( 22
)
بدينسان آشنائى با چنين اسطوره هايى
آشنائى با تاريخ حوزه اى است
كه اگر چه امروز
تنها بعنوان دانشكده فقه واصول شناخته مى شود
ليك در گذشته اى نه چندان دور دانشگاه علوم
و شايد تنها دانشگاه
موجود بوده است . مجتمعى علمى
كه فقه واصول
تفسير و نهج البلاغه
حكمت وادبيات
رياضيات و نجوم و طب و تاريخ
در آن به گونه اى با هم
پيوند داشت كه انديشه جدائى وانحصار برخى از ديگر
بر باور هيچيك
ازاستاد و شاگرد
محلى ازاعراب نداشت .
اينگونه بود كه فارغ التحصيلان چنين دانشگاهى مردان مردى بودند
رهنوردان قله هاى سر به فلك كشيده علم و عمل
رادمردانى بريده از
دنيا
معراج گران تا به ستيغ عرش ايمان و حكمت و معاد باورانى تشنه
وصال
و در چنان حالى مردم دوست و دردآشناى ضعيفان و باورانديشان[
عليكم بالسوادالاعظم] .
اينهمه نبود
مگر به بهره مندى اساتيداين دانشگاه از گنجينه
پربهائى كه پايه گزاران حوزه شيعى به وديعت گذارده بودند.از
اينرو
استاد
نه تنها فقيه
كه مفسر
فيلسوف
اديب
رياضى دان
منجم
طبيب و تاريخ آشنا نيز بود.
جاى حيرت نيست كه اساتيدى چون مرحوم آخوند كاشى
حاج آقا رحيم
ارباب خراسانى
حاج ميرزاعلى آقا شيرازى و.. ذوفنون بودند
اما
چگونه از آنچه كه پيرامون ويژگيهاى معنوى آنان ياد مى شود
آنهم بسان
خوشه اى از گندم زارى بى انتها
در شگفت نمانيم ؟ آنجا كه مى گويند:
مرحوم آسيدمحمدباقر درچه اى كه مرجع تقليد بود
در علم ورع و تقوى
آيتى بود عظيم
و بحقيقت جانشين پيامبراكرم وائمه معصومين سلام
الله عليهم اجمعين در سادگى و صفاى روح و بى اعتنايى به امور دنيوى .
گوئى فرشته اى بود كه از عرش به فرش فرود آمده و براى تربيت خلايق
باايشان همنشين شده است . هنگام سلامت غذايش بسيار ساده بود
|