجب نگارش شاخه
ويژه اى از تاريخ بنام[ فتوحات] گرديد.
در كتابهاى موسوم به[ فتوحات]
علاوه بر گزارش و ثبت چگونگى فتح يك
سرزمين بدست مسلمانان
شمه اى از جغرافياى تاريخى و سرگذشت قبايل و
اقوام مقيم آنجا نيز سخن گفته مى شد. همين عامل
به اضافه توجه به
قصص پيامبران گذشته و پادشاهان و ملل پيشين تاريخ بود
كه موجب
پيدايش و نگارش كتابهاى[ تاريخ عمومى] در ميان مسلمانها گرديد كه
در آنها علاوه بر بحث از تاريخ ويژه اسلام و مسلمين
از تاريخ ملل
پيشين عالم
و سرزمينهاى غيراسلامى نيز بحث مى شد
مانند تاريخ طبرى
تاريخ بعقوبى و غيره .
به تدريج به صورت يك دانش
داراى چارچوب و روش و حتى فلسفه ويژه
درآمد و تعداد نويسندگان تاريخ رو به افزايش گذاشت . در عين حال
اين رشد وافزايش كمى
بدوراز رشد كيفى
وابتكار و تنوع نبود.
استاد شهيد مطهرى مى نويسد:
مورخين اسلامى خيلى زيادند
شايد در كمتر رشته اى مانند تاريخ
تاليف شده باشد
جرجى
|