( 103
)
:در جواب هر سوالى حاجت گفتار نيست
چشم بينا عذر مى خواهد لب خاموش را 27
همه مردم كه بوعلى نمى شوند
كه اگر سخنى براوهامشان سنگين آمد وانديشه شان
از پذيرش آن سرباز زد
بگويند: (كلما قرع سمعك من الغرائب فذره فى
بقعه الامكان) : آنچه از سخنان عجيب
گوش ترا نوازش داد
آن را به
بايگانى امكان بسيارى
پس: [رخش مى خواهد تن رستم كشد].
روح آدمى
تا به مرتبه بايسته از شناخت
تعبد وادارك حقايق غيبى
و نيروهاى پنهان ملكوتى نرسيده است
عرضه مسائل سنگين
دشوار
متشابه و پيچيده معنوى و مذهبى
بر روى خطاست . واگرانكارى ازاو
سرزند و پرسش برايش پديد آيد
عرضه كننده
بازخواست خواهد شد. و
مسئول گفته هاى خويش خواهد بود.اما على (ع) مى فرمايند:
لاتحدث بما تخاف تكذيبه . 28
زبان به گفته اى كه بيم دارى دروغ پندارندش (بخاطر غرابتى كه دارد) مگشاى .
بايداين سخن را باور داشت : گفتن يك حقيقت (كه اگر حقيقت باشد
زيرا بسيارى اين گفته هاى نادر و شگفت
صحت و يا نادرستى شان براى
خود آن گويندگان و نويسندگان روشن نيست .) آنگاه كه در مخاطب توان و
حالت پذيرش نيست
به ابتذال كشاندن آن حقيقت است . پس هر مبحث
تربيتى واخلاقى
بايد سنجيده و در خورد گنجايش و توان خواننده مطرح
شود. و شرايط گناگون فرهنگى
اجتماعى و غيره در نظر آيد.
نظر كردم بچشم راى تدبير
نديدم به زخاموشى خصالى
3نگويم لب به بند و ديده بردوز
و ليكن هر مقامى را مقالى . 29
سعدى
در ره عشق نشد كس به يقين محرم راز
هركسى بر حسب فكر گمانى دارد
:باخرابات نشينان زكرامات مگوى
هر سخن وقتى و هر نكته مكانى دارد 30
حافظ
چه بسا يك مطلب دشوار و سنگين (كه در جاى خود
شايد حق باشد و
براى
|