( 160
)
عنوان طرح : بررسى اسناد تاريخى
مجرى طرح : صفائى
ابراهيم
پژوهشگر
محل اجراى طرح : با همكارى وزارت فرهنگ و هنر
رشته تخصصى : تاريخ
خلاصه طرح :
گردآورى و مطالعه اسناد سياسى و تاريخى مربوط به قرن نوزدهم و قرن
بيستم ايران
و پژوهش روى اسناد مربوطه و تععين خصوصيات گوناگون هر
يك ازاسناد و تطبيق مفاد آن اسناد با واقعيتهاى تاريخى
و تنظيم
توضيحات و حواشى روشنگر براسناد مزبور
و سپس تنظيم اسناد بصورت
كتاب و چاپ نشر آن اسناد
به منظور فراه آوردن زمينه تحقيقات براى
يك مستند و مورداعتماد.
تاريخ شروع طرح : مرداد ماه 2534
منبع تامين اعتبار: صندوق توسعه پژوهشهاى علمى كشور
اعتبار طرح :
750.000ريال 25
اگر خواننده
محترم توجه داشته باشد كه اين طرح در سال 1354بسته شده و در آن زمان
قدرت خريد 75هزار تومان باندازه تقريبى ده برابراكنون بود
و نيز
در كتاب[ راهنماى طرحهاى پژوهشى علوم انسانى واجتماعى سال 2534
شاهنشاهى] كه اين طرح در آنجا چاپ شده
ديگر طرحهاى مربوط به باستان
شناسى و تاريخ رااز صفحه 81 -103 ملاحظه كرده و بودجه انبوه اين
نوع طرحها را كه تقويت كننده فرهنگ سه ضلعى دربار بودند
با
[طرحهاى بدون اعتبار پژوهشهاى تكنولوژى] از صفحه 107 -109 همان
منبع
مقايسه كنند
به اهميت نقطه نظر ما پى خواهند برد
كه دربار
چگونه در نقويت تاريخنگارى دربارى مى كوشيده است .
دربار پهلوى براى ترويج[ فرهنگ مختلط و سه ضلعى] بى قوراه خود
علاوه براين كه دسته اى از دانشمندان ضعيف النفس را
با طرق مختلف جذب
كرده بود
از طريق وساطت برخى از عناصر وابسيته خود كه نقش
[دلالهاى فرهنگى] براى دربار را بازى مى كردند
مانند سيدحسين نصر
احسان نراقى وامثال آنان
كوششها بخرج مى داد تا نيروى فكرى دربار
را نيز بنحوى جذب و يا دستكم تعديل و ساكت نمايد.
مثلا[ احسان نراقى] كه تئوريسين نيمه مخفى دربار و حتى
ساواك بود
در يك تلاش هماهنگ شده با[ ساواك] مى كوشيد با كشاندن پاى
مرحوم دانشمند و نويسنده آزاده[ جلال آل احمد] به بستن يك قرارداد
غير مستقيم فرهنگى و تاريخ نويسى و يا جامعه شناسى با عوامل دربار
او را به موضع سكوت و سازش و يا دستكم[ تعديل] بكشاند. مفصل داستان
ازاين قراراست كه[ نراقى] با هماهنگى قبلى با ساواك از طريق تماس
تلفنى به مرحوم آل احمد پيشنهاد مى كند كه تعطيلات تابستانى را با
هزينه پرداختى او و به معيت همسرش[ سيمين] به افغانستان برود و يك
مطالعه تحقيقاتى درباره اوضاع اجتماعى و يا تاريخ آن سرزمين انجام
بدهد
و كتاب را نيز براى خود چاپ كند!البته طبيعى است با فراستى
كه آل احمد داشته
نراقى و ساواك دراين توطئه ناكام مانده اند
و آل
احمداين طرح را نپذيرفته است .
هدف اصلى ازاين توطئه ها و فرستادن
[مجانى] آل احمد به افغانستان فقير
بى نفت واستعمارزده
اين بوده است
كه به اصطلاح عظمت ايران و ترقى و پيشرفت آن كه خود حرفى زده باشند
او را قانع كنند كه در مقايسه باافغانستان وضع ايران ما زياد بدكى
هم نيست ! و بدينگونه ازاو يك متفكر و مورخ دربارى و يا بى تفاوت
بسازند.
با توجه به اين حقايق است كه جريان تاريخنگارى دربارى معاصر بسيار
پيزيده است و هر كس قادر به شناخت آن نيست . تجارب استبداد داخلى و
استعمار خارجى
به اضافه هنر هنرفروشان نامتعهد
در آن امتزاج يافته
است .اگر تاريخنگارى دربارى قديم
داراى ويژگى مردم انكارى بود
نوع معاصر آن داراى ويژگى مردم فريبى
و بيگانه پرستى در كنار شاه
محورى و سلطان ستائى است .
پاورقى ها
1. اعلان بالتوبيخ لمن دم اهل التاريخ
جلال الدين سيوطى
ضميمه
كتاب[ علم التاريخ عندالمسلمين]
.489
فرانس روزنتال
چاپ بيروت .
2.نشر دانش
سال 7 شماره 1.33. دراينجا مناسبت دارد كه به
اين سخن[ دكتر سعيد عاشورى مصرى] نيز توجه كنيم :
|