( 47
)
كرده است
و پيشنهادهاى سازنده اش در لابلاى سطرها و يا در شيار مغزها و صفحه
خاطره ها به رسوب فراموشى نشسته است .
حضور طلاب در تعيين سرنوشت خويش
مسئله ايست كه تاكنون عملا مورد
بى توجهى قرار گرفته و نقش فعال و خلاق و مبتكر و جريان آفرين آن
ناديده انگاشته شده است !
البته مااذعان داريم كه آنچه در گذشته مانع تحقق يافتن تشكيلات
سازمان يافته حوزه و روحانيت بوده است و به تبع آن زمينه حضور طلاب
در تعيين سرنوشت فرهنگى واجتماعى شان رااز ميان برده
1 عبارت است
از:
الف : فقدان امكانات لازم مادى واجرايى .
ب : خطراستيلاى بيگانگان و حومتهاى طاغوتى جبار بر سيستم حوزه ها.
ج : عدم احساس شديد نيازهاى گسترده اجتماعى و وجود نداشتن زمينه هاى
تبليغى جهانى .
و نيز دلائل ديگرى كه همه را مى توان در يك عبارت خلاصه كرد: فراهم
نبودن همه جانبه مقتضيات وامكانات و وجود داشتن خطرات و آفات
گوناگون .
اما خوشبختانه در عصر حاضر همه آن مشكلات و موانع مرتفع شده
است
و مشكلات احتمالى هم بايد با برنامه ريزى و دقت نظر و حسن انجام
و تدبير كافى از ميان برداشته شود.
امروز زمينه براى پديدآوردن نظام نوين فرهنگى و پژوهشى و تبليغى و
اقتصادى حوزه
از هر جهت مهياست
و مقتضى براى بنيان نهادن تشكيلات
سازمان حوزه و روحانيت قوى است
و زمان حضور طلاب آگاه و روشن نگر
در
شوراى مديريت حوزه فرا رسيده است . و شايد دور نگهداشتن طلاب از
صحنه مديريت جامعه علمى و عقيدتى خويش ديگرامكان پذير نباشد
همان گونه كه در جهان امروز دور نگهداشتن مردم يك جامعه رشد يافته از
تعيين سرنوشت خويش ممكن نيست
و جوامعى كه امروز دربنداسارت
استعمار واستبداد و خودرايى احزاب و گروههاى خاصى بسر مى برند
در
انحطاط فرهنگى بسر برده و
|