( 88
)
ما
را گوش مى دهد
كه ما گمان مى كنيم
تسليم عقيده ما شده است . سپس
شروع مى كند
به جواب دادن با ملايمت و با مهربانى و با جملاتى كوتاه و
پرمغز
چنان راه را بر ما مى بندد
كه قدرت فرار را از ما لب مى كند.
تواگراز ياران او هستى
بسان او با ما سخن بگو] 7 .
در برابراين برخورد صحيح و منطق قوى بود كه ماديين سرسخت آن
زمان
اظهار عجز و ناتوانى مى كردند و خاضعانه سرتسليم فرود
مى آوردند و يا لااقل حاضر مى شدند
به سخنانى كه نفى باورهاى
آنان را در پى داشت
گوش فرا دهند.
ابن ابى العوجاء نسبت به امام صادق[ ع] مى گويد: [او را ملكى ديدم
كه هرگاه بخواهد متجسم و متجسد مى شود. ]
ائمه و فرق اسلامى
در زمان غالب امامان
فضاى حاكم بر تفكر
بسيار ناپسند بود.از
سوى قدرتهاى مسلط
اتهاماتى جعل مى شد
تا جائى كه برخى از فرق
اسلامى
تحت تاثير قرار مى گرفتند وائمه و پيروان آنها را
مورد طعن
و لعن و تكفير قرار مى دادند. ولى در عين حال
برخوردائمه(ع) و
پيروان راستين آنها
با ساير فرق اسلامى
اغماض گونه والفت انگيز بود
و حتى از عكس العمل والفت انگيز بود و حتى از عكس العمل افراطى برخى
از شيعيان در برابر مخالفين جلوگيرى مى كردند و در بعضى از مواقع
عملا نشان مى دادند كه
برخورد با سيار فرق و مذاهب
چگونه بايد
باشدلا عذافير صيرفيمى گويد
من با حكم عقيبه كه از روساى زبديه از
فرقه بتريه بود
نزدامام باقر(ع) بوديم . حضرت به وى كاملااحترام
مى كرد. در همين مجلس
با آن حضرت در مساله اى بناى مشاجره را گذاشت
و حضرت بدون آن كه نسبت به وى تندى كند
به فرزندش فرمود: [كتاب على
(ع) را بياور] آن گاه
مطلب رااز كتاب على(ع) كه او نيز بدان
اعتراف داشت به وى نشان داد. 9
و يكى ازافتخارات مالك بن انس كه بعدا رئيس فرقه مالكى شد
اين
است كه مى گويد:
وقتى كه به حضور جعفر بن محمد مى رسيدم
به من احترام
مى گذاشت
خيلى خرسند مى شدم ََ و خدا را شكر مى كردم كه او به من محبت
دارد. 10
اين رفتار بسيار نيكو و سالم امام صادق(ع) بود
كه افراد بسيارى
از فرقه هاى مختلف اسلامى را جذب آن حضرت كرده بود. تا جائى كه در
مجلس درس آن حضرت حاضر مى شدند
از خرمن پرفيض آن حضرت
خوشه ها
مى چيدند و در نتيجه
فكر وانديشه امام صادق(ع) همه جا منتشر
مى شد
نجاشى از حسن بن على و شاء كوفى نقل مى كند:
[ انى ادركت فى هذاالمسجد سبع ماه شيخ كل يقول حدثنى جعفر بن
محمد]... 11
|