( 135
)
در مجراى صحيحى مى افتد و [عقل سليم] و [ قضاوت]
بر هنر وادب حاكم مى شود.
4- اثر هنرى بايد آموزنده و داراى نتيجه اخلاقى باشد.
5- اثرادبى و نرى بايد واضح و روشن و داراى سادگى خاصى باشد.
6- حقيقت نمايى : از چيزهايى سخن گفت شود كه وقوع آن بر حسب
(ضرورت) يا [ حقيقت نمايى] امكان داشت باشد.
7- نزاكت ادبى . آن چيزى زيباست كه با طبيعت خودش و يا طبيعت ما
توافق داشت باشد. و قوانين ديگرى مانند: قانون سه وحدت : (وحدت
موضوع
وحدت زمان
وحدت مكان )
كه سخن گفتن از آنا مجالى بيش از
اين مى خواهد نيز مكتب كلاسيك توصيه كرده است .
نويسندگان بزرگ اين مكتب عبارتنداز: راسين 6 مولير 7 لابروير 8
وبوسوئه 9 .
2- مكتب رومانتيسم 10
اين مكتب
درست در جهت مخالف مكتب كلاسيك قرار دارد.
كلمه[ رومانتيك] كه ابتدا در مورد تعبيرات شاعران درانگلستان
بكار مى رفت از سال 1676م
كم كم وارد كشور فرانسه شد.مكتب رومانتيسم
كه ازاواخر قرن هيجدهم ازانگلستان به آلمان و دراوائل قرن
نوزدهم ميلادى به فرانسه را يافت
تا نيم قرن نوزدهم برادبيات
اروپا حاكم بود.
از نويسندگان بزرگ اين مكتب
مى توان از لامارتين
ويكتور هوگو و
آلفرد دو موس
نام برد.
عوامل اجتماعى چندى در پديدار شدن اين مكتب موثر بود است :
در نيم اول قرن هيجدهم طبق اشراف واصيل زادگان قدرت واعتبار
خود رااز دست دادند. فساد وانحطاط در همه شئون ظاهرتر مى شد.
متجددان و شايسته تران بى اعتنائى زيادى به قوانين نشان مى دادند.
اطاعت مطلق و تسليم محض نسبت به هر گونه استبداديك طبق فاسد كارى
بى ثمر شمرده مى شد.
مردم نمى توانستند ديگر به اصول مكتب كلاسيك محدود بمانند بلكه
مى خواستند براى بهتر شدن زندگى خود
به آگاهيهاى تازه اى دست يابند و...
تفاوت دو مكتب كلاسيك و رومانتيسم را مى توان بدين سان خلاص كرد:
1- كلاسيك ها بيشترايده آليست هستند و فقط مى خواهند درادبيات
زيبائى و خوبى را بيان كنند ولى رومانتيك ها مى خواهند زشتى ها و
بدى ها را نيز در آثار خودشان نشان دهند.
2- كلاسيك ها به اصل[ عقل] متكى مى باشند
ولى رومانتيكها بيشتر
پاى بند(احساس ) و ( خيال پردازى ) هستند.
|