( 70
)
نوع نگرش و برداشت وانديشه و فكر و شناخت لهجه ها و غرايب
و متشابهات قرآن در يك سطح نبودند
و برخى بر برخى ديگر برترى
داشتند] 18
عمر
روزى بر فراز منبر آيه:[ اوياخذهم على نخووف] را خواند و معناى
[تخوف] رااز مردم سئوال كرد و پاسخ شنيد 19 .
وازابن عباس نقل شده است كه
مى گفت : معناى[ فاطرالسموات] را نمى دانستم
تااينكه با حضور در مخاصمه دو مرد بيابان نشين كه در مورد چاهى
گفتگو مى كردند و يكى از آنها مى گفت:[ انا فطرتها] و مرادش اين بود
كه من به حفر آن آغاز كرده ام با معناى[ فاطر] آشنا شدم 20 .
اينها و جزاينهااز منقولاتى كه در دست داريم - و به برخى از آنها
پس ازاين اشاره خواهيم كرد - نشانگر نياز شديد صحابيان به تفسير و
تبين قرآن است . براساس اين نيازها و آن اختلاف در چگونگيها
پس از
رسول الله از يكسو تفسير قرآن گسترش يافت واز سوى ديگر
چگونگى
برداشتها در ميدان تفسير وانديشيدن بر قرآن دامن بگسترد و دانش
تفسير بعنوان يك جريان در حوزه انديشه اسلامى پاى گرفت .
چهره هاى برجسته تفسير و تبيين قرآن دراين دوره عبارتنداز
على
[ ع]
عبدالله ابن مسعود
ابى ابن كعب
زيدابن ثابت
جابرابن عبدالله
انصارى و ...
1.على( ع):
على[ ع] سيراب شده از
چشمه ساز زلال وحى است
و همگام و همراه پيامبر. زيباترين بيان در
ترسيم اين ارتباط و هماهنگى سخن خود مولى است كه فرمود:[ پيامبر مرا
در دامن خويش پرورش داد
در حاليكه كودكى بودم
مرا در آغوش
مى فشرد
مرابستر خود مى خواباند
و بدنش را به بدنم مى چسبانيد و
بوى پاكيزه او رااستشمام مى كردم .
... من او را پيروى مى كند
واو هر روزازاخلاق نيك خود رايتى بر
مى افراشت و مرا به پيروى از آن فرا مى خواند. وى مدتى از سال را
مجاور كوه[ حراء] مى شد
تنها من او را مى ديدم و كسى جز من او را
نمى ديد
در آن ورز غيراز خانه رسول خدا(ص )
خانه اى كه در آن اسلام
راه يافته باشد وجود نداشت . در آن خانه كه حضرت بود و خديجه
و من
سومين آنها بودم كه اسلام را پذيرفته بوديم . من نور وحى و رسالت را
مى ديدم و نسيم نبوت رااستشمام مى كردم] 21 .
بارى
محققان علوم قرآنى به جايگاه بلند على[ ع] درتفسير قرآن
تصريح كرده اند.
سيوطى مى گويد: خلفاءاربعه اولين مفسران قرآن هستند
كه روايات سه
تن بسياراندك است
واما آنچه از على نقل شده بسياراست
وازابن
مسعود نقل مى كند كه قرآن ظاهرى دارد و باطنى و باطن و ظاهر آن نزد
على است 22 .
|