( 87
)
دوم : مطيع گردانيدن نفس حيوانى مرعقل عملى را كه باعث باشد برطلب
كمال .
سوم : ملكه گردانيدن نفس انسانى را به ثبات به آنچه معداو باشد
قبول فيض حق تعالى را تا به كمالى كه او را ممكن شد
برسد] 6 .
اين نمونه ها و موارد مشابه آن
نشان مى دهد كه امامان شريعت و پاسداران
ديانت
هيچگاه رياضت را باتنيدن در فرديت همراه نكرده اند بلكه
همواره مردم راازاين خلط وامتزاج
برحذر داشته اند.
از سوى ديگر
اين تذكار را نيز بايداضافه كرد
كسانى هستند كه
[رياضت] را با غلتيدن در كثافات
اشتباه گرفته اند و مخالفت با آداب
و سنن معقول عرفى واجتماعى را
شعار ساخته اند وافتخار مى شمرند.
اينان نيزاز حقيقت[ رياضت شرعى]
بهره اى نبرده اند و به گفتار و
كردار معصومان[ ع] و عارفان و سالكان
اندك توجهى ننموده اند.
و سخن دراين مقولات
بسياراست و آنچه مرقوم شد
بر مبناى ضرورتى
است كه دراين تذكر
لازم مى نمود.
2.رياضت شرعى دراين نوشتار:
آنچه دراين[ دستورالعمل] مى بينيد
برگرفته از صدها آيه و روايت
است و دستاورد تجربيات ممتد نويسنده ربانى آن . دراين نوشته
[رياضت شرعى] چيزى
جز[ ادب نفس] نيست واين
جوهره و جانمايه
معارف اسلامى است كه به گفته پيشواى عارفان
على[ ع]:
[ الشريعه رياضه النفس] 7
(مرحوم خوانسارى) در شرح حديث
نوشته اند:
شريعت
رياضت نفس است . [شريعت] جائى را گويند كه مردم آنجا روند
از براى آب خوردن يا آب برداشتن . دين و ملت را نيز گويند به اعتبار
تشبيه آن به جاى مذكور. و دراينجا ممكن است مراد معنى اول باشد كه
شريعت حقيقى و جائى كه از آن سيراب توان شد
رياضت فرمودن و رام
كردن آنست به اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى وامتثال اوامر واجتناب
از نواهى او. و ممكن است مراد معناى دوم باشد كه غرض از شريعت و
قراردادن آن رام فرمودن نفس است به اطاعت و فرمانبردارى وامتثال
اوامر واجتناب نواهى 8
|