( 63
)
براين
واژه كفر چنانچه در
معناى لغوى آن بيان داشتيم
بمعناى (ستر)است
و داراى مراتبى بلحاظ
پوشاندن ايمان و فطرت است
كه مرتبه كامل آن مقابل اسلام است . لكن
گاهى كفر در مقابل ايمان بكار مى رود
چنانكه دراين روايت اينطور
آمده است .
دلائل نظريه دوم :
ادله كسانى كه انكار
ضرورى دين را سبب مستقل براى كفر نمى دانندازاين قراراست :اگر
خواسته باشدانكار ضرورى بطور مستقل سبب كفر باشد
نياز بدليل
داريم . و ما دليلى كه قابل اعتماد باشد پيدا نكرديم . و آنچه را كه
بعنوان دليل ذكر كرده بودند
همگى آنها قابل رد بود كه توضيح آن
گذشت
واين خود كافى است كه بگوئيم انكار ضرورى دين سببى مستقل
براى كفر نيست . علاوه براين
ما روايات و شواهدى از كلمات فقهاء
عظام داريم كه مويداين نظريه است . كه بدانهااشاره مى كنيم :
الف- روايات : يك دسته از روايات مضمونشان اين است كه :اگر شخصى
شراب بخورد
و يا زنا كند
و يا ربا بخورد وادعا كند كه حكم اينها
را نمى دانسته
حد نمى خورد
مگراينكه اقامه بينه شود كه حرمت آنها
را مى دانسته است .ازاين روايات
استفاده مى شود كه جهل بحكم
مانع
حداست . و بطريق اولى مانع از تكفير مى باشد.
بعنوان نمونه روايت محمد بن مسلم را نقل
مى كنيم .
[ عن محمد بن مسلم قال سئلت ابا
جعفر[ ع] عن رجل دعوناه الى جمله ما يحقن له من جمله الاسلام فاقر به
ثم شرب الخمر و زنى واكل الربا و لم يبين له شى ء من الحلال و
الحرام
اقيم عليه الحداذا جهله . قال : لاالاان تقوم عليه بينه ان
كان اقر بحرمتها]. 13
ترجمه محمد بن مسلم گويد
سئوال كردم ازامام صادق ( ع ) كه مردى را دعوت كرديم به اداء جمله اى
ازاحكام اسلام تا خونش حفظ شود
واو هم انجام داد
سپس (آنمرد)
شراب خورد
و زنا كرد و رباخوارى كرد
در حالى كه بيان نشده بود
برايش چيزى از حلال و حرام . آيا بر وى حد جارى مى شود
با آنكه او
جاهل بحكم بوده است ؟امام فرمودند: نه
مگراينكه بينه اقامه شود كه
اواقرار بحرمت آنها نموده است .
ب- برخى از فقهاء كه نظريه اول را پذيرفته اند
گفته اند:اگر منكر ضرورى دين
از بلاداسلامى بدور باشد
بطوريكه
ضرورى دين را نفهميده باشد. ولى آن راانكار كند
چنين شخصى به صرف
انكار
حكم بكفرش نمى شود. واين مطلب دليل براين است كه
انكار
ضرورى دين مستقلا موجب كفر نيست14 .
ج -اگر كسى واجبى يا حرامى بلكه مستحبى را كه مى داند و يقين دارد
جزءاسم است گر چه از ضروريات اسلام
|