( 32
)
بعدى شدن درست نيست
يعنى بايدافراد
ب كليات فقه
در
تمام زمينه ها مسلط باشند. منتهى در بعضى ازابواب
تسلط بيشتر باشد
مانعى ندارد. به خصوص در مرجع كه يك بعدى بودن هيچ معنى نداردالبته
هنگام استنباط حكم
يك مرجع مى توانداز كسانيكه در جهت موضوع حكم
مورداستبناط
تخصص بيشترى دارند
كمك بگيرد ولى نهايتا
حكم و
استنباط مال اوست واو بايد چنين توانى داشته باشد.
حوزه : همانگونه كه حضرت عالى هم
اشاره كرديد.امروز ما مشكلات سياسى
اجتماعى
داريم كه كليد حل آنها
در دست فقه است
يعنى بايد حكم آن از نظر فقه اسلام متشخص گردد. حال
اگر حوزه ها
جهت حركت خود را
به سوى رفع اين مشكلات قرار ندهند
آيا مسوول نيستند؟
استاد:چرا مسئول نباشند؟ مگر
ما فقه را فقط براى درس مدرسه مى خواهيم . فقهى كه نتواند در صحنه
اجتماع راهشگا باشد
به چه دارد مى خورد؟ و فقيهى كه نتواند مشكلات
جامعه خود را حل كند
چه فايده اى دارد.اينكه تفقه در دين واجب
كفايى است
يعنى صرف آموختن و بحث كردن آن واجب است ؟ يا پاسخگويى به
مسائل و مشكلات مردم مراداست ؟
مشكلات مردم متفاوت است . گاهى مشكل در مسئله جزئى و فردى است و
گاهى اسلام در صحنه عمل و براى پياه شدن در سطح جامعه
مشكلاتى دارد.
مگرما نمى گوئيم
جهت حركت كلى نظام
بايد منطبق با موازين اسلام
باشد. خوب اين فقيه است كه بايداين جهت را مشخص كند واين حوزه است
كه بايداينگونه فقيه را بپروراند.
خلاصه اين است كه حوزه نبايد تنها مساله گو تربيت كند. بلكه بايد
كسانى را تربيت كند كه بتوانند مسائل را در صحنه عمل پيش ببرند و
موانع آنرااز ميان بردارند.
امروز دنيا به ما چشم دوخته
تا ببينند
اسلام در زمينه عمل چقدر
كارسازاست .
در حقيقت
امروزاسلام به صحنه آزمايش كشيده شده است . دراينجا
اگر ما به جاى پرداختن به ضروريات
در مدرسه به بحثهاى غير ضرورى
مشغول باشيم واسلام در صحنه عمل مواجه به مشكلاتى باشد قطعا مسئوول
بوده واشتغال به آن بحثها
شبه حرمت دارد.
حوزه : با توجه به اينكه شما عضو مجلس خبرگان اول بوده و عضو مجلس
خبرگان دوم هم هستيد
اگر پيرامون اين دو مجلس
صحبت يا خاطره اى
داريد بفرمائيد.
استاد: مجلس خبرگان اول كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى
براى تدوين قانون اساسى جمهورى اسلامى به فرمان حضرت امام
|