( 14
)
و معتقد به اين باشند كه هر دو
فرع از يك اصل و دو
عامل از يك محور هستند ] 1.
و براين اساس
بايستى به انتقاد ذيل - كه از ناحيه يكى ازارگانهاى دانشجوئى
مسلمان
ابراز شده است - توجه داشت :
[با كمال تاسف
گروهى
اين تفكر راالقاء كرده اند كه دانشگاهى
چون يك روشنفكر
به معنى غربزده است
لذا حركتهاى مستقل سياسى و
اجتماعى از جانب آنها در سطح جامعه انحرافى است و بايد تمامى
حركتها
زير نظر مجتهد روحانى باشد
اما در طول انقلاب هيچگاه حضرت
امام
اينگونه برخوردى را تاييد نكرده اند] 19 .
و يا مشاهده مى كنيم كه يكى از دانشجويان
از وجوداين القائات
نادرست
اظهارتاسف مى كند و مى گويد:
بعضا مسائل مطرح مى كنند كه ازاين دو قشر يك
قشر فكر بكند. دانشگاه بايد عقل منتقل داشته باشد
خودش فى نفسه و
بالاستقلال فكر نكند. 20
اين تصوير خطا
كه متاسفانه در حجاب تقدس و تدين
ارائه مى گردد -
تا آنجا پيش مى رود كه دانشجويان رااز دخالت درامور سياسى
منع
مى كند و آن را در حوزه فعاليت مجتهدين
به انحصار در مى آورد. پرخاش
امام
عليه اين درك سوء
از دامنه وسيع اين پرتگاه فكرى - عملى
با خبرمان مى سازد .
ازاينرو بايد بر مشاركت همه جانبه و همسان تكيه كرد و مسئوليت
يكنواخت اين دو قشر را
در راه وحدت
باور داشت . به اعتقاد مااين
تصوير نادرست است كه برخى از همصنفانمان
اظهار داشته اند:
[ اعتقاد خودم را به عنوان يك طلبه مى گويم : آن مقدار كه در وحدت
فيضيه و دانشگاه
دانشگاه
بايد مايه بگذارد
فيضيه محتاج به مايه
گذاشتن نيست] 21 .
ما چنين مى انديشيم كه اين سبك و سنگين كردن مسووليتها
خود
گامى
عليه وحدت است . حوزه و دانشگاه
همراه و همدوش
موظف به اجراى اين
تكليفند. هر يك ازاين دو نهاد
قصورها و تفصيرهائى داشته اند و
دارند واين زمان
رفع آن را بر عهده دارند.
|