( 45
)
داشت] 21 .
و گاه پس از نقد و بررسى
از ظاهر قرآن بخاطر روايت دست بر مى دارد
و مثلا مى گويد:
[آنچه از ظاهر قرآن استفاده مى شود همين است
اگر نبود آنچه از
پيامبر نقل شده است] 22 .
و بالاخره
به هنگام نقد و بررسى اقوال
اگر با تكيه به لغت و
اقوال سلف و روايت ماثور
ره به جائى نسپرد و در ترجيح ازاين
شيوه ها بهره مند نگردد متوقف مى شود
و مى گويد:
[در چنين مواردى كه روايتى نداريم و خبرى از مسلمانان نرسيده
تصويب و تضعيف قول جائز نيست] 23 .
با آنچه در سطور پيشين آورديم
چنين پنداشته نشود كه ما
تفاسير
نقلى را دست كم مى گيريم و درارج گذارى آن آثار
كوتاهى مى كنيم
هرگز! ما خود در مقامى نوشته ايم :
[ بى گمان تفسير نقلى
اگر متكى به روايت صحيح و آثار قطعى الصدور باشد و براساس مباين
محكم
صدور روايت احراز گردد مطمئن ترين و شايسته ترين تفسيراست] 24
امااينك
سخن بر سر آن است كه منقولات طبرى
تا چه اندازه مورد
اعتماد تواند بود و راويان و مفسران و محدثانى كه اين اقوال از آنان
گرفته شده است
از چه مقدار صداقت و وثاقت واعتبار برخوردارند
كه
گفتار آنان معيار تمامت سنجشها باشد. براى دست يافتن به پاسخ اين
سوال شايسته است به چگونگى راويان آثار تفسيرى كهن و حدوداعتبار
مفسران پيشين - گر چه بگونه اى - توجه كنيم :
از جمله مفسران دوره اول
ابن عباس است
در جلالت و بزرگوارى و
صداقت ابن عباس و نيز
در شناخت وى
از قرآن
سختى نيست و بى پايگى
برخى مطالب نشانگر قدح وى با پژوهش دقيق در زندگانى او روشن مى شود
25 .
اما آيا همه آنچه از
وى بعنوان تفسير نقل شده است درست است ؟ سيوطى مى گويد:
[در تفسير قرآن ازابن عباس بااسناد و طرف مختلف
روايات بى شمارى
نقل شده است
از بهترين آنها طريق عل بن طلحه هاشمى است ... كه
حافظان اجماع كرده اند كه وى ازابن عباس مستقيما نشنيده و با واسطه
نقل مى كند 26 ... طريق ديگر
روايات[ عوفى] است كه طبرى از وى
روايت مى كند .ضعيف است ولى واهى نيست] 27 .
طرق ديگر روايات ابن عباس نيز
چندان مورداعتماد نيستند.اين است
كه برخى از محققان
در روايات منسوب به وى به ترديد نگريسته اند.
سيوطى
ازامام شافعى نقل مى كند:
[ ازابن عباس بيش از حدود 100 حديث درتفسير قرآن ثابت نيست] 28
از سوى ديگر در منابعى مى خوانيم كه :
[طبرى حدود هزار روايت
ازابن عباس نقل كرده است] 29 .
محمد عبدالعظيم زرقانى
مى گويد:
|