( 64
)
آنگاه كه مديريت علمى - تيلوريسم از حد كارآيى لازم نزول مى كند -
نهضت روابط انسانى - براى حفظ منافع غارتگران مطرح مى شود تا با
نوازش و محبت شيرهااز پستان سازمانهانى بشرى دوشيده شود!
در هر حال مااكنون دربرابر خويش سه گونه مديريت را به عنوان
واقعيتى خارجى مى توانيم ترسيم كنيم : 1- مديريت خودكامه
مستبد
خشن
خودسالار
2- مديريت مرموز
استبداد مخفى
خود سالارى و جريان سالارى و
گروه سالارى پوشيده شده در زير عنوانهاى زيبا. 3 -مديريتى شايسته
صالح
انسانى و بحق شورايى عادلانه
نوع اول ظاهرا هيچ جاذبه اى ندارد و نوع دوم نيز جاذبه اى ندارد
البته بشرط آنكه شناخته شود!
و مشكل همين جاست كه انسان براستى بتوان ميان نوع دوم و سوم
مديريت فرق بگذارد
البته فرق گذاردن در ذهن آسان است ! آنچه مشكل
است يافتن عينيتهاى تحقق يافته آن است .
حياتى ترين مسئله درمقطع كنونى براى حوزه هاى علمى و سازمان روحانيت
بازشناختن واقعى هر يك ازاين دو سيستم است .
الف : سيستمى كه به ظاهر عمومى و
همگانى است و بر مبناى شور و هميارى تصميم مى گيرد ولى در واقع متكى
بر يك تن يا يك جريان و يا يك نوع تفكر فرعى و قشرى است !
ب : سيستمى كه مبتنى بر شوراست واز همه انديشه هاى صاحب صلاحيت و
همه صاحب نظران دست اندركار و همه كسانى كهبه نوعى در رابطه موثر و
سازنده با سازمان قرار دارند بهره مى گيرد و مصالح تصويب شده بر طبق
ارزشهاى اخلاقى اسلامى بدون هيچگونه سانسور واعمال نظر و جريان
آفرينى به مرحله اجرا در مى آيد.
شيوه اول
سيستمى
است بسته
مديريتى است فردى
قشرى
باندى و
خطى كه ايده ديگران و بينش انديشمندان در آن تاثيرى ندارد.
و شيوه دوم
سيستمى
است آزاد - به مفهوم متعالى آن - و مديريتى
است محبوب وايده آل كه ما دراينجا نامش را (شيوه مديريت شورايى
فراگير و غيرانحصارى ) مى گذاريم .
|