رويكردى نو در آموزش اخلاق

سيد ابوالحسن مطلبى

اخلاق (درسنامه اخلاق براى طلاب پايه اول ـ ششم)
مركز تدوين و نشر متون درسى حوزه
در 6 جلد
چاپ اول
نشر دانش حوزه1382

بسيارى از آموزه هاى قرآن كريم و معصومان(ع) درباره اخلاق و تزكيه نفس است.
امام صادق(ع) مى فرمايد:
(ان أُجِّلت فى عمرك يومين, فاجعل أحدهما لأدبك لتستعين به على موتك.)1
اگر از عمر تو, تنها دو روز مانده باشد, يك روز را براى اخلاق و ادب خويش قرار بده, تا از آن براى روز مرگِ خود يارى بگيرى.
امام كاظم(ع) مى فرمايد:
(ألزَم العلم لك مادلّك على صلاح قلبك أظهرَ لك فساده)2
لازم ترين و بايسته ترين دانش, آگاهى از صلاح و فساد قلب است.
امام رضا(ع) از رسول گرامى اسلام(ص) نقل مى كند:
(عليكم بمكارم الاخلاق فان الله عزوجلّ بعثنى بها.)3
امام خمينى, به دليل جايگاه والايى كه اخلاق در معارف اسلامى دارد, فرازى از وصيت نامه شريف خود را ويژه اخلاق مى كند:
(… و از بالاترين و والاترين حوزه هايى كه لازم است به طور همگانى مورد تعليم و تعلّم قرار گيرد, علوم معنوى اسلامى از قبيل علم اخلاق, و تهذيب نفس و سير و سلوك الى الله, رزقنا الله وايّاكم, است.)4
از اين روى, بر حوزه هاى علميه لازم مى داند كه اخلاق امور معنوى را در دستور كار و برنامه هاى خود قرار دهند و از اين مهم چشم نپوشند وگرنه محكوم به فنا خواهند شد:
(حوزه هاى علميه, همزمان با فراگرفتن مسائل علمى, به تعليم و تعلّم مسائل اخلاقى و علوم معنوى نيازمند است.
برنامه هاى اخلاقى و اصلاحى, كلاس تربيت و تهذيب, بايد در حوزه ها رايج و رسمى باشد. متأسفانه در مراكز علمى, به اين گونه مسائل لازم و ضرورى كم تر توجه مى شود. علوم معنوى و روحانى رو به كاهش مى رود و بيم آن است كه حوزه هاى علميه نتوانند علماى اخلاق, مربيان مهذّب و آراسته تربيت كنند. در زمينه تهذيب و تزكيه نفس و اصلاح اخلاق, برنامه تنظيم كنيد. استاد اخلاق براى خود معين نماييد, جلسه وعظ, پند و نصيحت تشكيل دهيد. خودرو نمى توان مهذّب شد. اگر حوزه ها از داشتن مربّى اخلاق و جلسات پند و اندرز خالى باشد, محكوم به فنا خواهد بود.
چطور علم فقه و اصول, به مدرّس نياز دارد, درس و بحث مى خواهد, براى هر علم و صنعتى در دنيا, استاد و مدرّس لازم است, ليكن علوم معنوى و اخلاقى به تعليم و تعلّم نيازى ندارد و خودرو و بدون معلم حاصل مى گردد.)5

اخلاق1

جلد نخست از اين سفر قيّم, به قلم آقاى محمود اكبرى و به پيشنهاد مركز متون, براى آشنايى طلاب با زيّ طلبگى و براى تدريس در پايه اول حوزه ها, تدوين شده است.
گرچه بيش تر بحثهاى آن آداب است, ولى براى همخوانى و پيوستگى با ديگر جلدها اين مجموعه, و نيز از آن روى كه به آداب, اخلاق هم گفته مى شود, نام اخلاق بر آن نهاده شده است.
افزون بر اين شمارى از صاحب نظران بر اين باورند:
(موضوع اخلاق از ملكات اخلاقى است و همه كارهاى ارزشى انسان را كه متصف به خوب و بد مى شوند و مى توانند براى نفس انسانى, كمالى را فراهم آورند, يا موجب پيدايش رذيلت و نقصى در نفس شوند, دربرمى گيرد و همگى آنها در قلمرو اخلاق قرار مى گيرند, چنانكه قرآن كريم و روايات نيز اين سخن را تأييد مى كنند.)6
بناى نويسنده بر اين بوده كه مهم ترين ادبهاى بايسته نگهداشت و رعايت مورد نياز را در اين كتاب درج كند. البته بناى بر جست وجوى كامل و آوردن همه ادبها و روايت همه شاهدهاى روايى نبوده, بلكه ارائه فهرستى از مهم ترين ادبها, همراه با نقل پاره اى از فصلها, در نظر بوده است.
اين كتاب, در چهار فصل و يك خاتمه سامان يافته است.
فصل اول, دربرگيرنده بحثها و مقوله هاى كلى آداب, با عنوانهايى به اين شرح:
اهميت, معنى و نسبيت ادب, فرق خلق و ادب, جلوه ها و نشانه هاى ادب, آداب مذهبى و ملى, كتاب ادب, اسوه ادب, ادب انبياء, پيامبر و امامان, سيره معصومان در برابر بى ادبان, ابعاد ادب و راه هاى تحصيل آن, ثمرات و بركات ادب و زمينه هاى بى ادبى.
فصل دوم, دربرگيرنده ادبهاى فردى است, با عنوانهايى به اين شرح:
آداب آراستن, غذا خوردن, نوشيدن, راه رفتن, خواب رفتن, نشستن, لباس پوشيدن, از منزل خارج شدن, در مسجد حاضر شدن, قرآن تلاوت كردن, استخاره, سفر, زيارت, دعا, ورود به قبرستان, آداب انفاق كننده و كسى كه بدو انفاق مى شود.
فصل سوم: دربرگيرنده بحثها و مقوله هاى اجتماعى, با اين عنوانها:
آداب و اهميت سلام, تحيت, آداب برخوردها, آداب سخن گفتن, شنيدن, انتقاد, امر به معروف و نهى از منكر, تبليغ, نامه نگارى, دوستى, شوخى, شادى, آداب مجلس و ورود بدان, آداب برخورد با بزرگترها, آداب و حقوق والدين, آداب ميهمان و ميزبان, حق الناس, آداب و حقوق همسايه و آداب بيمار و عيادت.
فصل چهارم: دربرگيرنده آداب تعلّم و دانش پژوهى, با اين عنوانها:
آداب تحصيل, آفات تحصيل, غنيمت شمردن عمر, احترام به علما, رعايت شؤون طلبگى, آداب مطالعه, مباحثه, سؤال و جواب, آداب مدرسه و حجره و سفارشهاى بزرگان.
خاتمه كتاب: اين بخش را رساله امام سجاد و ترجمه آن زينت بخشيده و ختامه مسك شده است.
اين اثر, گرچه براى حوزويان و اهل علم نگارش يافته است, ولى چشم انداز گسترده اى را در بر گرفته و غير از طلاب و حوزويان هم مى توانند از او بهره مند شوند.

اخلاق2

اين اثر, خلاصه رساله (منيةالمريد فى ادب المفيد والمستفيد), اثر شهيد ثانى (ش: 965هـ.ق.) است. اساس كار براى خلاصه كردن اين اثر, بهترين و محققانه ترين چاپ آن است (چاپ مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم) اين اثر با نام: الدر النضيد, مختصر منية المريد, بى هيچ دست بردنى در عبارات و افزودنِ افزوده ها بين دو قلاب, در دسترس اهل فضل و علاقه مندان به بحثهاى اخلاقى گذاشته شده است.
اهميت و ارجمندى اخلاق2 به اين است كه برگرفته از منية المريد است, اثرى كه:
بى ترديد از بهترين كتبى است كه در دنياى علم, و تاريخ دانش بشرى, در زمينه آداب تعليم و آيين تعلّم معارف دينى تدوين شده است.
اين كتاب گرانبها, ضمن اين كه مى تواند راه و رسم صحيح تعلّم و تعليم را به طور عموم ارائه كند, بويژه عالى ترين رهنمودهاى سازنده اى را در رابطه با تعليم و تعلّم معارف دينى و حتى وظايف و رسالت اهل علم را نيز نشان مى دهد, به طورى كه مى توان با قاطعيت, اظهارنظر نمود كه كتاب مزبور, عالى ترين راه گشايى است فراسوى طلاب و دانشجويان و علما و دانشمندان و حتى مجتهدان, تا در لابه لاى آن, اسباب و عوامل توفيق و كاميابى در علم و دانش را شناسايى كرده و در ظلّ عمل و رفتار به مضامين آداب و آيينهاى ارائه شده در آن, به هدف والاى علمى خويش, كه عبارت از قرب به خداوند متعال و تحصيل رضاى اوست, دست يابند و از گامهايى كه در راه اخذ علم و نشر آن برمى دارند, احساس رضايت و آرامش كنند.
مؤلف كتاب, مرحوم شهيد ثانى در اين نوشتار كوتاه, از هيچ نكته اخلاقى و معنوى كه بايد هر عالم و متعلّمى خود را پاى بند بدانها بدانند ـ فروگذار نكرده است; بلكه در هر زاويه و ناحيه اى كه در آنها سخن از وظايف و آداب عالم و متعلّم به ميان مى آوَرَد, لطائف و نكات ظرايف انسانى را گوشزد مى نمايد, نكاتى دقيق و باريك كه ارائه آنها, صرفاً در عهده امثال چنان دانشمند باريك بين و ژرف نگرى است كه اصول و بنيادهاى استوار تعاليم اسلامى از برابر ديدگانِ بصيرتِ آنها مخفى نمى ماند. اصول و بنيادهايى كه ممكن است مورد غفلت بسيارى از دانشمندان دينى قرار گيرد.
شهيد ثانى, با استمداد از قرآن كريم و سنت اسلامى و استشهاد به سخنان فرزانگانِ دين و دانش, براى سازمان بخشيدن به روابط عالم و دانشمند با شاگرد و آيين رفتارشان در جلسه درس و هرگونه مسائل ديگرى كه ارتباط وثيقى با زندگانى عالم و متعلم و استاد و شاگرد دارد و بالاخره براى نشان دادنِ كيفيت زندگانى علمى قشرهاى دست اندر كار علم و معرفت و بينش دينى, مطالب شايان توجهى را ياد كرده است كه فقيه عاليقدر مرحوم آيةالله حاج ميرزا محمدحسن حسينى, معروف به ميرزاى شيرازى, رضوان الله عليه, همه اهل علم و دانشمندان دينى را به مطالعه اين كتاب توصيه فرموده و درباره آن مرقوم داشته است:
(چقدر شايسته است كه اهل علم, مواظبت نمايند به مطالعه اين كتاب شريف و متأدب شوند به آداب مزبوره در آن)
آرى, بدون هيچ ترديدى مواظبت بر مطالعه اين كتاب و تأدّب و اثرپذيرى هر عالم و متعلّم نسبت به آداب و آيينهاى مذكور در آن, شايسته ترين وسيله اى است كه در ظلّ آن, هر استاد و شاگردى آنچنان توانايى مى يابند كه بتوانند, باز پس مانده عمر و فرصت خود را در تدارك ايام تباه گشته خويش به كار گيرند و جان و دل و درون خود را بپالايند, تا شايسته پذيرش نورانيت حق گردند.
اين اثر بزرگ, در حوزه هاى علميه, از ديرباز تاكنون, در كانون توجه علماى بزرگ عرفان و اخلاق بوده است و هر يك به گونه اى درباره اين اثر و كار بزرگ شهيد ثانى, زبان به ستايش گشوده اند:
ابن العودى, شاگرد خاص و همراه با وفاى شهيد ثانى درباره منية المريد مى نويسد:
(مجلد مشتمل على مهمات جليلة و فوائد نبيله, تحمل على غاية الانبعاث والترغيب فى اكتساب الفضائل واجتناب الرذائل والتحلّى بشيم الاخبار والعلماء الابرار.)8
(منية المريد مشتمل على آدابٍ وفوائد جليله, وهو نعم المهذّب لاخلاق الطلاب لمن عمل به)9
مامقانى, صاحب تنقيح المقال در مرآت الرشاد, كه مجموعه وصاياى اوست به خويشان و فرزندان, فرزند خود را به مطالعه منية المريد سفارش كرده است.10
صدرالمتألهين, به اين اثر توجه داشته است.11
امام خمينى, از منيةالمريد, با عنوان: (صحيفه نورانيه) ياد مى كند.12

اخلاق3و4

اين اثر براى تدريس در پايه سوم و چهارم سطح يك به نگارش درآمده است.
اخلاق3 دفتر اول, گزيده سه اثر اخلاقى حضرت امام است: جهاد اكبر, آداب الصلاة و شرح حديث جنودِ عقل و جهل.
اخلاق4, دفتر دوم, گزيده آثار و خلاصه شرح اربعين است.
اهميت اثر ياد شده, در مرحله نخست, مرهون آفريننده آن است كه توانست با خودسازى و مهار توسن نفس, دلهاى ميليونى امّت اسلامى را شيفته و دلباخته كند و سرانجام, رهبر و پرچمدار نهضت پيروز مى گردد كه در 22بهمن 57 به بار نشست و رژيم فاسد شاهنشاهى را از صفحه تاريخ زدود.
او, يعنى:
(پيشواى بزرگ و نامور دوران معاصر, بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران, حضرت امام خمينى, قدّس الله روحه الزكيه وافاض على تربته المراحم الربانيه, علاوه بر فقه و اصول و ديگر علوم رايج حوزه ها, در دانش اخلاق و تزكيه و تهذيب نفوس, يدى طولى داشت و بخشى, نسبتاً, زياد از عمر شريف خود را صرف تدريس اخلاق و تربيت و تزكيه فضلا و طلاب و نيز تحقيق در مسائل اخلاق و نگارش كتابهاى سودمند اخلاقى كرد; به طورى كه در اين زمينه, استادى ماهر و صاحب نظرى مسلّم و شخصيتى ممتاز و تأثيرگذار شناخته شد و دروس اخلاق و جلسات تهذيب او, تأثير بسيارى بر مستمعان, بخصوص طلاب و فضلا داشت.)13
استاد شهيد, مرتضى مطهرى, از چهره هاى برجسته درس حضرت امام, از اثرگذارى درس اخلاق ايشان بر نفوس مستعد چنين ياد مى كند:
(…اگرچه در آغاز مهاجرت به قم, هنوز از مقدمات فارغ نشده بودم و شايستگى ورود در معقولات را نداشتم; اما درس اخلاقى كه به وسيله شخصيت محبوبم در هر پنج شنبه و جمعه گفته مى شد و در حقيقت درس معارف و سير و سلوك بود, نه اخلاق به مفهوم خشك علمى, سراسر مست مى كرد. بدون هيچ اغراقى و مبالغه اى اين درس مرا آنچنان به وجد مى آورد كه تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد, خودم را شديداً تحت تأثير آن مى يافتم.
بخش مهمى از شخصيت فكرى و روحى من در آن درس و سپس در درسهاى ديگرى در طى دوازده سال از آن استاد الهى گرفتم, انعقاد يافت و همواره خود را مديون او دانسته و مى دانم. راستى كه او (روح قدس الهى) بود.)
امام خمينى, افزون بر تدريس اخلاق, به نگارش آثارى با ارزش و راه گشا, در دانش اخلاق پرداخت.
و اين مسير را چون خود پيمود, آثارى را كه پديد آورد, بسيار اثرگذار و مفيد واقع شد. حضرت ايشان سالها عمر عزيز خود را صرف فراگيرى اين دانش كرد. نزد استادان بنام و بزرگ اخلاق و معرفت, حضرات آيات: ميرزا جواد آقا ملكى, شيخ محمدعلى شاه آبادى دانش آموخت و كسب فيض كرد و سپس سالهاى سال, به مطالعه, پژوهش و غور در اين مسائل و تدريس در آنها عمر صرف كرد و علم را با عمل درآميخت و خود استادى بزرگ, موفق و اثرگذار گرديد و آن چه را يافت و با جان چشيد و نيوشيد و آزمود, نگاشت. از اين روى نوشته هاى ايشان از سرشارى, ژرفايى و پختگى ويژه اى برخوردار است و با بسيارى از كتابهاى اخلاقى فرقهاى بنيادى و اساسى دارد.
از ديگر سوى به دليل تدريس اخلاق در حوزه و اهميت ويژه اى كه براى تزكيه و تهذيب طلاب و اهل علم و اصلاح حوزه قائل بود, مباحث ايشان, كاربردى, كارامد و شفاى دردها و بيش تر مربوط به موضوعها و گزاره هايى است كه بيش تر در حوزه ها مورد نياز است. هرچند براى ديگر گروه ها و مؤمنان نيز درس آموز و تنبيه آفرين است.
اخلاق3و4, گزيده آثارى است كه با اين تلاش, نگاه و انگيزه, به خامه مرد الهى پديد آمده و زينت بخش مجلسها و محفلهاى اخلاقى و عرفانى گرديده اند. اين آثار به ترتيب تاريخ, عبارتند از:

1. شرح اربعين

اين اثر, گسترده ترين اثر اخلاقى حضرت امام است, دربردارنده شرحِ چهل حديث از خاندان رسالت.
سنت نيك و ماندگار (اربعين) نويسى از زمانهاى دور, در بين عالمان بزرگ, عرفا و معلمان اخلاق رايج بوده و نسل پس از نسل اين سنت را پاس داشته اند و در دوران ما, حضرت امام اين سنت را از پايگاه و جايگاه بس والا و بلندى پاس داشت و اثرى جاودان و ماندگار آفريد.

2. آداب الصلاة

حضرت امام در اين اثر, افزون بر آداب قلبى, كه از مسائل و مقوله هاى اخلاقى به شمار مى آيد, بحثهاى اخلاقى و معارفى ديگرى را به مناسبت طرح و سوره هاى شريفه حمد و قدر را هم تفسير كرده است.

3. شرح جنود عقل و جهل

امام در اين اثر, به شرح روايت معروف امام صادق(ع) درباره جنود (سپاهيان) عقل و جهل, پرداخته است.
امام صادق(ع) در اين حديث شريف, هفتاد وپنج جند (سپاهى) براى هر يك از عقل و جهل برشمرده است. امام خمينى, افزون بر بحثهاى كلى درباره عقل و جهل, بيست وپنج جند از جنودِ عقل و جهل را در بيست وپنج مقصد شرح داده است.
و وعده داده كه باقى جندها در جلدهاى ديگر, به بوته بحث و شرح بگذارد كه گويا مجال براى آن بزرگوار فراهم نشده است.
مؤلف در اين اثر, كه به انگيزه تربيت و تزكيه اخلاقى عموم مردم نگاشته, بيش تر زاويه هاى اخلاقى حديث شريف امام صادق(ع) را در نظر داشته, بدين خاطر, از دقيقه هاى علمى كه اثرى در اين جهت ندارند, جز اندكى, چشم پوشيده است.
بناى ايشان بر نگارش اثر اخلاقى به سبكى نو و حركتى جديد در ارائه نوشته هاى اخلاقى بود كه به شايستگى از عهده آن برآمده است.
4. جهاد اكبر, يا مبارزه با نفس
اين اثر, تقريرى است از گفته ها و بيانهاى اخلاقى حضرت امام در دوران تبعيد در نجف اشرف. امام, گه گاه, به مناسبتهاى گوناگون, نكته ها, پندها, اندرزها و مسائل اخلاقى را پيش از درس, در آغاز و پايان سال تحصيلى, پيش از ماه رمضان و محرم مطرح مى كرده است كه بخشى از اين بيانها و گفته ها, به نام جهاد اكبر و مبارزه با نفس, به قلم سيد حميد روحانى, از شاگردان درس ايشان, تقرير يافته, گاه با درسهاى ولايت فقيه حضرت امام و گاه جداگانه, سالها پيش از انقلاب اسلامى, بارها در خارج از كشور و در داخل به چاپ رسيده است.
در اين گزيده كه براساس نوشته هاى عرفانى و اخلاقى امام, براى حوزه ها و طلاب آماده شده, بخشهايى از آثار ياد شده حذف گرديده است, بدين شرح:
الف. بحثهاى سنگين فلسفى و عرفانى.
ب. بحثهاى معارفى و آن چه به دانشهاى ديگر مربوط مى شده است.
ج. اسناد حديث.
د. ترجمه آيات و روايات.
هـ. آن چه كه در ديگر جلدهاى اين مجموعه درج گرديده است.
و. بحثهايى كه در آثار اخلاقى حضرت امام تكرار شده است.
ز. بحثهاى لغوى در شرح احاديث كه روشن كردن آنها بر عهده استادان است.

اخلاق5و6

اين اثر در دو جلد, با شماره صفحه هاى پياپى, در 551 صفحه, براى تدريس در پايه پنجم و ششم سطح يك حوزه, نگارش يافته است.
اخلاق5و6, تحرير كتاب جامع السعادات, نوشته مولى محمدمهدى نراقى است. كتاب جامع السعادات, در سلسله مأخذ دانش اخلاق جاى دارد كه بيانگر پذيرش محتوا و سبك ويژه آن نزد عالمان و صاحب نظران است. مؤلف در آغاز درباره نفس انسان, قوا و غرايز او سخن مى گويد و هر يك از فضيلتها و رذيلتهاى اخلاقى را به يكى از قواى نفس و يا غريزه اى نسبت مى دهد و آن گاه به شناساندن يكايك فضيلتها و رذيلتها مى پردازد و با آيات و روايات موضوع را روشن و تأييد مى كند و در پايان, راه درمان هر رذيلتى را به شيوه اى حكيمانه ارائه مى دهد.
افزون بر اينها, در لابه لا با پند و اندرزها و نصيحتهاى اثرگذار, خواننده را به تهذيب اخلاق و اصلاح رفتار فرامى خواند.
وى, بر ميانه روى در علم و عمل و گرايشهاى فكرى پاى مى فشارد و از يك سونگرى پرهيز مى دهد, خواه به پيروى كوركورانه از حكما, يا مقدسين, يا گزينش افراطى به ظواهر و يا به عكس, و خواه به سبب تعصب در عرفان و حكمت اشراق, يا علم اصول و فقه.14
مولى احمد نراقى در فرازى آن چه را كه بر سالك لازم است يادآور مى شود و آن گاه به شناساندن جامع السعادات مى پردازد:
(…و به حكم عقل و نص مستفيض نقل, بر هر يك از افراد سالكين منهج رشاد و طالبين طريق ارشاد, لازم است كه اولاً, از آيينه گيتى نماى دل, زنگ رذائل, زايل و بعد از آن ادهم همت به صوب تجمّل به خلل فضايل مايل سازد; چه بدونِ تخليه, تجليه ميسر نشود و انعكاس نقش حبيب در نفس خبيث صورت نبندد.
شست وشويى كن و آن گه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده

و خود ظاهر و روشن و ثابت و مبيّن است كه رفع صفات ناپسند و كسب ملكات ارجمند, موقوف بر شناختن آنها و اصول و اسباب هريك و كيفيت معالجات مقرّره است و متكفل بيان تفاصيل اين مطالب علمى است كه تعبير از آن به علم اخلاق و حكمت خلقيه مى نمايد.
و بهترين نسخ كتب از حيث نظم و ترتيب, و حسن تركيب و تعبير لايق و تحقيق رائق و اشتمال بر آيات و اخبار وارده در شريعت, و احتواى بر مقالات ارباب عرفان و اساتيد حكمت, كه در اين فن شريف تأليف و تصنيف شده, كتاب موسوم به جامع السعادات است كه از تأليفات عالم عامل و عارف واصل و حكيم كامل و فقيه فاضل, والد ماجد بزرگوار اين ذرّه بى مقدار است.)15
امام خمينى, معلم بزرگ اخلاق, جوينده راه كمال را سفارش مى كند كه به مطالعه آثار نراقيان بپردازد:
(هان اى عزيز! تو اگر با اخبار و احاديث سروكار دارى, به كتب شريفه اخبار, خصوصاً كتاب شريف كافى مراجعه كن و اگر با بيان علمى و اصطلاحات علما سر و كار دارى به كتب اخلاقيه از قبيل طهارة الاعراق و كتب مرحوم فيض و مجلسى و نراقيان مراجعه كن و اگر خود را از استفاده مستغنى مى داني… جهل خود را كه ام الامراض است, معالجه كن.)16

و در جاى ديگر سفارش مى كند:
(…كتاب شرح مغنيه مولانا مجلسى اول, كه يكى از كتابهاى نفيس و جليل القدر است و فارسى, مطالعه نما. و اگر نفهميدى از اهلش سؤال كن كه در آن كنترلهايى از معرفت است و همين طور كتب عزيزه شيخان نراقيان.)17
سنت عالمانه تلخيص و تحرير آثار عالمان بنام و استادان فن, از ديرباز در حوزه تمدن اسلامى رواج داشته است.
بخش مهم و درخور توجه ميراث مكتوب تمدن اسلامى را آثارى با عنوانهايى چون: تلخيص, ملخص, خلاصه, مختصر, مختار, منتخب, انتخاب, لباب, لبّ, مهذب, تهذيب, تحرير, گلچين, گزيده, چكيده تشكيل مى دهند.
نكته درخور توجه و درنگ اين است كه پديدآورندگان اين گونه آثار, خود, از ستارگان آسمان دانش و ادب بوده اند. از باب نمونه:
شيخ طوسى (م:460هـ.ق) (الشافى) سيد مرتضى را خلاصه مى كند.
علامه حلى (م: 726هـ.ق) كتاب مصباح المتهجد شيخ طوسى را خلاصه مى كند, با عنوان: منهاج الصلاح فى مختصر المصباح. و رساله (الباب الحادى عشر) را به عنوان تكمله بر آن مى افزايد:
گاه بزرگان, به خلاصه كردن آثار خود پرداخته اند, از باب نمونه:
محقق حلى اثر خود: شرايع الاسلام را خلاصه كرد و آن را المختصر النافع نام گذارد.
شهيد ثانى, به خلاصه كردن پاره اى از آثار خود پرداخت.
افزون بر خلاصه كردن, فن ديگرى از بازسازى رواج داشته به نام (تحرير) اما اين فن, در عبارتهاى كتاب, دست برده مى شده و پاره اى از جستارها و فصلها و بابها, مقدم داشته مى شده و پاره اى مؤخر. و گاه بر متن افزوده مى شده است; مانند: تحرير مجسطى بطلميوس, تحرير اصول اقليدس, تحرير اُكرَمانا لاؤوس, همه از فيلسوف نامور شيعه خواجه نصيرالدين طوسى و تحرير التحرير, از سيد ابوالقاسم موسوى خوانسارى نجفى كه تحريرى است از كتاب تحرير اصول اقليدس خواجه نصير.
با نگاهى به ذريعه علامه تهرانى, زير عنوانهاى ياد شده, صدها نمونه از اين آثار را مى توان ديد.
ابن خلدون, يكى از هدفهاى هفتگانه تأليف را, تحرير و تلخيص ديگر آثار مى داند:
(ديگر از مواردى كه سزاست در آن تأليف كرد, اين است كه مسائل دانشى, نامنظم باشد و هر مبحثى در باب خود واقع نشده باشد, آن وقت دانشمندِ آگاه, به ترتيب و تهذيب آن مى پردازد و هر مسئله را در جايگاه و باب و فصل خود قرار مى دهد, چنانكه اين وضع در (المدونة) به روايت سحنون از ابن قاسم و (العتيبه) به روايت عتبى از اصحاب مالك مشاهده مى شد. چه بسيارى از مسائل فقه در كتب مزبور در باب خود نيامده بود. از اين روى, ابن ابوزيد, به تهذيب (المدونة) همت گماشت, ولى (العتيبة) هم چنان نامهذب باقى مانده است و در هر باب آن, مسائلى از باب ديگر مى توان يافت, ولى جويندگان دانش با بودن (المدونة) و تهذيب ابن ابوزيد و هم تهذيبى كه برادعى پس از وى نوشته است, ديگر از العتيبة (بى نياز شده اند).
(تلخيص و مختصر كردن كتب متقدمان و آن, هنگامى است كه مشاهده شود كتابى در زمره امهات فنون به شمار مى رود و از مآخذ اساسى آنهاست, ولى بسيار مطول و دامنه دار است, آن وقت دانشمندى بر آن مى شود كه اين كتاب را به طور ايجاز و اختصار تلخيص كند و مباحث مكرر آن را بيندازد و در عين حال, برحذر باشد كه مطالب ضرورى آن حذف نشود, تا مبادا به مقصد مؤلف خلل راه يابد.)18
در تحرير جامع السعادات و آن را به درسنامه بدل كردن (اخلاق5و6) كارهاى زير انجام گرفته است:
ـ حذف نكته ها و جستارهاى غير ضرور, مانند: بحثهاى فلسفى و يا آميخته به اصطلاحهاى فلسفى و عرفانى كه در سطحى بالاتر از مخاطبهاى اين مجموعه شش جلدى و متناسب با دوره هاى تخصصى است.
ـ حذف آن چه در ديگر بخشهاى اين مجموعه آمده, يا بحثهايى كه در ديگر دانشها, بررسى مى شوند و مطالبى كه چندان كارساز نيستند و يا از سنخ پاره اى از داستانهايند كه در احياء العلوم آمده است.
ـ بسنده كردن به چند نمونه از روايات, در جايى كه روايات همانند بسيار بوده است.
ـ از ميان برداشتن و اصلاح اشتباه هاى چاپى.
ـ اعراب گذارى.
ـ نشان دادن مأخذ روايات نقل قولها.
ـ عنوان گذارى
ـ جا به جايى بخشى از براى نظم و نسق دادن و ترتيب منطقى بحثها.
ـ سامان دادن عنوانهاى اصلى و فرعى بابها, فصلها و باب بندى مناسب.
بدين ترتيب اين مجموعه, به گونه روش مند, چشم نواز, به مدرسان, دانش پژوهان و علاقه مندان مقوله ها و بحثهاى اخلاقى عرضه شده است. به اميد اين كه در رفتار و كردار از حوزويان اثر روشن و ماندگار خود را بگذارد.
اين همه, مرهون تلاشهاى بسيار و درخور ستايش فضلاى محترم, آقايان: رضا مختارى, مسؤول مركز تدوين, على مختارى محرر جامع السعادات و آقاى محسن صادقى است. شكر الله مساعيهم الجميله ووفقهم الله لمرضاته.

پى نوشتها:

1. اصول كافى, ثقةالاسلام كلينى, ج1/150, ح132.
2. مستدرك الوسائل, محدث نورى, ج12/166, ابواب جهاد النفس ومايناسبه, باب101, ح1.
3. همان, ج11/191, باب6, ح15.
4. وصيت نامه امام خمينى, بند ط.
5. جهاد اكبر/11ـ13, با تلخيص.
6. اخلاق در قرآن, ج1/240ـ241 ـ به نقل از مقدمه/12.
7. آداب تعليم و تعلم در اسلام, ترجمه گزارش گونه منيةالمريد فى آداب المفيد والمستفيد, شهيد ثانى, دكتر سيد محمدباقر حجتى/ بيست وهشت و بيست ونه, مقدمه, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, چاپ دوازدهم 1364.
8. الدر المنثور, ج2/186, به نقل از منية المريد/55.
9. اعيان الشيعه, سيد محسن امين, ج7/156.
10. مرآت الرشاد/185.
11. شرح اصول كافى/156.
12. شرح جنود عقل و جهل, امام خمينى/267ـ 268, مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى, 1377.
13. اخلاق3 و درسنامه اخلاق, براى طلاب پايه سوم/19, نشر دانش حوزه 1382.
14 . جامع السعادات, مولى محمدمهدى نراقى, ج1/83.
15 . همان, ديباچه/4.
16 . شرح اربعين, امام خمينى/512.
17 . سر الصلاة, امام خمينى/67.
18 . مقدمه ابن خلدون, ترجمه محمد پروين گنابادى, ج2/1124ـ 1125, علمى و فرهنگى.