( 91
)
فطرت مقدور نيست . بين انسانى كه بايد
باشد
ولى[ نيست] وانسانى كه نبايد باشد
اما[ هست]
فاصله اى عميق
وجود دارد. و حركت اخلاقى تلاشى است براى برداشتن
و كاستن اين
فاصله
كه گاه هولناك و نگران كننده است .
انسان در حركت اخلاقى از[ ناخودها] بسوى خود راستين خويش مى گريزد.
شيخ اشراق اين سيراخلاقى را در يك رباعى لطيف بيان كرده است : 14
هان تا سر رشته خرد گم نكنى
خود را زبراى نيك و بد گم نكنى
رهرو تويى و راه تويى
منزل تو
هشدار كه راه خود به خود گم نكنى
استاد شهيد
مرتضى مطهرى - قدس سره - خطراز خود بيگانگى را چنين
گوشزد مى كند:
انسان احيانا[ خود] را با[ ناخود]اشتباه مى كند
و ناخود را
[خود] مى پندارد. و چون ناخود را[ خود] مى پندارد
آنچه به خيال خود
براى خود مى كند در حقيقت براى[ ناخود] مى كند و خود واقعى را متروك و
مهجور واحيانا ممسوخ مى سازد. 15 .
متفكر محقق
استاد محمدتقى جعفرى
از خود بيگانگى منفى را چنين
تفسير مى كند:
فقدان خود يا برخى عناصر خود كه موجب شكست آدمى در زندگى
مى گردد. 16
وقتى انسان[ خود] را گم كند
و يا برخى عناصر سازنده هويت انسانى
خويش رااز دست بدهد.از خويش بيگانه شده است .
متون اسلامى كه در زمينه هاى ذيل سخن مى گويد:از خود بيگانگى انسان
را نشان مى دهد.
1. آيات و رواياتى كه مساله مسخ انسان را بيان مى دارد.
2. آيات واخبارى كه نشان مى دهد
گاه انسان از حيوانات پست تر
مى شود.
3. آيات واخبارى كه از[ مرگ قلبها] خبر مى دهد.
4. آيات واخبارى كه يادآور مى شود برخى انسان ها در قيامت با
چهره اى ديگر محشور مى شوند.
5. آيات واخبارى كه از گم كردن
باختن
فراموش كردن
فروختن و
... خود خبر مى دهد.
6. آيات واخبارى كه از[ وارونه شدن انسان] سخن مى گويد.
اينها و نمونه هاى فراوان ديگر
نشان دهنده عمق خطر و عظمت فاجعه
از خود بيگانگى است
كه رهبران معنوى بشر هميشه از آن بر حذر
داشته اند
و براى نمونه
|