( 137
)
رضاخان را نام مى برد و به
ملت معرفى مى كرد
لذا بدستور رضاخان و باند تبه كاراو ترور و شهيد
شد. نمونه اى ازاشعارافشاگرانه و جذاب سياسى او را دراينجا
مى آوريم كه در هجواعضاء كابينه رضاخان و عوامل او سروده است .
دولت به ريش زرد[ ظهير] آبرو گرفت
كناس بيار كه كابينه بو گرفت
بعداز سه سال خواست[ تدين] كند نماز
بافاضلاب حوض سفارت وضو گرفت
نازم به[ رهنما] كه[ تدين] كشيد رنج
در پيشگاه اجنبى و مزداو گرفت
[حلاج] پينه زن وطن خويش را فروخت
با پول آن دو دست لحاف و پتو گرفت
آرى شكم عزيزتراز مملكت بود
[حلاج] را كه ملك بداد ولبو گرفت
دستت رسداگر تو
بكن قطع بيدرنگ
دستى كه دوستانه دو دست عدو گرفت
مى خواست حق خلق[ رضاخان] فرو برد
رو شكر كن كه لقمه ملت گلو گرفت
نفرين به ليدر سوسياليست باد كاو
دنبال اين سياست بى آبرو گرفت
عاقل[ طباطبائى] كورست كاو به مكر
با هر طرف به ساخت و مزداز سه سو گرفت
گه[ اعتدال] و گه[ راديكال] گاه[ سوسيال]
بدتراز آن زنى است كه هفتاد شو گرفت
گويند در خزانه نماندست يك تافلوس
ما را هزار خنده ازين گفتگو گرفت
اين پولها چه مى كند آن دولت كه باج
از لوله هنگ مسجد ملا عمو گرفت
مى خواست[ رهنما] بخورد حصه[ صبا]
آن حقه باز معركه با هاى و هو گرفت
[گلشن] به مثل گفت كه عباس دزد كيست ؟
برجست و زود آينه اش روبرو گرفت
از بس كه وام خواست[ تدين] ززيد و عمرو
ديگر به وام خوردن بى ربط خو گرفت
مستى حرام باد به ميخانه كاندراو
[عارف] غرابه كش شده[ دشتى] سيو گرفت 18
آرى
اين هنر و شجاعت او بود كه
سفارت انگليس و رضاخان سردارسپه و باندشان را وادار كرد
تا آن شاعر
آزاده
جوان و روشنگر را به رگبار گلوله به بندند.
نمونه ديگراز كتمان حقايق و تحريف تاريخ
مطالب مربوط به زندگى و
شهادت آيت الله سيدحسن مدرس[ ره] مى باشد
كه نه تنها در كتب دربارى
رسمى دوران پهلوى كتمان و تحريف شده
بلكه حتى در كتابهاى مرجعى كه
ظاهرا موضع غير دربارى داشتند
اما به هر حال در شرايط دشوار و جو
خفقان رژيم سلطنتى پهلوى
مجبور به نفس كشيدن بودند نيز
اين كتمان
حقيقت صورت گرفته است . به عنوان مثال
در لغتنامه دهخدا
عليرغم
ابتكار عمل وارزش وارج فرهنگى كه اين مجموعه قابل تقدير دارد
از
اين قبيل و كتمان ها نيز فراوان ديده مى شود. مثلا ضمن
|