( 163
)
نبوت
ركن اصلى و مشهود آن را تشكيل مى داده
است
هرگز نمى توانند نهال مصنوع و پلاستيكى ماترياليسم را بر زمينه
انديشه ها وافكار مردم بكارند.
لذا
بى شرمانه و بدون هيچ دغدغه خاطرى
تاريخ
انبياء را در تواريخ مجعول و بافته خودشان ناديده گرفته
و نام و
نشان پيامبران رااز نوشته هاى خود حذف مى نند.
در حاليكه جهان باستان در جنگ مستمر و بى وقفه حق و باطل
توحيد و
شرك
دين و جهل
عدالت و ستم
محبت و خشونت و شريعت و قانون با هرج
و مرج و خودكامگى
خلاصه مى شود. هر كس باالفباى تاريخ جهان باستان
آشنا باشد مى داند كه رهبرى و هدايت جريان اول در دست انبياء مبعوث
خداوند بوده است . چنانكه سردمدارى جريان منحوس دوم را طاغوتها
و
سلاطين جبار در دست داشته اند. در مصداق بارز و معين آن
در يك طرف
نوح ابراهيم
موسى
عيسى و حضرت محمد[ ص] و در طرف ديگر ملا و
مترفين (كله گنده ها و عياشان )
نمرود
فرعون و قيصر و كسرى وابوجهل
قرار داشته اند.
لكن بااين همه
در تاريخ بافته شده و مجعول روسها و ديگر
ماركسيستهاى ملحد دنيا
تمام اين حقايق و واقعيات در پس پرده
كتمان
مانده است . به عنوان مثال وقتى كه در ضمن گزارش تحريف شده و
از پيش خود بافته مربوط به تاريخ دنياى قديم
اتفاقات
وقايع
فرهنگ و مذهب
و حوادث اجتماعى مصر باستان را مى نويسند
مذهب شرك و
بت پرستى و خرافات را كه در خدمت فراعنه و كاهنان بوده به عنوان
[تنها مذهب] موجود و قابل تصور
قلمداد كرده و نتيجه مى گيرند كه :
[مذهب در مصر باستان
فرمانروائى ستمگران را بر ستمكشان استوار
مى ساخت] 4
لكن در هيچ جاى آن كتاب
درباره مذهب انقلاب
آفرين و فرعون كش توحيدى آن زمان و پيامبر نامدارش حضرت[ موسى بن
عمران] كه باانقلاب الهى و آسمانى خود
بساط فرعون معاصرش رااز روى
زمين بر پيچيده و نظام توحيدى در مصر برقرار نمود
حتى يك كلمه نيز
سخن نگفته است !
روسها كه اين كتاب را ظاهرا به عنوان كتاب درسى براى دانش آموزان
سالهاى آخر دبيرستان و دانشجويان مبتدى نوشته اند
تاريخ نبوت حضرت
موسى در مصر باستان و ديگر پيامبران الهى آن ديار را
كاملااز
تاريخ مجعول خود حذف كرده اند
تا به خيال واهى خود براى مصر نيز
مانند روم باستان[ يك دوره برده دارى
|