( 10
)
پرداخت . در مجلس از طرح اختصاص صدى
نيم براى ايجاد واحداث
مدارس ابتدائى در روستاها دفاع كرد و فرمود:
چيز ياد گرفتن از بس
واضح است - عقلا و ديانتا - خجالت مى كشيدم كه برخيزم و بگويم اين
را بايد توسعه اش داد و مساله خيلى بديهى است . و ديانتا هم عقيده
براين است كه از هر چيز مقدم است . يعنى اول كلمه اى كه مى شود نسبت
داد به صاحب شريعت ما
علم است ... حيوانات به مذهب ما
هر كدام معلم
شدند قيمت پيدا مى كنند...اين بواسطه شرافت علم است. 25
وى به تخصص هاى جديد نيز بها داد.او دريافته بود كه علوم كهن از
مقابله با تكنيك جديد
بازمانده اند و لذا بايد در تعقيب حركات
مصلحانى چونان اميركبير برآمد.ازاين رو
به هنگام طرح[ اعزام محصل
به خارج]
از آن انتقاد كرد
امااز موضع ضد تخصص با آن برخورد
نكرد. بلكه در مقدمه گفتارش
اظهار داشت :
[فرمايشاتى فرمودند كه ده نفر محصل برود خارجه براى اينكه متخصص
بشوند در علم مهندسى
عقيده بنده اين است كه ده تا كم است
صدتا هم
كم است ... ما متخصص زياد مى خواهيم]... 26
سپس از شيوه اعزام به خارج
انتقاد مى كند و مى گويد:
[در دوره هائى كه گذشته
در همين مجلس
متجاوزاز دويست نفر
سيصدنفر را تاكنون به خارجه فرستاده اند
در صورتى كه متخصص كه سهل
است
متخصص درجه دوم و سوم هم گيرمان نيامد... بايد راهى پيدا كرد
كه اين درد را علاج كنند]... 27
مدرس
در راستاى لزوم توسعه تكنيك جديد
به وسعت صنائع دفاعى نظر
داشت و آن را توصيه مى كرد.
[ بايد پولى كه بابت خريداين نجس ها مشروبات الكلى از مملكت خارج مى شود
صرف
خريد كارخانجات شود.امروز
جنگ از زمين ها به هوا رفته
بايد صرف
ايجاد كارخانه
هواپيماسازى
كارخانجات
اسلحه سازى و توپ بشود]...28 .
نمونه ديگراز موضعگيريهاى مناسب با زمان[ مدرس] را
در دفاع وى
از[ نظام وظيفه اجبارى] مى توان دانست .او درگيرى بااين مسائل را
غلط مى شمرد و معتقد بود كه حركاتى كه در مسير ناصواب جلوه دادن اين
وظيفه انجام مى يابند
نادرست است و بايداين قانون را مشروع تلقى
كرد واگر نقصى است
در جاى ديگراست و ريشه را بايد جست .اما با
مشروعيت قانون شرعى
درگير شدن سزا نيست . در پاسخ يك از منتقدان -
كه از قانون[ نظام اجبارى] انتقاد داشت - به وى فرمود:
[آقا شما دستى از دور برآتش داريد
نظام وظيفه
يك قانونى است
مشروع و بر هر مسلمانى واجب است]. 29
آخرين نمونه از موارد را
- دراين مقال مختصر - دفاع[ مدرس] از
[ماليات] مى توان شمرد.ايشان دراين مقوله فرموده اند: كه[ ماليات]
از شوون ولايت امراست و كشورها در راه پيشرفت به آن نيازمندند و
نمى توان
نام آن را[ خمس] و[ زكات] نهاد. 30
اين انظار مترقى
نشانه وسعت نظر آن شهيد بود و دافع از مدرس
جز
به ادامه راه او در زمينه
|