( 153
)
مدرسه را دو روز يكبار
از چاه عميق مدرسه پركند.
و كارى پر زحمت بود. طالبان
علم ماهى سه دينار شهريه داشتند .به من ايراد نگيريد تو كه ماهى سه
دينار شهريه داشتى چطور مى گوئى روزها گرسنه مى ماندم خودتان مى دانيد
كه ما طالبان علم
علم معاش نداريم هر چه بدستمان آيد همان دم خرج
مى كنيم .
بارى دو دينار كم بود و مهم تراز آن آب كشيدن از چاه چهل ذرعى
شب خوابيديم
و صبح برخاستيم ديديم مشهدى على كلاه را به عمامه تبديل كرده و آشيخ
على شده . جامع المقدماتى هم زير بغل دارد. دو دينار هم به سه دينار
رسيد. و شگفت تراين كه مشهدى على سابق و آشيخ على لاحق را ديدم كه در
مجلس ها با كسانى چون مرحوم شيخ غلامحسين اردبيلى و يا حاج سيدمحمود
شاهرودى معامله اكفاء مى كرد. سبحان الله .
حالا برگرديم به دانشگاه
دانشگاه
چنانكه مى دانيد دنباله دبيرستان است و دبيرستا دنباله دبستان و
دبستانها جانشين مكتب خانه ها شد كه مقدمات علم را به كسانى چون
محمدزكريا
حسين بن عبدالله بن سينا
ابوريحان بيرونى
ابوحامد
غزالى
سيدمرتضى و شيخ طوسى و صدها عالم ديگر مى آموخت .
اماارزش علمى آن مكتب خانه ها پس از فترت مغول با گذشت زمان كم شد
واز كيفيت آن كاسته گرديد كه مختصرى از وضع درسى آن را در مقدمه
كتاب زندگانى امام على بن الحسين[ ع] نوشته ام . ليكن آنان كه از طبقه
ممتاز بودند واستعدادى هم داشتند. معلمانى خاص داشتند و خوب درس
مى خواندند و خوب فرا مى گرفتند.
پس از مشروطه يا دقيق تر بگويم پس از آشنائى رجال سياست ايران با فرهنگ غرب
به
فكرافتادند كه هم مكتب خانه ها رااز صورت نامطلوب آن روز در آورند و
هم آن را گسترش دهند.اين فكر پسنديده
در عمل وضعى بخود گرفت كه
نتيجه آن برهمگان روشن است .
بوريا به نيمكت و دكانچه به اطاق تبديل شد. شاگردهاى بيست ساله
از
چهار پنج ساله جدا شدند
و هر يك با همسالان خود كلاس بندى گرديدند
اما مقرر شد در پايان شش سال
درس خواندن به دانش آموز گواهى بدهند
خوب تااين جاى كار بد نبود
مشكل از آنجا شروع شد كه دولت اعلام
كرد: هر كس بخواهد دراداره هاى دولتى به كار مشغول شود بايد گواهى
نامه داشته باشد واز سوى ديگر چنانكه گفتم براى گواهى نامه ارزش
استخدامى تعيين كردند. نتيجه آن كه ديگر درس خواندن هدف نبود بلكه
وسيله اى شد براى تحصيل نان . وسيله
هر چه ساده تر و زودياب تر بهتر. و
كوشش دانش آوزان همه اين بود كه براى امتحان آخر سال
خلاصه اى از هر
درس را بخاطر بسپارند و بعدازامتحان فراموش كنند.
گفتم در حوزه هاى درس قديم
از هر هشتصد با هزار تن طالب علم
پنجاه تا شصت تن داراى استعداد قوى بودند واستاد
آن استعدادها را
تربيت مى كرد.اما در نظام فرهنگى جديد - دبيرستان يا يا دانشگاه -
در يك كلاس كه دو يا سه تن يا بيشتر يااستعداد يافت مى شود
متاسفانه
بايد خود را بااكثريت هم آهنگ كند. زيرا
برنامه براى همه يكى است
وقت هم براى همگى محدود و بدين ترتيب سطح علمى پائين مى آيد.
در حوزه ها و ميان طبقه ها يك جمله
معروف است.[ دو درس براى يك روز كم است و سه درس
|