( 154
)
ديگراسامى منصرف را در شعر
به ضرورت
غيرمنصرف خواند
زيرا كه اين كار
خروج شيى ءازاصل خود. 45
مرزبانى
به آراء ناقدان پيش از خود
اشاره كرده و حتى از مجالسى
هم كه براى نقد شعر
تشكيل مى شده
اسم 46 برده و نظرانتقادى خود را
هم بيان كرده است .
مرزبانى
علاوه بر نقد شعر شاعران دوره جاهلى
شعر شاعران دوره
اسلامى را نيز مورد نقد و بررسى قرار مى دهد و صفحات فراوانى از كتاب
را به بحث از شعر شاعران اين دوره
اختصاص داده است . 47 مثلا
مرزبانى
اشعار خوب فرزدق را بررسى كرده و درباره اين شعر:
ضربت عليك العنكبوت بنسجها
وقضى عليك به الكتاب المنزل
كه فرزدق درباره[ جريربن عطيه] گفته است
مرزبانى مى گويد:
تاويل اين شعر آنست كه شعر جرير ("بيت همچون بيت واهى ضعيفى است
كه اين خوداشارتى است به آيه:[ ...ان اوهن البيوت لبيت
العنكبوت]...
عنكبوت .41
مرزبانى شعر بعيدالمعانى فرزدق را كه درباره ابراهيم بن بن
اسمعيل بن هشام المخزومى "خال هشام بن عبدالملك سروده نيز مورد
بررسى قرار داده و آن را مستحسن ندانسته است . شعراينست :
و ما مثله فى الناس الا مملكام
ابوامه حى ابوه حى ابوه يقاربه
كه در واقع خواسته است بگويد:ابوام
ابن ملك "پدر مادر هشام پدر ممدوح مباشد كه اين خود
تعقيد دارد. 48
مرزبانى
در ضمن بحث از شعراءاسلام تحت عنوان[ اخبار تشمتمل
على ذكر جماعه من شعراءالاسلام] 49 و بار ديگر تحت عنوان[ جماعه من
شعراءالاسلام] 50 سخن گفته واز عيوب معانى شعر بحث كرده واز قول
قدامه بن جعفر گفته است : 51
مخالفت با عرف وگفتن كلامى كه عادت و معمول جامعه نيست و طبع مردم نمى پسندد
اگر
شاعر آن را در شعر خود بگويد
از عيوب معانى به شمار مى آيد.
مرزبانى
در بحث از شعراى اسلام
تئليم رااز عيوب لفظى شعر
دانسته و گفته است : 52 تثليم آنست كه شاعراز روى ناچارى واضطرار
كلماتى را به طور ناقص بگويد مثل اينكه اميه بن ابى الصلت
كلمه
[بنى اسرائيل] را در شعر زير[ بنى اسرال] گفته است .
لاارى من يعيننى فى حياتى
غير نفسى الا بنى اسرال
در برابر تثليم
مرزبانى يكى ديگراز عيوب لفظى شعر را كه[ تذنيب]
باشد بازگون كرده و گفته است : 53 تذنيب عكس تثليم است مانند شعر
زير كه گوينده از روى اضطرار و جهت كامل كردن وزن شعر
كلمه
[عبدالملك] را به صورت[ عبدالمليك] آورده و گفته است :
|