( 121
)
مدعاى ما:
صاحب حدائق (محقق بحرانى ) مى نويسد:
[ قال شيخناالشهيد فى الدرايه :ان كثيرا من الفقهاء نشا
و بعدالشيخ يتبعونه فى الفتوى تقليدا لكثره اعتقادهم فيه و حسن
ظنهم . فلما جاءالمتاخرون و جدوااحكاما مشهوره قد عمل بهاالشيخ
و متابعوه فحسبوها شهره بين العلماء و مادرواان مرجعهاالى الشيخ
قدس ره واالشهره انما حصلت بمتابعته] 23 .
مرحوم شهيد ثانى در كتاب درايه بيان كرده است كه بسيارى از فقهائى
كه بعداز شيخ پيدا شدند و در فتواى خوداز شيخ پيروى كردند.اين
بدان سبب بود كه به شيخ علاقه بسيار و گمان خوبى داشتند. همين كه
فقهاى متاخر آمدند
احكام مشهورى يافتند كه شيخ و متابعانش به آن
عمل مى كردند.اينان آن احكام رااحكام مشهور بين علماء پنداشتند و
ندانستند كه مرجع تمام آنها
به سوى شيخ قدس سره است واين شهرت
به
جهت متابعت ازايشان حاصل شده است .
تقليد كور و تعصب آميز و محصور ماندن در لابلاى افكار شخصيتهاى
علمى
سياسى
نظامى و ... بدون نقبى به روشنائى
علاوه براين كه
جامعه را به ركود مى كشاند واز ترقى و پيشرفت آن جلوگيرى مى كند
آزادى انديشه را
ازانسان سلب مى كند. روزگارانسان مقلد
به مثابه
روزگار همان مرد سرگردان در قبرستان را مى ماند كه عطار وصفش مى كند:
مگر مردى زمردان طلبكار
به گرد گور مردان گشت بسيار
شبى مى گشت خوش خوش گرد خاكى
بگوش او رسيد آواز پاكى
4كه تاكى گور مردان را پرستى
به گرد كار مردان گردورستى . 24
3. خرافات
سبب برترى آدمى بر ديگر جانداران[ نيروى ادراك] اوست . در پرتواين نيروى عظيم
زمام طبيعت را به دست
گرفت و كاخ بلند زندگانى را برافراشت و در آغوش طبيعت
به كام
روزگار گذرانيد. در گذرگاه زمان[ نيروى ادراك] ناب و خالص نماند.
بدين سبب درخت تنومند زندگى
دچار آفاتى گرديد.ابرهاى تيره اوهام
و خيال و پندار
مانع تابش خورشيد نورافزاى خرد و عقل شدند و بجاى
آنان
نقش ايفا كردند و قلمرو و پهناورى را با قدرت به مهيمز حكومت
خود در آوردند.
چه
نيروى ادراك در كشف رابطه علت و معلول به تكاپو مى پردازد و
به درون ظلمت ها راه پيدا مى كند وانفجارى از نور پديد مى آورد گاهى
هم در باتلاق مجهولات و در پشت درهاى ناگشوده
گرفتار مى شود و روزنى
به برون نمى يابد. دراين هنگام
پندار قدرتمندانه
پا به ميدان
مى گذارد و به حل مسائل لايتحل مى پردازد و آزادانه بدون سد و عايقى
براى هر
|