( 26
)
درس
اعتقادات نمى خوانيم
فلسفه مى خوانيم
يكى از شاگردانم آمد گفت : مگر
غيراز همين ها ممكن است باشد
گفتند: من از همان وقت كتابها را همه را متلاشى كردم واز بين بردم .
گفتند: معلوم مى شود من موجب انحراف هستم .
غيرازاين ها براى روحانيون ضرورى است كه
مطالعات سياسى هم داشته باشند
در كنار درسها مطالعاتى هم داشته
باشند چون فردااگر كسى بخواهد به اسلام خدمت كند
فقه واصول تنها
به درد نمى خورد. چيزهاى ديگرى هم بايد بلد باشد.الان ملاحظه
مى فرماييد كه امام و ديگران هم مجتهد هستند
لكن اين مجتهد غيراز
مجتهدان ديگراست . به درداسلام مى خورد. به درد جامعه مى خورد.
بايدانسان بعنوان مطالعات جنبى
مطالعات سياسى داشته باشد.اگر
نداشته باشد به درد جامعه نمى خورد. نمى تواند براى جامعه كار كند .
موضوع اخلاق و درس اخلاق را هم كه گفتم .اخلاق بسيار لازم است .از
اين جهت كه مان طور كه بدن در موقع انحراف مزاج و غير متعادل شدن آن
مريض مى شود. روح هم هنگام بهم خوردن تعادل اخلاقيات
و وقت غلبه
رذايل اخلاقى و تضعيف شدن فضائل اخلاقى مريض مى شود
و بايد معالجه
كرد. همانطور كه معالجه بدن بستگى به تعادل مزاج و دارا بودن مقدار
لازم از مواد براى تركيب تعادل است روح هم بايداز نظراخلاقيات و
فضائل و رذائل در حد متعادل باشد كه از آن به عدالت اخلاقى تعبير
مى كنند و چون سرنوشت اعمال جوارحى بدست اخلاقيات است
هركدام از
رذائل و فضائل غلبه كند
اعمال بر طبق آن انجام مى شود. بايد بصدد
علاج روح بر آمد
و علمى كه مرض روح را بيان مى كند و راه علاج نشان
مى دهد
علم اخلاق است
و تا روح هم معالجه نشود نبايدانتظار عمل خير
و نيك ازانسان داشت
درس تفسير هم لازم است . خصوصا كسانى كه نمى توانند خودشان تفسير
بفهمند و مبادى فهم را در دست ندارند. خلاصه تفسير آشنايى با قرآن
است
و بوسيله آن انسان با بسيارى از علوم مثل ادبيات بمعنى الاعم
تاريخ
اصول عقايد و فقه آشنا مى شود
چون منبع همه اينها قرآن است .
|