( 164
)
2. مطالب روايتى و منقول خود را عينا باالفاظى كه (در آن سند
وجود دارد و يااز كسى شنيده ) نقل كند واز شيوه نقل به معنى
پرهيز كند.
3. مطالبى را كه از ديگران
بواسطه شنيدن نقل مى كند
همان لحظات
استماع يادداشت و مكتوب كرده باشد و نه بعداز پايان مذاكره .
4. منبع و منقول عنه خود را نام ببرد و]... 14
با توجه به مطالبى كه گفته شد
جريان تاريخنگارى اسلامى را مى توان
[ اسلوب توثيقى تاريخنگارى] ناميد كه همان روح و خميرمايه اصلى
تاريخنگارى علمى و غيرجريانى مى باشد. تاريخنگارى اسلامى
ضمن تعهد به
حق و مكتب
واقعگرا و توثيقى است . لذا صرف عنوان[ جريانى] داشتن يك
تاريخنگارى
دليل حق گريزى آن نمى گردد.
بهرحال براساس آنچه كه بطور فشرده بيان گرديد
معنا و
مفهوم اصطلاح[ جريانهاى تاريخنگارى] آشكار شد.
جريانهاى تاريخنگارى كه در عصر حاضر در جهان اسلام
ايران و
بطور كلى جهان سوم
رايج بوده و مى باشد
بسيار گوناگون و در عين
حال پيچيده هستند. مانند جريانهاى تاريخنگارى دربارى
سنتى
فراماسونرى
صليبى
صهيونيستى
تبشيرى واستعمارى
ماركسيستى
ملى و
روشنفكرى وامثال اينها
كه دراينجا در صدداستقراء دقيق آنها
نمى باشيم .
هر كدام از متوليان
و سردمداران اين جريانها
سخت كوشا بوده و هستند كه به ورود به
حوزه تاريخنگارى و غصب تولى آن در تعيين هويت و شناسنامه تاريخى و
ملى مردم دنيا و بويژه مسلمانها
تاثير بگذارند و براى ملتها
آنگونه شناسنامه تهيه كنند كه با منافع و آرمانهاى پليدشان در تضاد
نباشد.
اين كوشش استكبارى
در جهان اسلام و بويژه ايران اسلامى
از زمان
قاجاريه به اين طرف
بطور مضاعف بوده است . واين بدليل ويژه گيهاى
تاريخى
جغرافيائى
فرهنگى
عقيدتى و موقعيت استراتژيك خاص
بين المللى مى باشد كه ايران داراى آنها مى باشد.[ تيولداران جريانهاى
تاريخنگارى استكبارى] به اين نتيجه رسيده اند كه از رهگذر تحقيقات
تاريخى
بهتر مى توانند باهداف خود نزديك شوند.
[تاريخ معاصرايران]
كه مقصود مااز آن
از آغاز سلطنت قاجاريه
به اين طرف
|